بخش هنری تبیان

بیستمین حراج کریستیز در حالی ساعت هفت عصر چهارشنبه پیش رو در هتل امارات تاورز دوبی کار خود را آغاز می کند که این رویداد هنری ١٠سالگی خود را نیز جشن خواهد گرفت. به همین مناسبت، کریستیز در بخش آغازین حراج این دوره دست به ابتکار زده و در بخشی اختصاصی شماری از آثاری که در ١٠ سال گذشته در این حراج حضور جالب توجه داشته اند را بار دیگر به مجموعه داران علاقه مند عرضه خواهد کرد ؛ نکته بسیار حائز اهمیت در این بخش سهم بسیار قابل توجه آثار و هنرمندان ایرانی است که بیش از یک چهارم کل آثار را به خود اختصاص داده اند.
بیستمین کریستیز خاورمیانه دو کاتالوگ مستقل دارد؛ کاتالوگ ویژه دهمین سال شامل ٤٠ اثر و کاتالوگ حراج بیستم که بلافاصله و در ادامه بخش ویژه به روی میز حراج می آید و بیش از ٨٠ اثر را به خریداران پیشنهاد می کند؛ کاتالوگ دهمین سال در حالی که تصویر اثر حامد عیوض، هنرمند مصری را روی جلد دارد، به چاپ رسیده است. در این بخش ٤٠ اثر از ٣٧ هنرمند ایران، مصر، لبنان، سوریه، عراق، مراکش و ترکیه ارائه خواهد شد که گران ترین قیمت پایه به اثری از عمرالنقدی هنرمند مصری با عنوان «سارایوو» تعلق دارد. این تابلوی نقاشی سه لته ای که به «گوئرنیکا» اثر پیکاسو شباهت بسیاری دارد، با قیمت پایه ٤٠٠ تا ٦٠٠ هزار دلاری در این شب چکش خواهد خورد. حامد عیوض از مصر و شفیق عبود از لبنان نیز دیگر هنرمندان غیرایرانی گران قیمتی هستند که آثار آنان با قیمت پایه ٣٠٠ تا ٤٠٠ هزار دلاری ارائه خواهد شد.
در کاتالوگ ١٠سالگی کریستیز آثاری از ١٥ هنرمند ایرانی ارائه شده است که به ترتیب آثاری از پرویز تناولی، سهراب سپهری، منوچهر یکتایی، بهمن محصص، کوروش شیشه گران، جعفر روحبخش، فرامرز پیلارام، منصور قندریز، حسین زنده رودی، محمد احصایی، منیر فرمانفرمایان، فرهاد مشیری، رکنی حائری زاده، افروز عمیقی و هایده شافعی روی میز حراج می روند. در میان هنرمندان ایرانی گران قیمت ترین اثر به یک مجسمه «هیچ» از پرویز تناولی با قیمت پایه ٣٠٠ تا ٤٠٠ هزار دلار تعلق دارد که در سال ٢٠٠٧ خلق شده است. رتبه بعدی به تابلویی از مجموعه درخت َهای سهراب سپهری اختصاص دارد که در سال ١٩٧٠ خلق شده و قیمت پایه ٢٥٠ تا ٣٠٠ هزار دلار برای آن در نظر گرفته شده است. از پرویز تناولی یک مجسمه دیگر از مجموعه شاعر و قفس نیز در این بخش حضور دارد که قیمت پایه آن ١٤٠ تا ١٨٠ هزار دلار است و اثر دیگر سهراب سپهری ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار قیمت پایه دارد.
محمد احصایی نیز با یک اثر نقاشیخط جایگاه سوم هنرمندان گران قیمت ایران را به خود اختصاص داده است. اثر او که در سال ٢٠١٢ خلق شده است با قیمت پایه ٢٠٠ تا ٣٠٠ هزار دلار در این حراج چکش خواهد خورد. همچنین اثری از فرامرز پیلارام متعلق به سال ١٩٧٠ و حجم آینه کاری شده ای از منیر فرمانفرمایان که در سال ١٩٧٤ ساخته شده نیز در این حراج با قیمت پایه ١٨٠ تا ٢٤٠ هزار دلار ارائه خواهد شد. از منصور قندریز و حسین زنده رودی نیز آثاری با قیمت پایه ١٥٠ تا ٢٠٠ هزار دلار در این حراج وجود دارد. فرهاد مشیری نیز تابلویی با عنوان «کنفرانس» را در این حراج با قیمت پایه ١٢٠ تا ١٨٠ هزار دلار دارد. از منوچهر یکتایی نیز نقاشی رنگ روغنی خلق شده در سال ١٩٦٤ با قیمت پایه صد تا ١٥٠ هزار دلار در این حراج ارائه می شود. تابلویی از بهمن محصص نیز در این حراج با قیمت پایه صد تا ١٢٠ هزار دلار چکش خواهد خورد. دیگر آثار هنرمندان ایرانی نیز همگی کمتر از صد هزار دلار قیمت پایه دارند. آثار افروز عمیقی ٨٠ تا ١٢٠، کوروش شیشه گران ٧٠ تا ٩٠، هدیه شفیع ٦٠ تا ٨٠، جعفر رو بخش ٥٠ تا ٧٠ و رکنی حائری زاده ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار قیمت گذاری شده اند.
در بخش اصلی کریستیز بیستم نیز ٨٦ اثر از ٦٤ هنرمند ارائه می شود که ٣٥ اثر آن به ٢١ هنرمند ایرانی تعلق دارد. در این بخش آثاری از هنرمندان کشورهای ایران، مراکش، مصر، عراق، ترکیه، عربستان سعودی، فلسطین، سوریه و لبنان به فروش گذاشته خواهد شد. کمترین قیمت پایه ای که امسال برای یک اثر هنری انتخاب شده هشت تا ١٢ هزار دلار است. اما این ٨٦ اثر در میان خود آثار گران َقیمت چندانی ندارند و بیشترین قیمت پایه به نقاشیخطی از حسین زنده رودی با عنوان «برگ زرد» و اثری از فرهاد مشیری با عنوان «YHGNL» با قیمت پایه صد تا ١٥٠ هزار دلار اختصاص دارد.
در کریستیز بیستم ٣٥ اثر از ٢١ هنرمند ارائه خواهد شد که پس از برگزاری حراج جشن ١٠سالگی کریستیز، شامگاه ٢٦ اسفند به همراه آثار دیگر هنرمندان معاصر خاورمیانه َای چکش خواهند خورد. در این بخش ناصر عصار با دو اثر متعلق به دهه ١٩٦٠ با قیمت های ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار حضور دارد. حسین کاظمی نیز سه نقاشی از دهه ١٩٧٠ خود را که دو اثر با قیمت پایه ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار و یک اثر ١٥ تا ٢٠ هزار دلار قیمت دارد، عرضه خواهد کرد. از بهجت صدر، نقاشی انتزاعی متعلق به دهه ٧٠ میلادی با قیمت ٣٠ تا ٤٠ هزار دلار ارائه می شود و اثر کاهگلی مارکو گریگوریان متعلق به دهه ١٩٨٠ نیز در این حراج با قیمت پایه ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار چکش خواهد خورد.
سیراک ملکونیان نیز به همراه حسین کاظمی با ارائه سه اثر نقاشی انتزاعی پیشتاز هنرمندان ایرانی است. از او سه تابلوی نقاشی از دهه ١٩٧٠ ارائه می شود که دو اثر با قیمت پایه ٢٥ تا ٣٠ هزار دلار و یک اثر با قیمت پایه ١٥ تا ٢٠ هزار دلار ارائه خواهد شد. سهراب سپهری نیز در این حراج دو اثر را به خود اختصاص داده است؛ یک نقاشی از مجموعه درخت ها با قیمت پایه ٦٠ تا ٨٠ هزار دلار و یک اثر انتزاعی کمتر دیده شده با قیمت پایه ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار آثار این هنرمند در حراج بیستم کریستیز هستند. از مسعود عربشاهی نیز یک اثر با قیمت پایه ٢٠ تا ٣٠ هزار دلار در این حراج حضور دارد. ابوالقاسم سعیدی نیز در این حراج دو اثر دارد که شامل یک تابلو متعلق به سال ١٩٥٥ با قیمت پایه ١٢ تا ١٨ هزار دلار و نقاشی دیگری متعلق به سال ٢٠١٥ با قیمت پایه ٦٠ تا ٨٠ هزار دلار هستند.
منوچهر یکتایی نیز دیگر هنرمندی است که دو اثر از او در این دوره از کریستیز چکش خواهد خورد. از یکتایی دو نقاشی با قیمت های پایه ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار و ٣٠ تا ٤٠ هزار دلار در این حراج ارائه می شود. اثر نخست پرتره ای از کارل فلینکر است که روی جلد کتاب امسال نیز به این اثر اختصاص پیدا کرده است. اما پروانه اعتمادی نیز در این حراج یک تابلوی فیگوراتیو چشمگیر ارائه کرده است که ٣٠ تا ٤٠ هزار دلار قیمت پایه آن است. از کوروش شیشه گران نیز اثری متعلق به سال ١٩٩٧ با قیمت پایه ٢٥ تا ٣٠ هزار دلار ارائه شده است. مجسمه فلزی ژازه تباتبایی نیز دیگر اثر ایرانی است که با قیمت پایه ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار در این حراج چکش خواهد خورد. از پرویز تناولی نیز دو اثر که یکی از آنها به مجموعه هیچ تعلق دارد در این حراج عرضه شده است. اثر نخست قیمت پایه َای معادل ٦٠ تا ٨٠ هزار دلار دارد و هیچ این هنرمند نیز ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار است. زنده رودی به عنوان یکی از دو هنرمند گران قیمت این حراج نیز دو اثر با عنوان های آ بی کلاه و برگ زرد را در این حراج ارائه کرده است، اثر نخست ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار و اثر دوم صد تا ١٥٠ هزار دلار قیمت پایه دارند. منیر فرمانفرمایان نیز توپ آینه ای خود با قیمت پایه ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار را در این حراج دارد.
از فرهاد مشیری نیز دو اثر در کریستیز بیستم ارائه می شود؛ اثر نخست سه گل رز نام دارد که قیمت پایه آن ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار است و اثر دوم نیز «YHGNL» نام دارد که قیمت پایه آن صد تا ١٥٠ هزار دلار است. از رکنی حائری زاده تابلوی خسرو و شیرین با قیمت پایه ٢٥ تا ٣٠ هزار دلار ارائه می شود و از افشین پیرهاشمی نیز دو تابلو با قیمت های پایه ٢٥ تا ٣٠ هزار دلار و ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار در این حراج چکش خواهد خورد. شیرین نشاط نیز اثری را با قیمت پایه ٧٠ تا ٩٠ هزار دلار در این حراج دارد. همچنین از سونیا بالاسانیان نیز تابلویی با عنوان باران و به قیمت پایه ١٥ تا ٢٠ هزار دلار و یک اثر بدون عنوان به قیمت پایه ٣٠ تا ٤٠ هزار دلار در این حراج عرضه می شوند. درنهایت از رضا درخشانی نیز دو اثر نقاشی با قیمت های پایه ٥٠ تا ٧٠ هزار دلار و ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار در کریستیز بیستم چکش خواهد خورد. بخش نمایشگاهی کریستیز بیستم عصر یکشنبه، ٢٣ اسفند در سالن گودولفین امارات تاورز آغاز به کار کرد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 26 اسفند 1394 ساعت: 11:11
بخش هنری تبیان

نخستین رویداد حوزه هنرهای تجسمی در سال 94، اتفاق تلخی بود؛ فقط چند روز از آغاز فصل بهار گذشته بود که نیما پتگر - هنرمند نقاش - از دنیا رفت. این هنرمند متولد سال 1325 در تهران بود. او فرزند علی اصغر پتگر - هنرمند نقاش - بود و این هنر را از پدرش آموخته بود. او سال 1347 برای تحصیل به ایتالیا سفر کرد و یک سال بعد به آکادمی هنرهای زیبای رم وارد شد و به آموزش مجسمه سازی پرداخت. پتگر سال 1355 به کشور برگشت و به فعالیت های هنری اش در آتلیه خود ادامه داد.پتگر در 69 سالگی براثر بیماری قلبی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
درگذشت استاد عبدالعلی گلریز خاتمی تنها استاد مسلم گل پیچ خاتم کشور، دیگر اتفاق تلخ تجسمی در روزهای ابتدایی سال 94 بود. او که از ابتدای فروردین به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان قلب الزهرا (س) در شیراز بستری شده بود، در 68 سالگی از دنیا رفت. این هنرمند بیش از 60 سال در عرصه خاتم سازی فعالیت کرد.
درخشش هنرمندان ایرانی در هجدهمین حراجی هنرهای مدرن و معاصر کریستی دبی با فروش دو میلیون و 300 هزار محقق شد و نام ایران در رتبه دوم فروش آثار قرار گرفت. در این دوره از حراج کریستی، محمد احصایی (161 هزار دلار)، سهراب سپهری (161 هزار دلار)، پرویز تناولی (50 هزار دلار)، کورش شیشه گران (137 هزار دلار)، حسین زنده رودی (با سه اثر در مجموع 139 هزار دلار)، بهمن محصص (173 هزار دلار)، مسعود عربشاهی (100 هزار دلار)، رضا درخشانی (125 هزار دلار) منوچهر یکتایی (68 هزار و 750 دلار)، قاسم حاجی زاده (50 هزار دلار)، سونیا بالاسانیان، هنرمند ایرانی - ارمنی (52 هزار و 500 دلار)، اردشیر محصص (32 هزار و 500 دلار) و فرهاد مشیری (با سه اثر در مجموع 452 هزار دلار) هنرمندان ایرانی حاضر در هجدهمین حراج کریستی دبی بودند.
هفتمین حضور ایران در دوسالانه ونیز از اتفاقات حاشیه ساز سال 94 بود. حضور نمایندگان بنیاد «فیض نیا» و «مارکو منگوتزو» به عنوان کیوریتوهای غرفه ایران در این دوسالانه و حضور هنرمندان خارجی در غرفه ایران، در رسانه ها خبرساز شد؛ محمد احصایی، محمود بخشی، جمشید بایرامی و سمیرا علی خانزاده چهار هنرمندی بودند که به انتخاب دولت ایران در بخش Iranian highlights حضور داشتند. در کنار این چهار هنرمند، هنرمندان دیگری از ایران و کشورهای دیگری مانند پاکستان، عراق، هند و افغانستان نیز به انتخاب بنیاد «فیض نیا» و با نظارت و تأیید مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد در دوسالانه ونیز حضور داشتند. شرکت این هنرمندان در ونیز تحت عنوان «بازی بزرگ» برنامه ریزی شده بود. ایران پس از انقلاب فقط موفق شده است که در چهار دوره این دوسالانه شرکت کند. مجید ملانوروزی - مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی - در پاسخ به حواشی مربوط به حضور ایران در این رویداد بین المللی گفت، ما گریزی نداریم که برای حضور در رویدادهای بزرگ دنیا، از امکانات مختلفی از جمله نهادها، موسسات و بخش خصوصی استفاده کنیم.
21 اردیبهشت ماه بود که غلامحسین ملک عراقی - عکاس پیشکسوت - بر اثر بیماری و کهولت سن از دنیا رفت. ملک عراقی متولد سال 1304 در تهران بود و سابقه ی زیادی در عکاسی مطبوعاتی داشت و چند جلد کتاب هم در زمینه ی عکاسی به چاپ رسانده بود.برگزاری چهارمین دوره حراج تهران و ثبت رکورد با فروش 2 میلیارد و 800 میلیون تومانی تابلوی سهراب سپهری از دیگر اتفاقات سال 94 در حوزه هنرهای تجسمی بود. فروش کل این حراج نیز 21 میلیارد و 400 میلیون تومان اعلام شد.
برگزاری دومین حراج ملی با تمام حاشیه هایش، از رویدادهای مهم حوزه ی تجسمی در سال 94 بود. آتیلا پسیانی در دومین مراسم «حراج ملی» برای ۷۶ اثر هنری چکش زد.ادعای یک کارشناس هنری مبنی بر فروش اثری تقلبی از بهمن محصص در حراج کریستیز 28 مهرماه از دیگر حواشی امسال بود؛ اسفندیار کیکاووسی با انتشار مطلبی و با مقایسه اثر اصلی و اثر ارائه شده در حراجی کریستیز، این موضوع را مطرح کرد.
علیرضا سمیع آذر - مدیر حراج تهران - با اعلام رشد ١٩٠ درصدی فروش حراج چهارم نسبت به سال قبل، این میزان رشد را یک امر کاملا بی سابقه در میان حراجی های دنیا دانست و آن را نشانه شوق و هیجان جامعه ایرانی برای حمایت از هنر و هنرمندان کشورشان ارزیابی کرد. پس از برگزاری حراج تهران، نشریه گاردین این فروش را با وجود تحریم ها علیه ایران، بی سابقه دانست. نشریه «فاینشنال تایمز» نیز در واکنش به این حراجی، آن را نشانه ی بهبود بازار آثار هنری معاصر و بازتاب دهنده رشد نگرش خوشبینانه در ایران دانست.
درگذشت عباسعلی پورصفا - هنرمند پیشکسوت اصفهانی و مدرس رشته هنر - از دیگر اتفاق های تلخ این سال بود. پورصفا با چند دهه فعالیت هنری و آموزش، خدمات ارزشمندی را به هنر اصفهان ارائه و چند دهه با هنرستان هنرهای زیبای اصفهانی کار کرد. هنرهای ایرانی محور فعالیت های هنری پورصفا بود. علی هویسی - عکاس خوزستانی - از دیگر درگذشتگان سال 94 بود. او سوم مردادماه در محور هفتکل به اهواز براثر تصادف درگذشت. این هنرمند متولد سال 1372 در اهواز بود.
خروج 27 اثر از آثار هنرمندان شاخص، از دفتر هنرهای تجسمی و فروش تعدادی از آن ها از جمله اتفاق های پرحاشیه در این سال بود، اتفاقی که حتی پای بانک پاسارگاد را هم به ماجرا باز کرد. به گفته مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی، تابلوهایی که توسط امین اموال از زیرمجموعه ی وزارت ارشاد خارج شده بودند، به مدت 10 تا 15 سال تحویل این شخص بودند.
ملانوروزی در این باره اظهار کرد: قبل از نوروز 94 و از زمستان سال گذشته بود که امین اموال شروع به خارج کردن آثار کرد و وقتی متوجه موضوع شدیم، سه ماه طول کشید تا آثار را برگردانیم. علی مرادخانی - معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - نیز در این باره اعلام کرد، بانک پاسارگاد در پیدا شدن تابلوهای سرقت شده از دفتر هنرهای تجسمی کمک موثری کرد. رونمایی از بزرگ ترین مجسمه پرویز تناولی از مجموعه «هیچ» این هنرمند از دیگر رویدادهای هنری در سال 94 بود. این اثر که در خارج از ایران بود به همت آرت سنتر به ایران منتقل و رونمایی شد.
آماده شدن لایحه ثبت جهانی نستعلیق به نام ایران از موضوع های پیگیری شده در طول این سال بود. جواد بختیاری - رئیس شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران - پس از مطرح شدن لزوم ثبت جهانی نستعلیق به نام ایران، اعلام کرد که لایحه ثبت جهانی نستعلیق ایرانی با در نظر گرفتن ابعاد و فاکتورهای لازم برای دفاع از این هنر ایرانی آماده شده است. سعدالله نصیری قیداری - سرپرست کمیسیون ملی یونسکو - نیز از پیگیری این نهاد برای ثبت جهانی خط نستعلیق به نام ایران خبر داد و اعلام کرد، پرونده های مربوط جمع آوری شده تا در مسیر قانونی پیگیری شود و به نتیجه برسد.
درگذشت سیدپرویز مویدعهد - طراح مصلای تهران - در هشتم بهمن ماه از دیگر اتفاقات تلخ امسال بود. پروژه های بزرگ دیگری در ایران و خارج از کشور از این معمار و طراح به یادگار مانده است. او در دانشگاه «بوزار» در رشته معماری و سپس در دانشگاه «سوربن» پاریس در رشته شهرسازی تحصیل کرد. برخی طرح های او مانند طرح بزرگ دژ نبشته و آمفی تئاتر روباز برای ۲۰۰۰ نفر و فرهنگستان علوم در خیابان قوام السلطنه هنوز اجرا نشده اند.
مهرماه امسال دومین دوره «حراج ملی» با تمرکز بر فروش هنرهای دستی و صنایع دستی برگزار شد. رویدادی که پس از برگزاری، با برخی حواشی نیز همراه شد، مانند ماندن قیمت آثار در قیمت های پایه، فروش نرفتن برخی از آن ها در زمان برگزاری حراج و اعلام بازگرداندن تعدادی از آثار فروخته شده به صاحبان آن ها.
برگزاری دومین حراج ملی با تمام حاشیه هایش، از رویدادهای مهم حوزه ی تجسمی در سال 94 بود. آتیلا پسیانی در دومین مراسم «حراج ملی» برای ۷۶ اثر هنری چکش زد.ادعای یک کارشناس هنری مبنی بر فروش اثری تقلبی از بهمن محصص در حراج کریستیز 28 مهرماه از دیگر حواشی امسال بود؛ اسفندیار کیکاووسی با انتشار مطلبی و با مقایسه اثر اصلی و اثر ارائه شده در حراجی کریستیز، این موضوع را مطرح کرد.
در اکسپوی 2015 میلان «خط نستعلیق» در پاویون امارات متحده ی عربی به عنوان هنر این کشور معرفی شد. از سوی دیگر، کتاب نفیسی هم با نام «مینیاتور» توسط جمهوری آذربایجان منتشر شده بود با که با عنوان روی جلد و متن ابتدایی اش مشخص می کرد که به معرفی «مینیاتور آذربایجانی» می پردازد. این اتفاق ها در حالی رخ داد که در زمان برگزاری اکسپوی میلان و حتی بعد از آن، واکنش درخور توجهی از سوی مسؤولان ایرانی در اعتراض به این گونه اقدامات دیده نشد.
برگزاری هشتمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر آخرین رویداد مهم تجسمی در سال 94 بود که به گفته مسؤولان برگزاری این دوره از جشنواره، رویکرد جشنواره با دوره های گذشته در نحوه انتخاب آثار متفاوت بود. در این دوره 10 هزار اثر از پنج هزار هنرمند ایرانی و همچنین از هنرمندان 40 کشور به جشنواره رسیده بودند.علی جنتی - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - در اختتامیه این جشنواره گفت: من جشنواره هشتم تجسمی فجر را به اهداف اقتصاد فرهنگ نزدیک تر می دانم و امیدوارم با ارتقای رویکرد ویژه ای که امسال شکل گرفت، بیش از پیش زمینه معرفی و عرضه هنر ایران به بازارهای جهانی فراهم شود.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 26 اسفند 1394 ساعت: 11:11
سمیه رمضان ماهی-بخش هنری تبیان

هنر موسیقی نزد ایرانیان با ظهور زرتشت و رسم آواز خوانی گات ها به سمت سرودخوانی مذهبی پیش رفت، اما از سویی با ظهور اولین امپراتوری یکپارچه هخامنشی و جنگ های پی در پی ، نوع دیگری از موسیقی که همان موسیقی رزمی است نیز ظهور کرد.
در دوران هخامنشی هنر موسیقی در نزد ایرانیان گسترش یافت و مانند الباقی هنرها اوجی تازه گرفت. استفاده از موسیقی مذهبی راه خود را در تداوم با عصر مادها پیمود و در کنار آن موسیقی رزمی و بزمی، به عنوان دو شاخه دیگر از موسیقی نیز بالنده شد.
موسیقی رزمی به دلیل گسترش تمدن هخامنشی و جنگ های پی در پی در دوران اولیه، از اهمیتی دوچندان برخوردار گشت، بطوریکه "هردوت"، مورخ یونانی در کتاب تاریخ خود، به موسیقی پرابهت رزمی در عهد کوروش اشاره می کند و می گوید سپاهیان با صدای شیپور ، حاضر باش و رهسپار میدان نبرد می شدند.
از سوی دیگر، "گزنفون" مورخ دیگر یونانی نیز، به آوازهای رزمی که در هنگام نبرد توسط ایرانیان خوانده می شد و قوای سپاه را تقویت می کرد اشاره کرده و می گوید کوروش در هنگام حمله به آشور ، شروع به خواندن سرودی کرد و سپاهیان نیز به پیروی از وی و به صورت گروهی، شروع به خواندن سرود کردند. علاوه بر طبل و چنگ، از دوره هخامنشی، سازهایی چون کرنای فلزی و طویل بدست آمده که اکنون در موزه تخت جمشید نگهداری می شود.
هنر موسیقی در عهد اشکانی نیز از رونق روزافزونی برخوردار بود. از جمله آثار بدست آمده از عهد پارتی که نشان دهنده استفاده از موسیقی در دورن اشکانی است می توان به پیاله شاخی یا "ساتگین" اشاره کرد که از منطقه "بسا" بدست آمده است. لازم به ذکر است که بسا منطقه ای وسیع است که امروزه درگز، بجنورد و قوچان همچنان از آن باقی مانده است. این پیاله به سده دوم میلادی تعلق دارد و درآن نقش دو ساز "دونای" و "چنگ" دیده می شود.
تحول قابل توجه دیگر در عهد اشکانی، رواج شعرهای ترانه ای در این دوران است. در پژوهش های زبانشناسی نوعی از شعر مورد شناسانی قرار گرفته که به آن "فهلویات" گفته می شود و در واقع ارائه گونه ای شعر در دوره قبل از اسلام است. فهلویات در اصل همان "پَهِله" یا "پَلهَو" و یا "پَرتَو" است که در بن، ریشه ای کانلا پارتی دارد و به همین جهت متعلق به دوران اشکانی است. فهلویات، اشعاری است که به صورت آواز خوانده می شده و با گذشت زمان، اجراهای آهنگین نیز از آن ها بوجود آمده که به آن "ترانه" می گفتند. عنوان ترانه، از همین زمان به بعد ایجاد شد و تا دوران پس از اسلام باقی ماند بطوری که حکمای مسلمان لفظ ترانه را در رسالات موسیقی خود و در زمره تصانیف ذکر کرده اند.
از دیگر شواهد رشد موسیقی در عهد اشکانی، واژه "گوسان" در منظومه ویس و رامین است که در اصل ، کلمه ای است با ریشه پارتی که به فرد یا افرادی اشاره می کند که نقشی شبیه به "خنیاگران" در دوران بعد و یا "بخشی" ها در خراسان عهد حاضر، به عهده داشته اند.
شاید شناخته ترین هنرمندان و نامداران موسیقی در عهد پیش از اسلام، متعلق به دربار ساسانی است. در عهد خسرو پرویز، دو تن ازاین هنرمندان شهره روزگار بودند و در اکثر کتب تاریخی نیز به نام آنها اشاره شده است: باربد و نکیسا.
با توجه به اسناد تاریخی برجای مانده، گویا باربد توانست برای اولین بار موسیقی را در قالبی مدون درآورد به طوری که استادان فن در آن عهد، وی را قانون مطلق موسیقی می دانستند. وی دستانی پرتوان و چیره دست در نواختن موسیقی داشت و بسیار خوش ذوق بود.
موسیقی منسوب به باربد مرکب از هفت خسروانی، سی لحن و سیصد و شصت دستان بود که با ایام هفته، تعدا روزهای ماه و روزهای سال تناسب داشت و هر روز یکی از این دستانها در دربار نواخته می شد.
اما موسیقی درباری، تنها موسیقی این دوران نیست و موسیقی مردمی با جریانی عمیق و حقیقی در دیگر مناطق وسیع امپراتوری ساسانی رواج داشت. یکی از شواهد این مدعا، متن پهلوی است که به "خسرو کوادان" مشهود است و حاوی مناظره ای میان خسرو و جوانی به نان "ریزک" یا "ریدک" است. در این مناظره به نام آهنگ های رایج در آن عهد اشاره شده که هریک یادآور نام منطقه خاصی است مانند اسپهاک نهاوندانیک، و نیشاپورک.
تمامی این موارد نشان می دهد موسیقی در دوران پیش از اسلام کاملا وجود داشته و در ضمن در زمینه های رزمی، بزمی، و مذهبی پیشرفت های چشمگیری نیز داشته است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 26 اسفند 1394 ساعت: 11:11
فرآوری: سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

ویم دلوی متولد ورودیک بلژیک در سال 1965 و هنرمندی شناخته شده در دنیای امروز می باشد که در بلژیک و انگلیس به فعالیت می پردازد ، نمایشگاه آثار او هم اکنون در موزه هنرهای معاصر برپاست .دلوی مجموعه آثار متنوعی ارائه داده است چندانکه گاه پیدا کردن خط ربطی بین آثارش بسیار دشوار است.
آنچه در آثار دلوی به عنوان یک خصیصه می توان بر شمرد نوعی شیطنت کودکانه است که با خلاقیتی وافر سعی در متعجب کردن مخاطب دارد آنچه بعضی از منتقدین با بدبینی میل به خنداندن دیگران نامیده اند . اما آیا به راستی در آثار دلوی شاهد بیانی امروزی هستیم؟ آنچه بتوان گسست از هنر مدرن نامید؟ آیا از تصاویر آمیزش جنسی که با اشعه ایکس تصویر شده است و یا خوک های تاتو شده چیزی فراتر از خلاقیت بازیگوشانه پیکاسو یافتنی ست که زین و دسته دوچرخه را به هیئت گاوی درآورد! به هر حال ساده است در حاشیه امنی نشستن وآثار هنرمندی صاحب نام را اینگونه به پرسش کشیدن.
وی درباره نمایش آثار خود در این موزه می گوید: هنوز من این سوال را از خودم هم می پرسم که چه شد که اکنون اینجا هستم زیرا از برگزاری نمایشگاه در موزه هنرهای معاصر تهران بسیار هیجان زده ام. خیلی خوشحال و خوشبختم که اینجا نمایشگاه داریم زیرا هنرمندان بسیاری هستند که می َتوانستند این فرصت را داشته باشند اما این فرصت نصیب من شده است. فکر می کنم دلیل اینکه برای برگزاری نمایشگاه انتخاب شده َام این است که آثار من دارای نوعی تقابل است.
دلووی نشان های سلحشوری اروپایی را بر تیغه اتو و بیل، و نقوش آبی رنگِ سفالینه های سنتیِ دلفت را بر کپسول های گاز نقش زد و شیشه های نقشبند رنگی را درون دروازه فوتبال کار گذاشت؛ و بدین سان آثاری دورگه عرضه کرد که تقابل بین امر والا و پست، و هنر معاصر و فرهنگ عامه را از میان برمی داشت و صناعت و مفهوم گرایی، و جدیت و شوخی را در هم می آمیخت.
او درباره احساس و نوع طرز فکر خود درباره ایران نیز اظهار کرد: من یکی از هنرمندانی هستم که سعی می َکنم نشان دهم خبرگزاری َهای غربی چه اندازه درباره ایران اشتباه تبلیغ می کنند. آنها آن قدر دروغ می َگویند و واقعیت را تغییر می دهند که قابل تحمل نیست. به عنوان مثال این خبر بزرگی بود که من در تهران نمایشگاهی برگزار خواهم کرد، خبرنگاران به من زنگ می زدند و من مدام توضیح می دادم که چه برنامه َهای جالبی در این نمایشگاه دارم و چه اندازه آزاد هستم که کاری که می خواهم را در این نمایشگاه انجام دهم، با این حال آنها بدون اینکه توجهی به همه حرف َهای من داشته باشند در خبرهای شان نوشتند که "ویم اجازه پیدا نکرد خوک َهای تتو شده َاش را در تهران به نمایش بگذارد." آنها واقعیت را تغییر دادند و در واقع از حرف َهای من سوء استفاده کردند. حقیقت این است که سبک کاری من اخیرا تغییر کرده است و نمایشی از کارهای قبلی َام هم در پاریس و برلین نداشته َام و آنها موضوع را بزرگ کرده و طوری مطرح می کنند که من در تهران اجازه نیافته َام این آثار را نشان دهم.
این هنرمند افزود: اگر آنها می َخواستند حقیقت را بنویسند، می َتوانستند بگویند ویم اجازه پیدا کرده آثارش درباره مسیح، طرح َهای کف مرمری که با سوسیس و مارتادلای ساخته شده است را نمایش دهند. وی درباره انتخاب آثار این نمایشگاه نیز توضیح داد: برای اینکه کارهایی را به این نمایشگاه بیاوریم ابتدا بسیار دقت کردیم، فکر می کردیم اجازه پیدا نخواهیم کرد مجسمه َهای مسیح را نمایش دهیم، خیلی َها به من می گفتند که امکان ندارد این کارها را بتوان در ایران نمایش داد اما من ذهنم نسبت به این موضوع باز بود. به علاوه امید کمی داشتم که بتوانم "کف های مرمری" را به ایران بیاورم، من کارهای کمی دارم که برای نصب روی دیوار هستند و لازم بود آثاری با این قابلیت را در نمایشگاه داشته باشم. با این حال اکنون این اتفاق افتاده است و در موزه از آنها استقبال شد.

این هنرمند بلژیکی با بیان اینکه فرهنگ در ایران در جریان است و ما به راحتی می َتوانیم تبادل فرهنگی انجام دهیم، درباره استفاده از طرح َهای فرش ایرانی در کارهای نخستین خود اظهار کرد: در دهه 80 کارهای تجربه َگرایانه بسیار مد بود و من از طرح فرش ایرانی در نقاشی هایم بسیار استفاده می کردم و در نخستین نمایشگاهم هم از همین نقاشی َها استفاده کردم. او همچنین درباره اینکه به عنوان کسی که از هنر ایران وام گرفته، چه نظری درباره هنرمندان ایرانی که از هنر غرب وام گیری می کنند دارد، گفت: شما در یک زمان بسیار جالبی زندگی می کنید و به همین دلیل کارهای هنرمندان شما هم بسیار جالب است. من احساس می کنم که یک انرژی بسیار فوق َالعاده در کارهای هنرمندان شما وجود دارد. نخستین بار که من به گالری َهای تهران رفتم بسیار شوکه شدم از اینکه هم تعداد گالری َها بسیار زیاد است و هم کارها بسیار جالب هستند. به علاوه هنرمندان در ارائه کارهای خود بسیار آزاد هستند و برابری جنسیتی جالب توجهی نیز در کار هنرمندان ایرانی وجود دارد که بسیار قابل توجه است. هنرمندان شما به راحتی عقاید سیاسی خود را در آثار خود نشان می دهند.
وی نشان های سلحشوری اروپایی را بر تیغه اتو و بیل، و نقوش آبی رنگِ سفالینه های سنتیِ دلفت را بر کپسول های گاز نقش زد و شیشه های نقشبند رنگی را درون دروازه فوتبال کار گذاشت؛ و بدین سان آثاری دورگه عرضه کرد که تقابل بین امر والا و پست، و هنر معاصر و فرهنگ عامه را از میان برمی داشت و صناعت و مفهوم گرایی، و جدیت و شوخی را در هم می آمیخت.
در مجموعه آثار "گوتیک" که از سال ۲۰۰۰ شکل گرفتند دلووی بر دلالت سبک های هنریِ کهن بر عظمت و ماندگاری متمرکز شد. دلووی با دست گذاشتن بر سبک هنری قرون وسطایی گوتیک و باز تفسیر آن با درونمایه ها و فناوری معاصر در صدد خلق فرم نوینی از معماری معاصر برآمد. این نقشمایه های در هم تابیده در اینجا دیگر به منظور تزئین گری به کار نرفته اند، بلکه در حکم سرمشق های از زندگی و ماندگاری کهن در دوران مدرن ایفای نقش می کنند. باروهای گوتیک دلووی که پیوسته بر درازای آنها افزوده می شود، در مکان های مختلفی چون کناره کانال بزرگ ونیز (در دوسالانه ونیز ۲۰۰۹ موزه پگی گوگنهایم)، موزه رودن (پاریس، ۲۰۱۰) و تالار هنرهای زیبا (بروکسل ۲۰۱۰) نصب شده اند. نمونه مارپیچ دیگری از آنها طی نمایش انفرادی دلووی در ۲۰۱۲ در هرم شیشه ای موزه لوور آویخته شد، که نشان می داد تمایل او به امر تزئینی در جست وجوگری اش در فضاهای تاریخی پایدار است و پیوسته تاریخ را با مدرنیته پیوند می زند.
از جمله آثار او به نمونه های زیر می توان اشاره کرد:Cloaca نام دستگاهی است که غذا می خورد و مدفوع تولید می کند، مجموعه x-Ray ، خوک های تاتو شده Tattooed pigs
نمایشگاه آثار ویم دلووی تا 24 اردیبهشت ماه در موزه هنرهای معاصر تهران ادامه دارد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 6:47
بخش هنری تبیان

بیستمین حراج کریستیز در حالی ساعت هفت عصر چهارشنبه پیش رو در هتل امارات تاورز دوبی کار خود را آغاز می کند که این رویداد هنری ١٠سالگی خود را نیز جشن خواهد گرفت. به همین مناسبت، کریستیز در بخش آغازین حراج این دوره دست به ابتکار زده و در بخشی اختصاصی شماری از آثاری که در ١٠ سال گذشته در این حراج حضور جالب توجه داشته اند را بار دیگر به مجموعه داران علاقه مند عرضه خواهد کرد ؛ نکته بسیار حائز اهمیت در این بخش سهم بسیار قابل توجه آثار و هنرمندان ایرانی است که بیش از یک چهارم کل آثار را به خود اختصاص داده اند.
بیستمین کریستیز خاورمیانه دو کاتالوگ مستقل دارد؛ کاتالوگ ویژه دهمین سال شامل ٤٠ اثر و کاتالوگ حراج بیستم که بلافاصله و در ادامه بخش ویژه به روی میز حراج می آید و بیش از ٨٠ اثر را به خریداران پیشنهاد می کند؛ کاتالوگ دهمین سال در حالی که تصویر اثر حامد عیوض، هنرمند مصری را روی جلد دارد، به چاپ رسیده است. در این بخش ٤٠ اثر از ٣٧ هنرمند ایران، مصر، لبنان، سوریه، عراق، مراکش و ترکیه ارائه خواهد شد که گران ترین قیمت پایه به اثری از عمرالنقدی هنرمند مصری با عنوان «سارایوو» تعلق دارد. این تابلوی نقاشی سه لته ای که به «گوئرنیکا» اثر پیکاسو شباهت بسیاری دارد، با قیمت پایه ٤٠٠ تا ٦٠٠ هزار دلاری در این شب چکش خواهد خورد. حامد عیوض از مصر و شفیق عبود از لبنان نیز دیگر هنرمندان غیرایرانی گران قیمتی هستند که آثار آنان با قیمت پایه ٣٠٠ تا ٤٠٠ هزار دلاری ارائه خواهد شد.
در کاتالوگ ١٠سالگی کریستیز آثاری از ١٥ هنرمند ایرانی ارائه شده است که به ترتیب آثاری از پرویز تناولی، سهراب سپهری، منوچهر یکتایی، بهمن محصص، کوروش شیشه گران، جعفر روحبخش، فرامرز پیلارام، منصور قندریز، حسین زنده رودی، محمد احصایی، منیر فرمانفرمایان، فرهاد مشیری، رکنی حائری زاده، افروز عمیقی و هایده شافعی روی میز حراج می روند. در میان هنرمندان ایرانی گران قیمت ترین اثر به یک مجسمه «هیچ» از پرویز تناولی با قیمت پایه ٣٠٠ تا ٤٠٠ هزار دلار تعلق دارد که در سال ٢٠٠٧ خلق شده است. رتبه بعدی به تابلویی از مجموعه درخت َهای سهراب سپهری اختصاص دارد که در سال ١٩٧٠ خلق شده و قیمت پایه ٢٥٠ تا ٣٠٠ هزار دلار برای آن در نظر گرفته شده است. از پرویز تناولی یک مجسمه دیگر از مجموعه شاعر و قفس نیز در این بخش حضور دارد که قیمت پایه آن ١٤٠ تا ١٨٠ هزار دلار است و اثر دیگر سهراب سپهری ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار قیمت پایه دارد.
محمد احصایی نیز با یک اثر نقاشیخط جایگاه سوم هنرمندان گران قیمت ایران را به خود اختصاص داده است. اثر او که در سال ٢٠١٢ خلق شده است با قیمت پایه ٢٠٠ تا ٣٠٠ هزار دلار در این حراج چکش خواهد خورد. همچنین اثری از فرامرز پیلارام متعلق به سال ١٩٧٠ و حجم آینه کاری شده ای از منیر فرمانفرمایان که در سال ١٩٧٤ ساخته شده نیز در این حراج با قیمت پایه ١٨٠ تا ٢٤٠ هزار دلار ارائه خواهد شد. از منصور قندریز و حسین زنده رودی نیز آثاری با قیمت پایه ١٥٠ تا ٢٠٠ هزار دلار در این حراج وجود دارد. فرهاد مشیری نیز تابلویی با عنوان «کنفرانس» را در این حراج با قیمت پایه ١٢٠ تا ١٨٠ هزار دلار دارد. از منوچهر یکتایی نیز نقاشی رنگ روغنی خلق شده در سال ١٩٦٤ با قیمت پایه صد تا ١٥٠ هزار دلار در این حراج ارائه می شود. تابلویی از بهمن محصص نیز در این حراج با قیمت پایه صد تا ١٢٠ هزار دلار چکش خواهد خورد. دیگر آثار هنرمندان ایرانی نیز همگی کمتر از صد هزار دلار قیمت پایه دارند. آثار افروز عمیقی ٨٠ تا ١٢٠، کوروش شیشه گران ٧٠ تا ٩٠، هدیه شفیع ٦٠ تا ٨٠، جعفر رو بخش ٥٠ تا ٧٠ و رکنی حائری زاده ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار قیمت گذاری شده اند.
در بخش اصلی کریستیز بیستم نیز ٨٦ اثر از ٦٤ هنرمند ارائه می شود که ٣٥ اثر آن به ٢١ هنرمند ایرانی تعلق دارد. در این بخش آثاری از هنرمندان کشورهای ایران، مراکش، مصر، عراق، ترکیه، عربستان سعودی، فلسطین، سوریه و لبنان به فروش گذاشته خواهد شد. کمترین قیمت پایه ای که امسال برای یک اثر هنری انتخاب شده هشت تا ١٢ هزار دلار است. اما این ٨٦ اثر در میان خود آثار گران َقیمت چندانی ندارند و بیشترین قیمت پایه به نقاشیخطی از حسین زنده رودی با عنوان «برگ زرد» و اثری از فرهاد مشیری با عنوان «YHGNL» با قیمت پایه صد تا ١٥٠ هزار دلار اختصاص دارد.
در کریستیز بیستم ٣٥ اثر از ٢١ هنرمند ارائه خواهد شد که پس از برگزاری حراج جشن ١٠سالگی کریستیز، شامگاه ٢٦ اسفند به همراه آثار دیگر هنرمندان معاصر خاورمیانه َای چکش خواهند خورد. در این بخش ناصر عصار با دو اثر متعلق به دهه ١٩٦٠ با قیمت های ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار حضور دارد. حسین کاظمی نیز سه نقاشی از دهه ١٩٧٠ خود را که دو اثر با قیمت پایه ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار و یک اثر ١٥ تا ٢٠ هزار دلار قیمت دارد، عرضه خواهد کرد. از بهجت صدر، نقاشی انتزاعی متعلق به دهه ٧٠ میلادی با قیمت ٣٠ تا ٤٠ هزار دلار ارائه می شود و اثر کاهگلی مارکو گریگوریان متعلق به دهه ١٩٨٠ نیز در این حراج با قیمت پایه ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار چکش خواهد خورد.
سیراک ملکونیان نیز به همراه حسین کاظمی با ارائه سه اثر نقاشی انتزاعی پیشتاز هنرمندان ایرانی است. از او سه تابلوی نقاشی از دهه ١٩٧٠ ارائه می شود که دو اثر با قیمت پایه ٢٥ تا ٣٠ هزار دلار و یک اثر با قیمت پایه ١٥ تا ٢٠ هزار دلار ارائه خواهد شد. سهراب سپهری نیز در این حراج دو اثر را به خود اختصاص داده است؛ یک نقاشی از مجموعه درخت ها با قیمت پایه ٦٠ تا ٨٠ هزار دلار و یک اثر انتزاعی کمتر دیده شده با قیمت پایه ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار آثار این هنرمند در حراج بیستم کریستیز هستند. از مسعود عربشاهی نیز یک اثر با قیمت پایه ٢٠ تا ٣٠ هزار دلار در این حراج حضور دارد. ابوالقاسم سعیدی نیز در این حراج دو اثر دارد که شامل یک تابلو متعلق به سال ١٩٥٥ با قیمت پایه ١٢ تا ١٨ هزار دلار و نقاشی دیگری متعلق به سال ٢٠١٥ با قیمت پایه ٦٠ تا ٨٠ هزار دلار هستند.
منوچهر یکتایی نیز دیگر هنرمندی است که دو اثر از او در این دوره از کریستیز چکش خواهد خورد. از یکتایی دو نقاشی با قیمت های پایه ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار و ٣٠ تا ٤٠ هزار دلار در این حراج ارائه می شود. اثر نخست پرتره ای از کارل فلینکر است که روی جلد کتاب امسال نیز به این اثر اختصاص پیدا کرده است. اما پروانه اعتمادی نیز در این حراج یک تابلوی فیگوراتیو چشمگیر ارائه کرده است که ٣٠ تا ٤٠ هزار دلار قیمت پایه آن است. از کوروش شیشه گران نیز اثری متعلق به سال ١٩٩٧ با قیمت پایه ٢٥ تا ٣٠ هزار دلار ارائه شده است. مجسمه فلزی ژازه تباتبایی نیز دیگر اثر ایرانی است که با قیمت پایه ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار در این حراج چکش خواهد خورد. از پرویز تناولی نیز دو اثر که یکی از آنها به مجموعه هیچ تعلق دارد در این حراج عرضه شده است. اثر نخست قیمت پایه َای معادل ٦٠ تا ٨٠ هزار دلار دارد و هیچ این هنرمند نیز ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار است. زنده رودی به عنوان یکی از دو هنرمند گران قیمت این حراج نیز دو اثر با عنوان های آ بی کلاه و برگ زرد را در این حراج ارائه کرده است، اثر نخست ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار و اثر دوم صد تا ١٥٠ هزار دلار قیمت پایه دارند. منیر فرمانفرمایان نیز توپ آینه ای خود با قیمت پایه ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار را در این حراج دارد.
از فرهاد مشیری نیز دو اثر در کریستیز بیستم ارائه می شود؛ اثر نخست سه گل رز نام دارد که قیمت پایه آن ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار است و اثر دوم نیز «YHGNL» نام دارد که قیمت پایه آن صد تا ١٥٠ هزار دلار است. از رکنی حائری زاده تابلوی خسرو و شیرین با قیمت پایه ٢٥ تا ٣٠ هزار دلار ارائه می شود و از افشین پیرهاشمی نیز دو تابلو با قیمت های پایه ٢٥ تا ٣٠ هزار دلار و ٨٠ تا ١٢٠ هزار دلار در این حراج چکش خواهد خورد. شیرین نشاط نیز اثری را با قیمت پایه ٧٠ تا ٩٠ هزار دلار در این حراج دارد. همچنین از سونیا بالاسانیان نیز تابلویی با عنوان باران و به قیمت پایه ١٥ تا ٢٠ هزار دلار و یک اثر بدون عنوان به قیمت پایه ٣٠ تا ٤٠ هزار دلار در این حراج عرضه می شوند. درنهایت از رضا درخشانی نیز دو اثر نقاشی با قیمت های پایه ٥٠ تا ٧٠ هزار دلار و ٤٠ تا ٦٠ هزار دلار در کریستیز بیستم چکش خواهد خورد. بخش نمایشگاهی کریستیز بیستم عصر یکشنبه، ٢٣ اسفند در سالن گودولفین امارات تاورز آغاز به کار کرد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 6:47
بخش هنری تبیان

نخستین رویداد حوزه هنرهای تجسمی در سال 94، اتفاق تلخی بود؛ فقط چند روز از آغاز فصل بهار گذشته بود که نیما پتگر - هنرمند نقاش - از دنیا رفت. این هنرمند متولد سال 1325 در تهران بود. او فرزند علی اصغر پتگر - هنرمند نقاش - بود و این هنر را از پدرش آموخته بود. او سال 1347 برای تحصیل به ایتالیا سفر کرد و یک سال بعد به آکادمی هنرهای زیبای رم وارد شد و به آموزش مجسمه سازی پرداخت. پتگر سال 1355 به کشور برگشت و به فعالیت های هنری اش در آتلیه خود ادامه داد.پتگر در 69 سالگی براثر بیماری قلبی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
درگذشت استاد عبدالعلی گلریز خاتمی تنها استاد مسلم گل پیچ خاتم کشور، دیگر اتفاق تلخ تجسمی در روزهای ابتدایی سال 94 بود. او که از ابتدای فروردین به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان قلب الزهرا (س) در شیراز بستری شده بود، در 68 سالگی از دنیا رفت. این هنرمند بیش از 60 سال در عرصه خاتم سازی فعالیت کرد.
درخشش هنرمندان ایرانی در هجدهمین حراجی هنرهای مدرن و معاصر کریستی دبی با فروش دو میلیون و 300 هزار محقق شد و نام ایران در رتبه دوم فروش آثار قرار گرفت. در این دوره از حراج کریستی، محمد احصایی (161 هزار دلار)، سهراب سپهری (161 هزار دلار)، پرویز تناولی (50 هزار دلار)، کورش شیشه گران (137 هزار دلار)، حسین زنده رودی (با سه اثر در مجموع 139 هزار دلار)، بهمن محصص (173 هزار دلار)، مسعود عربشاهی (100 هزار دلار)، رضا درخشانی (125 هزار دلار) منوچهر یکتایی (68 هزار و 750 دلار)، قاسم حاجی زاده (50 هزار دلار)، سونیا بالاسانیان، هنرمند ایرانی - ارمنی (52 هزار و 500 دلار)، اردشیر محصص (32 هزار و 500 دلار) و فرهاد مشیری (با سه اثر در مجموع 452 هزار دلار) هنرمندان ایرانی حاضر در هجدهمین حراج کریستی دبی بودند.
هفتمین حضور ایران در دوسالانه ونیز از اتفاقات حاشیه ساز سال 94 بود. حضور نمایندگان بنیاد «فیض نیا» و «مارکو منگوتزو» به عنوان کیوریتوهای غرفه ایران در این دوسالانه و حضور هنرمندان خارجی در غرفه ایران، در رسانه ها خبرساز شد؛ محمد احصایی، محمود بخشی، جمشید بایرامی و سمیرا علی خانزاده چهار هنرمندی بودند که به انتخاب دولت ایران در بخش Iranian highlights حضور داشتند. در کنار این چهار هنرمند، هنرمندان دیگری از ایران و کشورهای دیگری مانند پاکستان، عراق، هند و افغانستان نیز به انتخاب بنیاد «فیض نیا» و با نظارت و تأیید مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد در دوسالانه ونیز حضور داشتند. شرکت این هنرمندان در ونیز تحت عنوان «بازی بزرگ» برنامه ریزی شده بود. ایران پس از انقلاب فقط موفق شده است که در چهار دوره این دوسالانه شرکت کند. مجید ملانوروزی - مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی - در پاسخ به حواشی مربوط به حضور ایران در این رویداد بین المللی گفت، ما گریزی نداریم که برای حضور در رویدادهای بزرگ دنیا، از امکانات مختلفی از جمله نهادها، موسسات و بخش خصوصی استفاده کنیم.
21 اردیبهشت ماه بود که غلامحسین ملک عراقی - عکاس پیشکسوت - بر اثر بیماری و کهولت سن از دنیا رفت. ملک عراقی متولد سال 1304 در تهران بود و سابقه ی زیادی در عکاسی مطبوعاتی داشت و چند جلد کتاب هم در زمینه ی عکاسی به چاپ رسانده بود.برگزاری چهارمین دوره حراج تهران و ثبت رکورد با فروش 2 میلیارد و 800 میلیون تومانی تابلوی سهراب سپهری از دیگر اتفاقات سال 94 در حوزه هنرهای تجسمی بود. فروش کل این حراج نیز 21 میلیارد و 400 میلیون تومان اعلام شد.
برگزاری دومین حراج ملی با تمام حاشیه هایش، از رویدادهای مهم حوزه ی تجسمی در سال 94 بود. آتیلا پسیانی در دومین مراسم «حراج ملی» برای ۷۶ اثر هنری چکش زد.ادعای یک کارشناس هنری مبنی بر فروش اثری تقلبی از بهمن محصص در حراج کریستیز 28 مهرماه از دیگر حواشی امسال بود؛ اسفندیار کیکاووسی با انتشار مطلبی و با مقایسه اثر اصلی و اثر ارائه شده در حراجی کریستیز، این موضوع را مطرح کرد.
علیرضا سمیع آذر - مدیر حراج تهران - با اعلام رشد ١٩٠ درصدی فروش حراج چهارم نسبت به سال قبل، این میزان رشد را یک امر کاملا بی سابقه در میان حراجی های دنیا دانست و آن را نشانه شوق و هیجان جامعه ایرانی برای حمایت از هنر و هنرمندان کشورشان ارزیابی کرد. پس از برگزاری حراج تهران، نشریه گاردین این فروش را با وجود تحریم ها علیه ایران، بی سابقه دانست. نشریه «فاینشنال تایمز» نیز در واکنش به این حراجی، آن را نشانه ی بهبود بازار آثار هنری معاصر و بازتاب دهنده رشد نگرش خوشبینانه در ایران دانست.
درگذشت عباسعلی پورصفا - هنرمند پیشکسوت اصفهانی و مدرس رشته هنر - از دیگر اتفاق های تلخ این سال بود. پورصفا با چند دهه فعالیت هنری و آموزش، خدمات ارزشمندی را به هنر اصفهان ارائه و چند دهه با هنرستان هنرهای زیبای اصفهانی کار کرد. هنرهای ایرانی محور فعالیت های هنری پورصفا بود. علی هویسی - عکاس خوزستانی - از دیگر درگذشتگان سال 94 بود. او سوم مردادماه در محور هفتکل به اهواز براثر تصادف درگذشت. این هنرمند متولد سال 1372 در اهواز بود.
خروج 27 اثر از آثار هنرمندان شاخص، از دفتر هنرهای تجسمی و فروش تعدادی از آن ها از جمله اتفاق های پرحاشیه در این سال بود، اتفاقی که حتی پای بانک پاسارگاد را هم به ماجرا باز کرد. به گفته مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی، تابلوهایی که توسط امین اموال از زیرمجموعه ی وزارت ارشاد خارج شده بودند، به مدت 10 تا 15 سال تحویل این شخص بودند.
ملانوروزی در این باره اظهار کرد: قبل از نوروز 94 و از زمستان سال گذشته بود که امین اموال شروع به خارج کردن آثار کرد و وقتی متوجه موضوع شدیم، سه ماه طول کشید تا آثار را برگردانیم. علی مرادخانی - معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - نیز در این باره اعلام کرد، بانک پاسارگاد در پیدا شدن تابلوهای سرقت شده از دفتر هنرهای تجسمی کمک موثری کرد. رونمایی از بزرگ ترین مجسمه پرویز تناولی از مجموعه «هیچ» این هنرمند از دیگر رویدادهای هنری در سال 94 بود. این اثر که در خارج از ایران بود به همت آرت سنتر به ایران منتقل و رونمایی شد.
آماده شدن لایحه ثبت جهانی نستعلیق به نام ایران از موضوع های پیگیری شده در طول این سال بود. جواد بختیاری - رئیس شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران - پس از مطرح شدن لزوم ثبت جهانی نستعلیق به نام ایران، اعلام کرد که لایحه ثبت جهانی نستعلیق ایرانی با در نظر گرفتن ابعاد و فاکتورهای لازم برای دفاع از این هنر ایرانی آماده شده است. سعدالله نصیری قیداری - سرپرست کمیسیون ملی یونسکو - نیز از پیگیری این نهاد برای ثبت جهانی خط نستعلیق به نام ایران خبر داد و اعلام کرد، پرونده های مربوط جمع آوری شده تا در مسیر قانونی پیگیری شود و به نتیجه برسد.
درگذشت سیدپرویز مویدعهد - طراح مصلای تهران - در هشتم بهمن ماه از دیگر اتفاقات تلخ امسال بود. پروژه های بزرگ دیگری در ایران و خارج از کشور از این معمار و طراح به یادگار مانده است. او در دانشگاه «بوزار» در رشته معماری و سپس در دانشگاه «سوربن» پاریس در رشته شهرسازی تحصیل کرد. برخی طرح های او مانند طرح بزرگ دژ نبشته و آمفی تئاتر روباز برای ۲۰۰۰ نفر و فرهنگستان علوم در خیابان قوام السلطنه هنوز اجرا نشده اند.
مهرماه امسال دومین دوره «حراج ملی» با تمرکز بر فروش هنرهای دستی و صنایع دستی برگزار شد. رویدادی که پس از برگزاری، با برخی حواشی نیز همراه شد، مانند ماندن قیمت آثار در قیمت های پایه، فروش نرفتن برخی از آن ها در زمان برگزاری حراج و اعلام بازگرداندن تعدادی از آثار فروخته شده به صاحبان آن ها.
برگزاری دومین حراج ملی با تمام حاشیه هایش، از رویدادهای مهم حوزه ی تجسمی در سال 94 بود. آتیلا پسیانی در دومین مراسم «حراج ملی» برای ۷۶ اثر هنری چکش زد.ادعای یک کارشناس هنری مبنی بر فروش اثری تقلبی از بهمن محصص در حراج کریستیز 28 مهرماه از دیگر حواشی امسال بود؛ اسفندیار کیکاووسی با انتشار مطلبی و با مقایسه اثر اصلی و اثر ارائه شده در حراجی کریستیز، این موضوع را مطرح کرد.
در اکسپوی 2015 میلان «خط نستعلیق» در پاویون امارات متحده ی عربی به عنوان هنر این کشور معرفی شد. از سوی دیگر، کتاب نفیسی هم با نام «مینیاتور» توسط جمهوری آذربایجان منتشر شده بود با که با عنوان روی جلد و متن ابتدایی اش مشخص می کرد که به معرفی «مینیاتور آذربایجانی» می پردازد. این اتفاق ها در حالی رخ داد که در زمان برگزاری اکسپوی میلان و حتی بعد از آن، واکنش درخور توجهی از سوی مسؤولان ایرانی در اعتراض به این گونه اقدامات دیده نشد.
برگزاری هشتمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر آخرین رویداد مهم تجسمی در سال 94 بود که به گفته مسؤولان برگزاری این دوره از جشنواره، رویکرد جشنواره با دوره های گذشته در نحوه انتخاب آثار متفاوت بود. در این دوره 10 هزار اثر از پنج هزار هنرمند ایرانی و همچنین از هنرمندان 40 کشور به جشنواره رسیده بودند.علی جنتی - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - در اختتامیه این جشنواره گفت: من جشنواره هشتم تجسمی فجر را به اهداف اقتصاد فرهنگ نزدیک تر می دانم و امیدوارم با ارتقای رویکرد ویژه ای که امسال شکل گرفت، بیش از پیش زمینه معرفی و عرضه هنر ایران به بازارهای جهانی فراهم شود.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت: 6:47
فراوری: سمیه فروغی - بخش هنری تبیان

موسیقی روی همه انسان ها می تواند تأثیر مثبت یا منفی بگذارد. هنر و موسیقی اساسا شفا دهنده است. جامعه پزشکی از جامعه «آرت تراپی» خوشش نمی آید چون طب مکمل محسوب می شود. هنردرمانی زیرمجموعه طب مکمل است مثل ماساژدرمانی و انرژی درمانی.
نخستین سیستم نظام یافته آکادمیک «موسیقی درمانی» در ایران باستان بنا شد. براساس کتیبه هایی که در سال ۱۳۴۹ یافت شده است، در دانشگاه جندی شاپور اهواز دانش موسیقی و درمان با موسیقی از دپارتمان هایی بوده است که هر دانشجوی پزشکی آن زمان (هزارو۵۰۰ الی هزارو ۳۹۰ سال پیش) باید آن را می گذراند. نکته جالبی که وجود دارد این است که پرستارهایی که برای بیمارستان های آن زمان پرورش می یافتند می بایست در نواختن چند ساز اصلی تبحر می داشتند و براین اساس موسیقی تجویزشده از پزشک را ارائه می کرده اند.
این موسیقی ارائه شده در هنگام زایمان زنان دربار ساسانی از لوازم کار یک پزشک بود. از لحاظ پیشینه، موسیقی آرام بخش در ایران باستان با ظهور دین زرتشت آغاز شد. کتاب اوستا و اشعار آهنگین گات ها الهام بخش موسیقی دانان برای تصنیف آوازها و ملودی ها و همچنین تشکیل مراسم و آیین های موسیقایی بوده است. درواقع موسیقی در تاریخ ایران باستان در خدمت تلقینات و اشارات مذهبی بوده است که اکنون در تمرینات تن آرایی انواعی از آن را شاهد هستیم.
بعد از حضور اسلام در ایران عمده فعالیت های موسیقی نوشتاری و نظری شد و بیشتر مطالب نظری رنگ وبویی از برداشت یونانیان داشت که با اعمال تغییراتی منتقل شده بودند. یونانی ها موسیقی را در میان موضوع های فلسفی مطرح و بیشتر فیلسوفان در کنار علوم دیگر در مورد موسیقی اظهارنظر می کردند. به طور اجمال آثار نوشتاری گذشتگان در مورد تأثیر موسیقی بر روح و نفس، بیشتر بر محور طبایع و مزاج زمان و افلاک و سماع است که بزرگان حکمت، فلسفه و پزشکی ضرورتا نکاتی در این باب آورده اند.
نخستین سیستم نظام یافته آکادمیک «موسیقی درمانی» در ایران باستان بنا شد. در دانشگاه جندی شاپور اهواز دانش موسیقی و درمان با موسیقی از دپارتمان هایی بوده است که هر دانشجوی پزشکی آن زمان باید آن را می گذراند، جالب آنکه پرستارهایی که برای بیمارستان های آن زمان پرورش می یافتند می بایست در نواختن چند ساز اصلی تبحر می داشتند و براین اساس موسیقی تجویزشده از پزشک را ارائه می کرده اند
از مهم ترین آثاری که در این زمینه وجود دارد قابوس نامه، اثر کیکاووس بن قابوس بن وشمگیر، است که به طور مفصل به اثر نواختن موسیقی در طبایع مختلف اشاره دارد. او بزرگ ترین هنر نوازندگی را آن می داند که متناسب با طبع و حال شنونده بنوازند: رامشگر (نوازنده) را بزرگ ترین هنر آنهاست که بر طبع مستمع رود. وی از نخستین مسلمانانی است که در اثر خود باب مهمی را به موسیقی درمانی اختصاص داده است وی پس از اینکه شیوه های عملکرد و برخورد اجتماعی یک موسیقی درمانگر را ذکر می کند براساس ۱-طبایع چهارگانه ۲- سن ۳- جنس شنونده موسیقی، نوعی موسیقی مربوط به آن طبقه بندی را توصیه می کند که متأسفانه بسیاری از گوشه هایی که عنصرالمعالی نام برده است در گذر زمان فراموش شده و جز نامی از آن باقی نمانده است.
اما در زمینه موسیقی، درمان و فواید جسمی آن ابن سینا در دانشنامه علایی باب بزرگی به نام باب موسیقی دارد که سخنان بدیع از این نابغه پزشکی ذکر شده است. همچنین در این زمینه در کتاب شفا، بخش مهمی را به این گفتار اختصاص داده است. به طورمثال در بخشی می گوید: «علم موسیقی جزوی است از بدن انسان که می گردد از دل و سینه و گاه پایین دل آید و از اول هر ماه تا سلخ، هر روزی در عضوی باشد از اعضاء رئیسه و همواره سیار با ستاره ارقنوع و این ستاره ارقنوع سیاره ای است در وجودی آدمی به منزله آب و خون که هر روز در عضوی باشد پس در هر عضوی که باشد نبض را از او خبری است و نباض و حکیم را واجب است که علم ادوار را نیکو فراگیرد تا بود که در تشخیص نبض کمتر خطا کند...» یا در بخشی دیگر اشاره می کند: «جراح را واجب است که در روزی که ارقنوع و کوکب موسیقی در دماغ و حدقه چشم باشد دست علاج از امراض عین و دندان و تنقیه دماغ و جگر کوتاه دارد که محل خطر است...»
با مطالعه کامل نظریات ابن سینا درباره موسیقی درمانی به چند نکته عمده برخورد می کنیم:
۱- ابن سینا علم موسیقی را جزئی از ترکیب بدن انسان می داند که اگر دیدگاه او را بپذیریم به دید جدید از شیوه درمانگر موسیقی دست می یابیم.
۲- بوعلی جوهره موسیقی را در اعضای بدن سیار می داند و به نظر او این حرکت از زمان بندی بسیار دقیقی تبعیت می کند و حتی بر همین مبنا تجویز درمان کرده یا پزشک را از درمان بازمی دارد.
۳- او شیوه درمان حکمای قدیم به وسیله موسیقی درمورد بیماری هایی مانند سل و تب صفراوی و قولنج را تأیید می کند ولی برخی از این نغمات درمانگر را «غریبه» می نامد که نشان می دهد قسمتی از این دانش ها در زمان ابن سینا به غبار فراموشی آغشته بوده است.
۴-ابن سینا تأکید بر این نکته دارد که همانند کالبد آسمانی و نجومی بسیاری از پدیده های پزشکی آن زمان، «علم موسیقی» نیز پنداره ای فلکی دارد که براساس این پنداره در اعضای رئیسه بدن به تناوب مؤثر بوده است.
۵- ابن سینا تکنیک موسیقی درمانی را بسیار کم عارضه و بی خطر می داند و اجرای آن را در زمان های مناسبی از شب و روز دانسته که بدون کمک دارو یا دستورهای خوراکی و آشامیدنی خاصی بیماری را زائل می کند وی با توجه به دانش پزشکی آن روزگار مکانیسم دقیقی را از تأثیر صورت موسیقی بر ارگان های بدن ذکر می کند که با عنایت به کواکب سبعه در زمان خاص خود مؤثر خواهد بود.
پیشینه استفاده از موسیقی برای درمان، به زمان ارسطو و افلاطون بازمی گردد؛ از آن زمان به بعد رگه های استفاده از اصوات و آهنگ ها برای درمان بیماری های مختلف به چشم می خورد و حتی در ایران باستان از موسیقی برای درمان بیماری ها استفاده می شده و در متونی چون «قابوس نامه» اثر عنصرالمعالی و «کتاب شفا» اثر ابوعلی سینا به طور مفصل به این موضوع پرداخته شده است، اما شروع رسمی استفاده از «موسیقی درمانی» در قرن بیستم، به جنگ جهانی اول برمی گردد که به عنوان روشی برای مداوای مصدومان جنگ به کار می رفت. هرچند استفاده از این روش درمانی با مشکلاتی همراه بود، اما به تدریج این شاخه درمانی تکامل یافت و انجمن های متعددی شکل گرفت؛ به گونه ای که سال ۱۹۴۴ اولین کلاس های آموزش موسیقی درمانی در دانشگاه میشیگان تشکیل شد. سال ۱۹۵۰ انجمن موسیقی درمانی و سال ۱۹۷۱ انجمن موسیقی درمانی آمریکا یا همان «AAMT» تأسیس شد. سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی موسیقی درمانی در سطح بین المللی به ثبت رسید.
در ایران با اینکه انجمن هنردرمانی سال ها پیش تأسیس شد، اما هنوز به عنوان یک شاخه درمانی مستقل برای جامعه پزشکی و اکثر مردم پذیرفته نشده است؛ همچنان که در بیشتر مؤسسات از موسیقی به عنوان ابزاری در کنار دیگر هنرها برای درمان اختلالات ذهنی مانند سندروم دان، اُتیسم، بیش فعالی و... استفاده می شود. یکی از تعاریف اُتیسم درخودماندن است؛ کسانی که با دنیای اطراف هیچ ارتباطی برقرار نمی کنند.
افراد مبتلا به این بیماری، توسط هنر موسیقی هویت پیدا کرده و خودشان را ابراز می کنند. بزرگ ترین اتفاق هنر، بیان خودتان به زبان دیگر است. یعنی با زبان بی زبانی با هنرتان با دنیا ارتباط برقرار می کنید و این همان معجزه هنر است که بزرگ ترین اتفاق است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 9:03
بخش هنری تبیان

وكیلی از جمله نقاشانی است كه اگرچه در سال های اخیر با نمایشگاه های شاگردانش یا برپایی كارگاه های چاپ دستی در عرصه عمومی تجسمی حضور داشته اما پیش از این، نمایشگاه های متعددی برگزار كرده است. نه تنها خودش بلكه شاگردان و آنها كه وكیلی را می شناسند، می دانند تأكید او بر طراحی است، نكته ای كه تمام شاگردان الخاص در آن مشترك هستند. همین ها بهانه ای برای گفت وگو با او شد:
دی ماه سال گذشته گروهی از شاگردان شما نمایشگاهی با عنوان «هم كلاسی» برگزار كردند كه در استیتمنت آن نوشته بودند:«در فضای تجسمی امروز در مفهوم طراحی، تحول عظیمی به وجود آمده، تغییراتی که قضاوت در مورد طراحی، بر مبنای یک اصول زیباشناختی واحد را مشکل می کند...». براین اساس طراحی دچار چه تغییراتی شده است؟
من از این حرف دفاع نمی كنم..
خب شما چقدر با این حرف موافق هستید؟
این نظر خود هنرمندانی بود كه عنوان كرده بودند. تغییر را قبول ندارم اما تكامل طراحی در ایران را می پذیرم. تحول یعنی دگرگونی، اما در ٩٠،٨٠ سالی كه فضای آكادمیك در ایران شكل گرفته و طراحی به مثابه مهم ترین عنصر فضای تجسمی در حال تکامل بوده است. به جرئت می توانم بگویم كسی كه فریاد زد «طراحی كنید، طراحی مهم است» هانیبال الخاص بود. بگذارید یك خاطره بگویم. یك روز هانیبال الخاص در دانشگاه تهران با سطلی از دوده به سر كلاس آمد، به هركسی مقداری پنبه داد و در كاسه هایی آن دوده ها را ریخت. مدل هم ایستاده بود. او به بچه ها گفت با پنبه و دوده كار كنید. این روش برای همه جذاب بود و شروع به كار كردند. در این حركت یك اتفاق خیلی عجیب افتاد، اینكه جزئیات حذف شد و دیگر كسی دنبال چشم، بینی و دهان نبود و یك فرم كلی می دید. پس هانیبال الخاص آغازگر این درک از طراحی بود و من ادعا دارم که آن را کامل کرده ام. در آن كلاس دانشجویان مجبور شدند نگاهشان را به طرف مدل پرت كنند و از جزء شروع نكنند.
این نکته در طراحی بسیار مهم است که: شما با وسیله ای کار کنید که به اجبار نترسید شما وقتی با یك تكه پنبه و دوده كار می كنید، مجبور می شوید نگاهتان را به سمت مدل پرت كنید و تكه تكه نبینید. حالا خیلی از كسانی كه مسئله طراحی را درست درك نكرده اند، فكر می كنند هر آنچه نزدیك به طبیعت باشد، طراحی است. من بارها و بارها گفته ام هیچ كجای دنیا موضوعی به نام طراحی قوی وجود ندارد، جز ایران. هر كسی توانست یك مرجع بدهد مبنی بر اینكه strong drawing یا strong line داریم، می تواند نقض حرف من را ثابت كند. به اشتباه این مفاهیم در ایران جا افتاده است مثل اینكه می گویند: «طراحی اش قوی است».
طراحی، بیان است، قوی و ضعیف ندارد. شما اگر درك درستی از طراحی داشته باشید، حرف های پیكاسو را خیلی خوب می فهمید: من ٥٠ سال طراحی كردم تا مثل یك بچه پنج ساله طراحی كنم. پس وقتی اعتقاد به یك بیان دارید متوجه می شوید، قدرت طراحی است كه زیرسؤال می رود و این متأسفانه در ایران بسیار رایج است. به غیر از شاگردانم ندیدم كسی به خوبی متوجه شود كه طراحی یك مفهوم است، مفهومی است كه شما از طریق بیان و زیبایی شناسی ای كه به آن دست یافته اید، شروع به صحبت كردن می كنید. صحبت كردن باید یك ساختار داشته باشد. این ساختار در نگاه كلی با طراحی معنا پیدا می كند. پس طراحی فقط روی كاغذ نیست. وقتی شما لباستان را جابه جا می كنید یا موهایتان را حركت می دهید تا زیباتر بنمایید، دارید طراحی می كنید. این مفهوم در ایران قدیم بسیار درست تر به كار می رفت.
از چه لحاظ؟
بارها گفته ام تعلیم و تربیت در ایران دچار مشكل است. یك لغت را جابه جا می كنم ببینید مفهوم چقدر عوض می شود: «معلم به شاگرد می گوید چه كار بكن! معلم به شاگرد می گوید چه كار كرده ای؟» وقتی می گوید چه كار بكن یعنی او را باور ندارد. وقتی می گوید چه كار كرده ای یعنی او را باور دارد. این اشتباه در كودكی های ما هم اتفاق افتاده است. همه ما یك الگویی داشتیم. به ما گفته می شد: «ببین آن پسر چقدر مؤدب است، مثل او باش»
مثلا در ادبیات می گوییم: «بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/ فلك را سقف بشكافیم و طرحی نو در اندازیم». این شعر یعنی متحول كردن، جابه جاكردن و جهان را طراحی جدیدكردن، یا جامی می گوید: «به طراحی چو فكر آغاز كردی/ هزاران طرح زیبا ساز كردی». در واقع او فكر و طراحی را به هم می چسباند. پس اگر ما این مفاهیم را در طراحی درست درك كرده باشیم، می فهمیم طراحی بیان است. قدرت طراحی واژه غلطی است. كسانی كه می گویند شبیه طبیعت كار كنید بعد مسیر دیگری بروید، راه غلطی می روند.
این یك نگاه مدرنیستی است كه از اندیشه پل كلی راه افتاده؛ مبنی براینكه شما باید اشیا را بكشید، به جوهره شان برسید و بعد مسیرتان را پیدا كنید. در ایران هنوز هم این تفكر جاری است. هنوز بلد نیستند «دست» بکشند، آبستره كار می كنند. در دوره مدرنیته این اتفاق افتاد كه می گفتند پیكاسو در ١٦ سالگی كار كلاسیك انجام می داد، پس اجازه داشت كوبیستی كار كند. هیچ كس الان مبنا را نمی گذارد كه چون پیكاسو در ١٦ سالگی یك تابلوی بسیار زیبای كلاسیك كار كرد پس می توانست كوبیك كار كند. كوبیسم به ماهُوَ خودش معنا داشت و پیكاسو را پیكاسو كرد، چون او خلاقیت داشت و نقاشی را متحول كرد. در موزه های دنیا، كارهای جوانی او هم هست اما اگر او همان مسیر را ادامه می داد، پیكاسو نمی شد. در صورتی كه اینجا به غلط چنین معنایی وجود دارد كه حتما عین طبیعت كار كنید كه بعدا از این مرحله بگذرید. من این تفكر را در ادامه منظر الخاص نسبت به طراحی خیلی جدی ادامه دادم و به بچه ها یاد دادم كه طراحی سازماندهی عناصر بصری است، حالا می خواهد فیگور باشد، یك لكه باشد یا یك بافت باشد.
وقتی شما هفت عنصر بصری را سازمان می دهید، دارید طراحی می كنید. این كار نیاز به كلی نگری دارد و احتیاج به این دارد كه شما در دام ابرو، چشم و بینی قرار نگیرید و حس و فضای كلی خود را به سمت مدل پرت كنید و دریافت هایتان را از آن بگیرید. به همین خاطر من شاگردی كه آبستره هم كار كند دارم، گویی كه همیشه دوست داشتم شاگردانم فیگوراتیو كار كنند اما كسانی را که آبستره خوب كار كرده اند، تشویق كرده ام چون واقعا زبان بصری، زبان بصری است. هیچ قاعده ای نیست كه شما از طبیعت الهام بگیرید یا ذهن خودتان. اعتقاد قلبی دارم هر دو آنها دارند ذهنی كار می كنند یعنی هیچ دو نقاشی كه قرار است یك پرتره بكشند، عین هم كار نمی كنند پس دلیلی است كه هر دو دارند ذهنی كار می كنند. یعنی subjective یكی از عناصر مهم بوده و هست.
موضوعی كه در مورد تفكر اشتباه درباره طراحی در ایران اشاره كردید از كجا نشئت می گیرد؟
بارها گفته ام تعلیم و تربیت در ایران دچار مشكل است. یك لغت را جابه جا می كنم ببینید مفهوم چقدر عوض می شود: «معلم به شاگرد می گوید چه كار بكن! معلم به شاگرد می گوید چه كار كرده ای؟» وقتی می گوید چه كار بكن یعنی او را باور ندارد. وقتی می گوید چه كار كرده ای یعنی او را باور دارد. این اشتباه در كودكی های ما هم اتفاق افتاده است. همه ما یك الگویی داشتیم. به ما گفته می شد: «ببین آن پسر چقدر مؤدب است، مثل او باش». به همین دلیل بیشتر ایرانی ها یك الگو دارند و همین باعث می شود تجسس درون خود را خیلی دیر آغاز كنند و بلوغ فكری در ایران در مردها ٤٠ سالگی و در زن ها در ٣٠ سالگی اتفاق می افتد. پس همیشه كپی كردن یك سهمی از آموزش در هنر بوده است و باور كنید در آكادمی های رسمی دنیا و جاهایی كه اعتباری وجود دارد، این كار منحط و یك فساد است.
در صورتی كه در ایران خیلی راحت گفته می شود این را كپی كن تا رنگ را بشناسی. من ٣٥ سال تدریس كرده ام، به همه می گویم پالت طیفی بچینید، یك نفر شبیه دیگری نمی چیند. اگر ما قائل باشیم كه تربیت در ایران الگوپذیر است كه اعتقاد دارم هست، بالطبع آموزش آن هم دچار مشكل می شود. گوستاو كوربه یك نقاش ماتریالیست بود. دو جمله خیلی معروف دارد. از او پرسیدند: «چرا فرشته نمی كشی؟» گفت:«اگر شما نشانم دهید من می كشم» و دوم اینكه گفت: «پرتقالی را هم كه می كشم حتما به مزه اش فكر می كنم». خب اینها آغاز یك نگرش در نقاشی بود كه به سزان رسید. او اشیا را از بالا و كنار می دید و ادامه اش به پیكاسو رسید. پس یك تحول تاریخی كه از كوربه شروع می شود. شیء و اهمیت ماده مطرح می شود و كوبیسم شكل می گیرد. این مهم ترین اتفاقی است كه برای پیكاسو افتاده.
این نقض غرض كه پیكاسو در ١٦ سالگی فلان كار را كرده و بعد چنین كرده، در ایران شكل گرفته است یعنی به دلیل تربیت غلط الگوپذیری در ایران اهمیت پیدا می كند و اینكه نقاش قبل از اینكه به خلاقیت خود فكر كند به مسیر قبلی فكر می كند، در نتیجه اینها اصطلاح «طراحی قوی» هم به وجود می آید. مهم ترین منظر یك هنرمند خلاقیت است یعنی اینكه من در چه جایگاهی، چه حرف تازه ای را توانسته ام بزنم و چه برگی را به برگ های تاریخ اضافه كرده ام؟ اهمیت آن به قدری زیاد است كه بقیه چیزها به سایه می روند. در آموزش طراحی هم همین اتفاق باید بیفتد. اولا باید باور داشته باشیم «فكر می كنیم پس هستیم». این موجودیت هنرمند غالب بر تمام رفتارهای گذشته اش می شود و گذشته او را می پوشاند و می گوید باید چه برگ تازه ای را به هنر اضافه كنم؟ من طی آموزشم سعی كرده ام این نكته را به شاگردانم بگویم كه هرجوری فكر می كنند همان طور كار كنند. اگر آبستره اكسپرسیونیستی كار می كنند طراحی آن هم باید همان باشد و فكر نكنند باید آنتیك کار کنند و ساخت وساز كنند و مثل دكونینگ طراحی کنند. در نهایت به آن جمله می رسم كه طراحی ما متحول نشده است. این حرف، یك ادعای گزاف است اما حتما طراحی ما كامل شده است.
در این سال ها بیشتر شاهد برپایی نمایشگاه هایی از شاگردان شما بوده ایم و حضور شما در نمایشگاه انفرادی كمتر بوده است. چرا؟
متأسفانه من آدم منظمی نیستم و چندین پروژه درحال انجام دارم مثلا آثارم برای نمایشگاه «سی سال حكاكی» آماده است. من از سال ٦٢ حكاكی را با آقای روحبخش آغاز كردم و ادامه دادم. سال ٩٢ كه ٣٠ سال از این كار می گذشت، می خواستم نمایشگاهی برگزار كنم. دو نفر هم خواستند از زندگی من كتابی منتشر كنند كه شامل مقاله ها، اتوبیوگرافی و مصاحبه هایی از این دو خانم با من در مورد آثار و نقش هانیبال الخاص در زندگی ام است.
نام كتاب «وكیل آباد» است. این كتاب، زمان نمایشگاه را به تعویق انداخت وگرنه آثاری كه می خواهم در نمایشگاه نشان دهم، آماده هستند. دلیل دیگری كه نمایشگاه انفرادی ام در این سال ها كمتر بوده، این بود كه سه سال قبل كه برای تدریس به دانشگاه هنر در باغ ملی رفتم، از فضای این ساختمان متأثر شدم چون خیلی زیباست. پس پروژه ای را به نام باغ ملی شروع كردم كه آثار آن هم یك نمایشگاه خواهد بود منتها هنوز به اتمام نرسیده است. ضمن اینكه اخیرا به طبیعت برگشته ام و درحال نقاشی از منظره های بزرگ به صورت سیاه و سفید هستم. در نتیجه ممكن است در سه، چهار سال آینده چند نمایشگاه انفرادی برگزار كنم.
منبع: شرق / سحر آزاد
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 23 اسفند 1394 ساعت: 7:31
بخش هنری تبیان

در این میان موزه هنرهای معاصر تهران هم با برگزاری نمایشگاهی از مجموعه آثار ویم دلووی، هنرمند بلژیكی، پرونده نمایشگاهی خود را در سال ٩٤ كامل كرده است. در این نمایشگاه ١٠٧ اثر نقاشی و مجسمه از این هنرمند در كنار ١٦ اثر از گنجینه خارجی و ایرانی موزه به نمایش درآمده است. این نمایشگاه تا ٢٤ اردیبهشت ماه سال آینده دایر است و علاقه مندان برای بازدید از آن می توانند به جز شنبه ها و تعطیلات رسمی، از ساعت ١٠ تا ١٩ و جمعه ها از ساعت ١٥ تا ١٩ از آن بازدید كنند.
گالری اثر این روزها میزبان نمایشگاهی گروهی از ١٢ هنرمند است كه در طول سال در همین گالری نمایشگاه برگزار كرده اند. محمدحسین عماد، احمد مرشدلو، ایمان افسریان، سمیرا علیخانزاده، علیرضا آدم بكان، ركسانا منوچهری، پیام مفیدی، الهه حیدری، مجتبی تاجیك و رضا عظیمیان هر كدام با یك اثر در این نمایشگاه حاضر هستند و احتمالا در روزهای آینده هم رضا لواسانی به این جمع اضافه خواهد شد. مجسمه ای از محمدحسین عماد از مجموعه «جفت» این هنرمند، تابلوی ده لتی احمد مرشدلو با عنوان «طنین سكوت»، یك نقاشی تركیبی با آینه از سمیرا علیخانزاده، تابلویی از ركسانا منوچهری با عنوان «معما»، یكی از آثار ایمان افسریان از مجموعه «بربساطی كه بساطی نیست» این هنرمند، تابلویی از مجموعه «اسر» علیرضا آدم بكان، اثری از مجموعه «تاریخ را فاتحان نمی نویسند» از بابك روشنی نژاد و یكی از نقاشی های مجموعه «ممهور» از مجتبی تاجیك مجموعه آثار این نمایشگاه را شكل داده اند. هرچند از پیام مفیدی، الهه حیدری و رضا عظیمیان نیز آثاری «بدون عنوان» از مجموعه َهای جدید این هنرمندان در این نمایشگاه به نمایش درآمده است. نمایشگاه سالانه گالری اثر تا ٢٣ اسفندماه در نشانی خیابان طالقانی، خیابان موسوی، خیابان برفروشان، روبه روی خانه هنرمندان، پلاك ١٦ ادامه دارد.
با تمام شدن نمایشگاه سیزدهمین دوره جشن تصویر سال، گالری های خانه هنرمندان ایران این هفته شاهد برگزاری نمایشگاه های مختلف هنری بودند. نمایشگاهی از آثار سایه پارسایی در گالری میرمیران، نمایشگاه نقاشی های آبرنگ فرشته شاهانی با عنوان «درختان در فراسوی نگاه من» در گالری بهار، نمایشگاهی از طراحی های پارچه هنگامه اسدی و نوید سلطانی در گالری پاییز سه نمایشگاهی هستند كه تا ٢٦ اسفندماه در خانه هنرمندان دایر خواهند بود. علاقه مندان برای تماشای این نمایشگاه ها می توانند همه روزه از ساعت ١٣ تا ٢٠ به نشانی خیابان آیت الله طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، باغ هنر، خانه هنرمندان ایران مراجعه كنند.
دوازدهمین نمایشگاه گروهی نقاشی «قلمرو مانی» این روزها در گالری فرهنگسرای بهمن در حال برگزاری است. در این نمایشگاه كه تا ۲۵ اسفند برپاست، ۱۳۵ اثر از ۴۵ هنرمند نقاش با تكنیك های مختلف به نمایش گذاشته شده است. در بخش جنبی این نمایشگاه، از ساعت ١٠ تا ١٦ امروز هم ورك شاپی برگزار می شود كه در آن از آموزش نقاشی اكریلیك و رنگ روغن گرفته تا ساخت تابلوهای دكوراتیو روی چوب و... به هنردوستان ارایه می شود. علاقه مندان برای بازدید از این نمایشگاه و شركت در این ورك شاپ می توانند به گالری فرهنگسرای بهمن در نشانی میدان بهمن، فرهنگسرای بهمن مراجعه كنند.
نمایشگاهی با موضوع خوشنویسی اسامی حضرت فاطمه زهرا (س) هم از روز جمعه ۲۱ اسفندماه در گالری برج میلاد تهران افتتاح می شود. در این نمایشگاه كه ساعت ١٧ روز جمعه افتتاح می شود، ۳۰ اثر نمایش داده می شود. برگزاری برنامه شب شعر آیینی و مراسم سنج و دمام زنی از دیگر برنامه های روز افتتاحیه این نمایشگاه است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 22 اسفند 1394 ساعت: 14:55
بخش هنری تبیان

در این مراسم که با حضور چهره های فرهنگی و هنری هم چون علی مرادخانی، محمد سریر، مجید رجبی معمار، غلامحسین امیرخانی، رضا کیانیان، ایرج راد، بهزاد فراهانی، امیر عبدالحسینی، حمیدرضا نوربخش، داوود گنجه ای، پری ملکی، کامران ملکی، فرشته یمینی شریف، لوریس چکناواریان، محمدهادی ایازی، فریدون شهبازیان، عبدالحسین مختاباد، محمدعلی طالبی، کیومرث پوراحمد، فاطمه راکعی، شهرام گیل آبادی و محمود صلاحی برگزار شد، با اهدا لوح تقدیر و هدایایی از خانواده درگذشتگان تقدیر به عمل آمد. علاوه بر سخنرانی چهره های فرهنگی و هنری، اجرای موسیقی زنده توسط سالار عقیلی، رونمایی از کتاب درگذشتگان سال 1394 و پخش کلیپ های تصویری برخی از هنرمندان درگذشته سال جاری از دیگر بخش های این مراسم بود.
در ابتدای این مراسم علیرضا غفاری که اجرای برنامه را بر عهده داشت، از مجید رجبی معمار برای ایراد سخنرانی دعوت کرد. مدیرعامل خانه هنرمندان ایران ضمن خوشامدگویی به خانواده های درگذشتگان و هنرمندان حاضر در مراسم، گفت: امشب چهارمین دوره مراسم تجلیل از هنرمندان درگذشته، توسط خانه هنرمندان ایران برگزار می شود. تلاش کردیم با حفظ این سنت، مجلس را با حضور خانواده های این عزیزان برگزار کنیم و تعداد زیادی از آنها نیز از راه های دور و نزدیک در مراسم امشب حضور دارند. امیدواریم با زنده نگه داشتن یاد اهالی فرهنگ و هنر و ادامه دادن به سنت تکریم، زمینه قدرشناسی از این عزیزان را فراهم آوریم؛ قدردانی از کسانی که ستاره های درخشان فرهنگ و هنر کشور هستند. مرگ، قطعی ترین حقیقت زندگی هر انسان بعد از تولد است. چند روز پیش از فوت مرحوم اینانلو، با هم دیداری داشتیم تا برنامه هنر و طبیعت را در خانه هنرمندان فعال کنیم؛ اینانلو هم چون همیشه قبراق و سر حال بود، اما به ناگهان خبر درگذشت غیرمترقبه این عزیز را شنیدیم. در نهایت آرزو می کنم همه مردم در صحت و سلامت باشند.
در ادامه و پس از پخش بخش نخست کلیپ تصویری درگذشتگان، محمد سریر رئیس شورای عالی خانه هنرمندان ایران ضمن گرامیداشت یاد درگذشتگان گفت: امسال هم در طلیعه سال نو هم چون سال های پیش، این ساعات را با یاد و خاطره عزیزان درگذشته سپری می کنیم. کسانی که یادشان در ضمیر ما حک شده است. اثرات فقدان اهالی فرهنگ و هنر بر جامعه، برای نسل ها برجای خواهد ماند. آنها افرادی بودند که با درخشش خود آثاری خلق کردند که افق های تازه ای به روی ملت ما گشود. این عزیزان در واقع سرمایه های ملی سرزمین ما بوده اند و آثارشان برای تداوم سرفرازی فرهنگ ما جاودانه است. بزرگ ترین سرمایه این سرزمین همین یادگارهای فرهنگ و هنر است که پابرجا مانده و خواهد ماند. برای تمام هنرمندان و اهالی فرهنگ آرزوی سلامتی دارم.
پس از پخش بخش دوم کلیپ تصویری درگذشتگان، لوریس چکناواریان ضمن گرامیداشت یاد هنرمندان درگذشته گفت: زندگی و مرگ، خواهر و برادر یکدیگرند. در حالی که بسیاری از زنده ها به واقع مرده اند، تعداد زیادی از درگذشتگان در حقیقت زنده اند. این افراد به فرهنگ ایران خدمت کردند و شعله آن را به نسل ما رساندند و این خیلی مهم است. هنوز از آنها می آموزیم و مایه تاسف است که بسیاری از آنها در زمان حیات مورد تقدیر قرار نگرفتند. اما روح این عزیزان در کنار ماست و همیشه خواهد بود. تا روزی که ما هم مثل پرنده ها پرواز کنیم و به خداوند بپیوندیم.
بخش بعدی این مراسم پخش تصاویری از هما روستا بود و پس از آن با حضور چهره هایی هم چون محمد سریر، مجید رجبی معمار، کیومرث پوراحمد، علی مرادخانی، رضا کیانیان، بهزاد فراهانی، حمیدرضا نوربخش، شهرام گیل آبادی و.. کتاب درگذشتگان سال 1394 رونمایی و به یادگار امضاء شد.
سخنران بعدی این مراسم رضا کیانیان بود. این بازیگر سینمای ایران گفت: با دیدن کلیپ های تصویری به این فکر کردم که این افراد در کنار هم در بهشت چه لذتی می برند. آنها پخته شدند و به جایی اساسی که رسیدند، به بهشت رفتند. ما نیز تا چند وقت دیگر در همین کتاب ها جای می گیریم. آنها که رفتند خیالشان راحت است و ما مکافات داریم. سمندریان و هما روستا و احمد آقالو در بهشت یک گروه تئاتر زده اند، چون بدون تئاتر و موسیقی حوصله شان سر می رود. منتهای معنویت هنر است، چون این امر به خلاقیت خداوند برمی گردد. امشب جایی برای غم نیست چرا که می دانیم جای آنها خوب است و این مائیم که برای نبودن آنها دلتنگ هستیم. ولی ما هم در بهشت به آنها خواهیم پیوست.
پس از صحبت های کیانیان، سالار عقیلی با همراهی سازهای پیانو و تنبک به اجرای موسیقی زنده برای حاضران در تالار پرداخت و قطعه "ایران" را به همه زحمتکشان در عرصه های مختلف تقدیم کرد. پس از آن فریدون شهبازیان به روی صحنه حاضر شد و ضمن اشاره به ویژگی های شعر نسرین جافری گفت: زبان و ذهن و خیال شاعرانه جافری، جایگاهی والا در میان شاعران زن به او می بخشد. دریافت او از شعر این گونه بود که غبار کهنه را از روی واژه ها بردارد و حس آنها را که ساکت و متروک شده، دوباره به طبیعتشان بازگرداند. شعر شهادتی ست آگاهانه علیه آنچه فضایی برای تحقیر آدمی به وجود می آورد و شاعر معاصر نمی تواند در پشت مفاهیم کهنه ی دیروز سنگر بگیرد. جافری معتقد بود شعر امروز ما نیاز به دگرگونی و خانه تکانی دارد. وی در پایان یکی از آخرین شعرهای سروده شده توسط جافری را برای حضار قرائت کرد.
سخنران بعدی مراسم عبدالحسین مختاباد بود که ضمن تشکر از خانه هنرمندان ایران برای برگزاری این مراسم گفت: هنر ایران هم چون درختی ست که پدران ما آن را کاشته اند و امروز تبدیل به یک چنار تناور شده است. امروز در زمانه عجیبی زندگی می کنیم که در آن هنرمندان بزرگ ما حس می کنند به اندازه کافی از هنر آنها بهره برده نمی شود. هنرمند اگر کار نکند در اصل مرده است. با دیدن چهره عزیزان از دست رفته که تا چندی پیش با همه ی دردهایشان در کنار ما بودند، باید به فکر پاسداشت هنرمندانی باشیم که در قید حیات هستند. از این رو لازم است نهضتی ملی در حمایت از هنرمندان راه بیفتد و فضای کار کردن و بارور کردن ایران به دست آنها را فراهم کنیم.
در ادامه محمدعلی طالبی پدر مرحوم آرش طالبی ضمن احساس همدردی با حاضران گفت: از دست دادن فرزند جوان مان، زخمی روی قلب من و همسرم برجای گذاشته است. اما اگر به حافظ بنگریم که با وجود از دست دادن فرزندش چگونه به زندگی ادامه داد و شعر سرود، به این نتیجه می رسیم که ما نیز باید این مسیر را ادامه دهیم و با وجود تمام سختی ها به پیش رویم. امیدوارم همه ی خانواده های داغدار بتوانند به زندگی برگردند و مسیر را ادامه دهند.
بخش بعدی مراسم پخش تصاویری از مرحوم محمدعلی اینانلو بود و پس از آن کیومرث پوراحمد طی سخنانی کوتاه گفت: امروز در اثر هوای مسموم و پارازیت، جوان های ما در سن 25 سالگی هم سکته می کنند. در حالی که افراد در سنین 50 و 60 سالگی هم جوان محسوب می شوند، تعداد زیادی از این درگذشتگان در این سنین از دنیا رفته اند. در همه ی نقاط جهان آدم ها پیر می شوند و می میرند ولی اینجا ما به شکل ظالمانه ای پیر می شویم. این کارگردان سینمای ایران در بخش پایانی صحبت های خود از خانه هنرمندان برای برگزاری این مراسم تشکر کرد.
پس از آن فاطمه راکعی ضمن یادی از محمدعلی سپانلو، رحیم معینی کرمانشاهی و نسرین جافری گفت: به شخصه مرگ را برای هنرمندان و شاعران به رسمیت نمی شناسم. آثار این عزیزان آنها را به تاریخ پیوند می زند و از نظر معنوی هیچ گاه نمی میرند. شاعران همواره مساله مرگ را مورد تامل قرار داده اند و کمتر شاعری پیدا می شود که در مورد مرگ شعری نسروده باشد. در آثار شاعران کلاسیک ایران نیز مرگ اندیشی را به انحاء مختلف می توان مشاهده کرد، از مرگ هراسی و نفرت از مرگ گرفته تا شوق به مرگ در راه آرمان های اجتماعی.
پخش تصاویری از عزت الله انتظامی که در آن از مشکلات هنرمندان سخن می گفت، بخش بعدی مراسم بود. سپس محمود صلاحی، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، به روی صحنه حاضر شد و ضمن اشاره به وظیفه ی نهادهایی مانند خانه هنرمندان ایران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در توجه به مشکلات عرصه فرهنگ و هنر گفت: به رغم کارهای فراوانی که در این عرصه صورت گرفته، اما نسبت به ساحت مقدس هنر که جلوه گاه تجلی خداوند است، هنوز کارهای زیادی لازم است انجام شود و همه ما وظیفه داریم بیشترین تلاش خود را به خرج دهیم. جا دارد از خانه هنرمندان ایران برای برگزاری این مراسم تشکر کنیم.
در ادامه شهرام گیل آبادی، رئیس مرکز ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تهران، نیز در سخنانی کوتاه گفت: خداوند هیچ گاه خاموش نمی شود چرا که نور آسمان ها و زمین است. روح این عزیزان که در آسانی به سر می برند، به ما می خندد که در حال تحمل سختی ها هستیم. یاد آنها همیشه در وجود ماست، چرا که آیین چراغ خاموشی نیست.
سخنران پایانی این مراسم علی مرادخانی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بود. وی ضمن تشکر از خانه هنرمندان ایران برای برگزاری این مراسم گفت: در کتاب عزیزان درگذشته تصویر بسیاری از دوستان را می بینیم و با عبور از قطعه هنرمندان بهشت زهرا، متوجه می شویم چه انسان های خوبی را از دست داده ایم. کسانی که عمر خود را صرف تعالی فرهنگ کشور کردند. از این جهت برگزاری این برنامه در خانه هنرمندان ایران، امر مبارکی است. برگزاری این برنامه ها به ما یادآوری می کند به فکر هنرمندانی باشیم که در قید حیات هستند و تلاش های آنهایی که حضورشان غنیمت است را پاس بداریم؛ کسانی که آثارشان ذخیره ای برای آیندگان این سرزمین و انگیزه ای برای جوانان برای حرکت در این مسیر است. هم چنین جا دارد از شهردار تهران و همکارانش تشکر کنیم که در خصوص قطعه هنرمندان نهایت همکاری را داشته اند. قطعه هنرمندان بهشت زهرا فضایی خاص به وجود آورده که دیدار عزیزان از دست رفته را برای ما با شادی همراه می کند. امیدواریم مشکلات موجود برای قطعه هنرمندان به دلیل کمبود جا، باز هم با مساعدت شهرداری برطرف شود. آرزو دارم عرصه فرهنگ و هنر این سرزمین هر روز درخشان تر شود و ما نیز امکانات لازم برای اینکار را فراهم کنیم.
در بخش پایانی این مراسم و با حضور محمد سریر، مجید رجبی معمار، لوریس چکناواریان، علی مرادخانی، شهرام گیل آبادی و محمود صلاحی با اهدا لوح تقدیر و هدایایی، از خانواده های درگذشتگان عرصه فرهنگ و هنر کشور در سال 1394 تقدیر به عمل آمد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 22 اسفند 1394 ساعت: 14:55
سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

در این مقاله به بیان و توصیف قلم مو و حضور آن در نقاشی و تصویر گری پرداخته شده ، در دورانی که کتاب نویسی در میان درباریان و فقها امری محبوب و رایج بود، عرصه برای قلم مو تنگ شد و بنابر برخی دلایل شرعی در آن زمان کشیدن حیوان و انسان امری مسئله ساز برای هنرمندان به شمار می آمد، این خود دلیلی بود برای اینکه هنرمندان به نقوش گیاهی و تزئینی و خطوط هندسی روی آورند، از انتزاعی شدن گیاهان، هنر تذهیب مورد استقبال فراوانی قرار گرفت.
از قرن سوم هجری به بعد نقاشان به دو دسته تقسیم شدند:
گروه اول، نقاشانی که تصویرگری دیوارهای کاخ ها را انجام می دادند
گروه دوم: نقاشانی که نقوشی انتزاعی و تجریدی مانند"تذهیب" می کشیدند؛
درپی آن درگروه اول نقاشی دیواری و در گروه دوم دیوار نگاری به وجود آمد. از تصاویر"کلیله و دمنه" متوجه می شویم که چینی ها نیز بر کتاب آرایی دوران سامانی موثر بودند؛ در دوره ی غزنویان تذهیب قرآن و نقوش تزئینی کاخ ها مورد اهمیت بود؛ بعد از آن در دوره ی حکومت سلجوقیان نگارگری ایرانی ثبات پیدا کرد، با هجوم مغولان به ایران، دو تاثیر مهم برروی نقاشی این سرزمین گذاشته شد: یکی تاثیرات مستقیم اصول چینی بر نقاشی ایران، و دیگر اینکه با هجوم مغولان، خلافت عباسی از بین رفت بنا براین نظارت های دینی سست شد و فضای بازتری برای نقاشی ایجاد شد.
در دوره ی ایلخانیان کتابخانه سلطنتی شکل گرفت که شامل دو بخش کتابخانه و صورتخانه یا نقاشیخانه بود؛ دو اتفاق مهمی که در قرن هشتم هجری در هنرهای تجسمی ایران رخ داد، اول اختراع "خط نستعلیق"و دوم «ابداع اصول و قواعد نگارگری» بود، ابداع دوم توسط احمد موسی شکل گرفت که موجب شد احمد موسی را به عنوان مخترع نگارگری ایران مطرح کنند.
در دوره ی ایلخانیان کتابخانه سلطنتی شکل گرفت که شامل دو بخش کتابخانه و صورتخانه یا نقاشیخانه بود؛ دو اتفاق مهمی که در قرن هشتم هجری در هنرهای تجسمی ایران رخ داد، اول اختراع «خط نستعلیق» و دوم «ابداع اصول و قواعد نگارگری» بود، ابداع دوم توسط احمد موسی شکل گرفت که موجب شد احمد موسی را به عنوان مخترع نگارگری ایران مطرح کنند
« مهمترین کار احمد موسی تعریف و تنظیم اصول و قواعد نگارگری ایران بود و آن را از نقصان ها و ناپختگی ها پیراست و این اصول را که ما امروزه آن را با عنوان «اصول هفتگانه ی هنر های تجسمی ایران» می شناسیم، سنجیده و دقیق، تعریف و تدوین کرد و سنتی را پدید آورد که بعدها شاگردان او وپی سپاران نگارگری، چون سرمشقی تعالی بخش آنها را فرا گرفتند و به خدمت هنر خود در آوردند. گفتنی است که بعضی از این اصول هفتگانه پیش تر به طور پراکنده در تذهیب قرآن ها و کتب دیگر به کار رفته بود؛چون تکوین و تکامل این اصول بر اثر گذشت زمان اتفاق افتاده بود و چیزی نبود که یکشبه در هنرهای ایران چهره نموده باشد؛ کار مهم احمد موسی و شاگردان او بهره گیری از این اصول در ساخت نگارگری با سبک و سیاقی سنجیده و پرورده بود.»1
البته که هنرمند به غیر از این اصول هفتگانه می بایست رنگ شناسی و اصول طراحی رعایت قواعد و توازن و تناسب در نگاره را می آموخت: اسلیمی از سده چهارم در هنرهای مختلفی مانند معماری، سفالگری، قالیبافی و... نمود پیدا کرد اما در قرن هفتم و هشتم به عنوان یک اصل در طراحی و تذهیب قرآن ها شد. اصل ختایی(خطایی) نیز نقشی بود که به دارای گل زیبای خشخاش و یا عناب و نیلوفر و عنار حیوانی مانند اژدها و درنا وغیره بود که این اصل نیز در سده هفتم و هشتم وارد تذهیب قرآن وکتابها شد. فرنگی ، با ساقه های گل های پیچاپیچ یا گل های ریز یا شبیه به برگهای کنگری یا فرشته بالدار نیز وارد تذهیب و فلزکاری شد. نقش اژدها و سیمرغ و ابرها نیز تاثیراتی بود که در قرن چهارم هجری چینی ها بر هنر ایران گذاشته بودند. هنرمندان ایرانی اصل ابر را به بهترین نحو به کار گرفتند و علاوه بر استفاده از آن به عنوان ابر، به شکل هاله ی دور سر پیامبران نیز نشان دادند نقش نیلوفر نیزکه از ابتدا همراه ایرانیان بوده، اما در دوران اسلامی پس از استفاده چینی ها از این نقش، هنرمندان ایرانی نیز از آن به طرزی تجریدی استفاده کردند. محدودیت در بازنمایی شکل انسان و حیوان باعث شد که هنرمندان این اشکال را نیز انتزاعی نشان دهند و اسطوره های رایج مانند درخت سخنگو و درخت زندگی و درخت واقواق نیز موجب شد تا در دوران سلجوقی، "اصل واق" یکی از اصول هفتگانه باشد. بند رومی یا گره که در ابتدا در معماری وجود داشتند نیز در قرن هفتم و هشتم، با تکرار بی پایان اسلیمی شکل خود نیز وارد تذهیب شد و یکی از هفت اصل هنر تزئینی شد، این اصل یکی از مهمترین و ارجح ترین اصل ها بود.
مرکز اصلی نگارگری تبریز بود و سنت نگار گری در قرن نهم از تبریز به هرات انتقال پیدا کرد، با این حال تبریز مرکز نگارگری ایران باقی ماند و در زمان ترکمانان نیز درخشید، در اولین قسمت مکتب هرات کتاب آرایی و تصویر سازی تاثیر زیادی در مرقّع سازی داشت. از این دوران سه مرقع وجود دارد که یکی خطاطی است و دو مرقّع دیگر که مرتبط با نگارگری است، الگویی اساسی برای آموزش دادن به هنرمندان بود، زیرا تمامی اصول هفت گانه را شامل می شد؛ پس از بر افتادن حکومت ایلخانیان، مکتب شیراز همچنان تحت تاثیر مکتب تبریز مانده بود.نقوش مکتب هرات توسط مکتب شیراز به جلای خاص خود رسید و تکامل خاصی به هفت اصل تزئینی داد.
در قسمت دوم مکتب هرات، نقاشان زیادی وارد میدان شدند و نقاشی با استقبال درباری روبه رو شد؛ "کمال الدین بهزاد" یکی از نامدار ترین نقاشان آن زمان بود. بعد ازآن در دوران صفوی، مذهب شیعه رواج پیدا کرد و بلافاصله مضامین خود را در هنر نشان داد، در دوران صفوی هنر نقاشی و تصویر گری از معتبر ترین هنرهای درباری بود و برای اولین بار نقاشی از خطاطی پیشی گرفت.
1- آژند، یعقوب، هفت اصل تزئینی هنر ایران، نشر پیکره، (1393) ، ص(32و33)
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 22 اسفند 1394 ساعت: 3:27
فرآوری: سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

شاید آن هنگام که پای فیلم های علمی/تخیلی نشسته ایم و صحنه هایی از حضور و تسلط روبات ها بر شهر را تماشا می کنیم حتی به ذهنمان هم خطور نکند که زمانی ساختمان های غول پیکر و نامفهوم مدرن به مثابه روبات هایی، کنترل زندگی مان را به دست گیرند. آری این بار شهر نه گرفتار روبات های انسان نما، که گرفتار ساختمان هایی به سبک سوپرمدرن می شود که نقش روبات را ایفا کرده، قدرت هرگونه تعامل و برخورد را از شهروند عصر مدرن، سلب کرده و درواقع به نرمی، شیوه زندگی انسان امروزی را به زندگی روباتی، فارغ از هرگونه خلاقیت و قدرت ابتکارعمل در فضاهای شهری، بدل می کند. فغان از روزی که شهر مانند آنچه زمانی در فیلم های تخیلی می دیدیم سرد و بی روح در میان برج های شیشه ای و مکعب های زمخت محبوس شود و شهروندان ناگزیر از شرایط مهیاشده، مقهور سبک زندگی که به آنها تحمیل شده، شوند. هرچند صحنه های پایانی این فیلم ها پیروزی انسان بر روبات ها را به نمایش می گذارد، اما در اغلب موارد این پیروزی با نابودی روبات ها توأم است؛ تعمیم آن به زندگی انسان امروزین در شهرهای مدرن می تواند به مبارزه انسان با شهر و ساختمان هایش تعبیر شود. انتهای داستان شهر مدرن و شهروندانش باز است تا انسان مدرن چگونه سرنوشت خویش و شهر را رقم زند.
مارک اوژه [انسان شناس فرانسوی] در کتاب نامکان ها۲ به مقوله جهانی شدن می پردازد؛ وی ساختارهای فضایی/ زمانی ناآشنا را که ممکن است از نگاه برخی آشنا باشند، نامکان هایی می پندارد که بیش از آنکه مکانی برای زایش هویت باشند، نامکانی برای زوال هویت [یا خالق هویتی مبهم و غیرقابل درک] هستند. فضاهایی نظیر هتل ها، هایپرمارکت ها، فرودگاه ها، مراکز عظیم تجاری و... فضاهایی برای گذارند که فرد با واقع شدن در آنها ادراکی از هویت ندارد. براین اساس، آنچه امروزه در شهرهای ما در حال زایش و پیدایش است نامکان هایی است هویت زدا و در حالت خوش بینانه، مولد هویتی نو و البته مبهم؛ ساخت و سازهای شهری، محدود به مراکز خرید، هتل ها و مراکز تفریحی و... است که طرح واره ای تکراری و دیکته شده پیش روی انسان ساکن شهر قرار می دهد. چه بسا این نمودهای شهرنشینی مدرن، چنانچه «لوفبور» نیز بر آن تأکید دارد، روزمرگی زندگی شهر را برای شهرنشینان به ارمغان می آورد؛ چرخ وفلکی که انسان شهری سوار بر آن نقاط تکراری زندگی را می پیماید و هرروز و هرماه و هرسال این چرخه برایش تکرار می شود. درحالی که فضاهای متنوع و ساده شهری در گذشته انسان را در انتخاب و آفرینش عملکرد آزاد می شمرد و برایش «حق» قائل بود تا سبک زندگی خویش را آن گونه که می پسندد، طرح ریزد و همانا شهروندی خلاق و شهری با فضاهای شهری زنده و پویا رقم می خورد. درحال حاضر «زندگی روزانه» انسان شهری با «روزمرگی» کسل کننده نوگرایانه جایگزین شده و توانایی خلق سبک زندگی را از انسان شهری دوره مدرن سلب کرده است.
آنچه امروز می سازیم آینده و هویت شهر را خواهد ساخت؛ گرچه شاید نتوان نام بی هویتی بر آن نهاد، اما آنچه به ثمر می نشیند هویتی موهوم و غیرخودی خواهد بود که دیگر نشانی از میراث و فرهنگ ایرانی ندارد. معماری کنونی ساختمان ها و شهر، هویت، فرهنگ و سبک زندگی آیندگان را رقم می زند.
احتمالا اگر دو عکس از دو خیابان جدید در دو شهر متفاوت را به فردی نشان دهید، قادر به تشخیص هویت و نام شهر ها نخواهد بود. خیابان ها و فضاهای شهری دیگر نمود فرهنگی جامعه خویش نیستند و نشانه ای که آنها را از هم متمایز کند، نمی یابید. مردم همسایه های خود را نمی شناسند، فراغت خود را در محله شان سپری نمی کنند و به شهر حس تعلق خاطر ندارند. از همه تأسف انگیز تر اینکه در حرکت و پویایی زندگی مدرن، اغلب به نامکان های بی هویت خو گرفته و حتی فقدان هویت را احساس نمی کنند. سبک مدرن، همسانی فضا ها را ترویج می دهد، حال آنکه انسان ها همسانی نمی پذیرند و هر یک موجودیتی یگانه و بی نظیر دارند. روح رهای انسان، زندگی در فضاهای شهری همسان که انتخابی برای وی قائل نمی شود، برنمی تابد. انسان باید بتواند با تغییر سبک زندگی خویش، شهر را تغییر دهد نه چونان اسیری در قالب های ازپیش طراحی شده که مجالی برای بروز خلاقیت برایش نمی گذارد. گرچه این روز ها در مجامع معماری سخن از هویت و فرهنگ بسیار رانده می شود و اغلب از آنچه به نام معماری مدرن و جهانی یاد می شود، رضایت نداریم، بااین حال شاهد زایش طرح های معماری ای هستیم که نه تنها انعکاس دهنده هویت ایرانی نیستند، بلکه کشتی بی رمق فرهنگ و هویت را در موج عظیم جهانی شدن فرو کشیده و سیمایی مدرن و غیرخودی به شهرهای ایرانی می بخشند.
آنچه امروز می سازیم آینده و هویت شهر را خواهد ساخت؛ گرچه شاید نتوان نام بی هویتی بر آن نهاد، اما آنچه به ثمر می نشیند هویتی موهوم و غیرخودی خواهد بود که دیگر نشانی از میراث و فرهنگ ایرانی ندارد. معماری کنونی ساختمان ها و شهر، هویت، فرهنگ و سبک زندگی آیندگان را رقم می زند؛ بنگریم که در کدامین مسیر، طی طریق می کنیم؛ چه بسا بازگشتی از آن نباشد یا زمانی قصد تغییر مسیر کنیم که دیگر دیر شده باشد و نامکان ها در هیأت روبات هایی بی روح، شهر را به تسخیر درآورده باشند.
باید در نظر داشت که تحلیل اژه از نامکان و از جامعه surmodee، تحلیلی پست مدرنیستی نیست و نامکان ها نیز برخلاف آنچه در برخورد نخست ممکن است به نظر می رسد، نفی نامکان و تجلیل صرف از مکان را منظور ندارد. اژه خود در جایی گفته است که مدرنیته غربی را واجد ارزش های عام و جهانشمول می داند و ترقی به زعم او معنایی جز شکوفایی فردی ندارد. او رابطه میان مکان و نامکان، رابطه میان امر تجربی و انضمامی و امر تجریدی و انتزاعی را در عین حال رابطه ای سیاسی می بیند.
حاکمیتی که اژه از آن به امپراتوری یاد می کند، همان جهان توتالیتری که ارول و کافکا توصیف کرده اند،نیست. جهانی است که در آن هیچ کس هرگز تنها نیست، همه در معرض نظارت بی واسطه اند و گذشته نفی و طرد شده است. این جهان پیشامدرن نیست، شبه مدرن است. به نظر می رسد مفاهیمی که در تحلیل نامکان مطرح است، همچون تنهایی، انزوا، همسانی و محو هویت فردی (در عین فردیت یافتن بیش از پیش انسان ها و گسسته شدن آن ها از روابطی که پیش از این به زندگی شان معنا می داد و توانایی آن ها بر آن که خود خالق ذهنیت و معنای زندگی خود باشند) و به خصوص آنچه اژه رابطه قراردادی فردی و در انزوای کاربر با نامکان می نامد، بیش از پیش در جوامع غیر عربی (به شکل خاص خود) مصداق می یابد و از این حیث می توان گفت که از قضا این کتاب چشم اندازی نظری برای ما فراهم می آورد. شاید بتوان در پرتو مفاهیم و تحلیل های نظری آن، از منظر متفاوتی به بررسی وضعیت جامعه خود و ویژگی های آن پرداخت.
منابع:
- شرق
- باشگاه خبرنگارن جوان
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 21 اسفند 1394 ساعت: 23:34
فرآوری: سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

انگیزه ساخت عروسک از هزاران سال قبل وجود داشته است وهنرمندان زیادی اندیشه های خود را از طریق عروسک القا کرده اند..این هنر وسیله ارتباط وعامل بسط احساسات بشری نیز هست ، علاوه بر این از گذشته دور تاکنون ثابت شده که عروسک ها نقش مهمی در رشد خلاقیت کودکان دارند.
به دلیل پیشرفتهایی که در ساخت عروسک ها مشاهده می شود، هنر عروسک سازی ارتباط تنگاتنگی با اقتصاد پیدا کرده ؛ در این روند، ماده ای که تاثیر به سزایی در ساخت عروسک داشت "وینیل" بود؛ وینیل عروسک سازی را متحول کرد و عروسک سازان را قادر ساخت تا به جای استفاده از کلاه گیس یا نقاشی کردن مو، برای عروسک مو بکارند. با اینکه امروزه بیشتر عروسک ها با استفاده از این مواد جدید به تولید انبوه می رسند بسیاری از عروسک سازان امروزی از مواد سنتی گذشته استفاده می کنند تا عروسک هایی باب طبع کلکسیونرها تولید کنند.
ازجمله فعالیتهای اخیر که در رابطه با هنر عروسک سازی انجام شده، برگزاری همایش پنل تخصصی«عروسک های بومی و نوروزی» بوده که در هفته جاری برگزار شد؛ در این راستا، دبیر شورای سیاست گذاری بزرگداشت آیین ملی نوروز"سمیع الله حسینی مکارم" گفت که، به دلیل کارکردهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی امنیتی نوروز، سازمان میراث فرهنگی به این نتیجه رسید تا در کنار برنامه ریزی هایی که دارد بحث نوروز را نیز در اولویت خود قرار دهد به همین دلیل شورای سیاست گذاری آیین ملی نوروز از تیرماه امسال کار خود را آغاز کرد و تا امروز توانسته ایم این همایش را برنامه ریزی کنیم.
معاون توسعه مدیریت سازمان میراث فرهنگی با اشاره به وجود برخی افراطی گری ها توسط گروه های خشن و جنگ طلب، ترویج گفتمان نوروز را که صلح و امنیت و دیپلماسی در منطقه ایجاد می کند ضروری دانست و افزود: اگر به نوروز و ابزارهای متعدد آن به عنوان یک میراث توجه کنیم قطعا تأثیری که در جاذبه های گردشگری خارجی و داخلی دارد نیز بسیار حائز اهمیت خواهد بود. او با اشاره به کارکردهای مهم و تعهداتی که سازمان میراث فرهنگی دارد، افزود: وظیفه داریم ارزش های نوروز را ترویج دهیم و جوامع و اقوام را ترغیب کنیم تا آیین های نوروزی را پاس بدارند و حفاظت کنند. سازمان میراث فرهنگی نیز موظف است آنچه را تاکنون کمرنگ شده معرفی و احیا کند.
سیداحمد محیط طباطبایی، قائم مقام ایکوم ایران «حاجی فیروز را نمونه ای از این عروسک ها دانست که در حوزه نوروز جای خود را پیدا کرده اند و بده بستان تاریخی دارند؛ از نطر او عروسک یک پدیده بسیار مهم و هنجار فرهنگی است که نقطه مقابلی هم دارد و از طریق آن می توان مفاهیم فرهنگی دیگری را نیز وارد فرهنگ بومی کرد»
وی با اشاره به کشف بیش از 30 میراث ناملموس در جوامع محلی در مدت زمان بررسی های میدانی درباره آیین های نوروزی ادامه داد: به همین دلیل معتقدیم هنوز آیین های زیادی وجود دارند که باید بررسی و شناسایی شوند و وظیفه میراث فرهنگی نیز پیگیری و دنبال کردن آن هاست. بنابراین انتقال مفاهیم و ارزش ها به نسل آینده برای کودکان مان که ارزش های فرهنگی را فرا می گیرند و انتقال دهنده آن به نسل های بعدی هستند، ارزشمند است.
حسینی مکارم با اشاره به وجود آیین های دیگری مانند یلدا و جشن مهرگان در ایران باستان قصد بر این دارد که، در سال های آینده یک دبیرخانه دائمی برای این نوع آیین ها ایجاد کنند و پنل های تخصصی برای شناخت و پژوهش آن ها تشکیل دهند. وی همچنین به ایجاد 12 نقطه پایلوت به عنوان نوروزگاه در 12 استان کشور اشاره کرد « به دلیل محدودیت زمان و اعتبار موفق شدیم امسال فقط 12 استان را به صورت پایلوت انتخاب کنیم، تا آیین هایی را که متناسب با شرایط قومی هستند در این پایلوت ها اجرایی کنیم.»
ژانت الیزابت بلیک، مشاور بین المللی یونسکو در حوزه میراث ناملموس نیز در سخنانی با تأکید بر اینکه 27 سال پیش یونسکو منشوری را تدوین کرد تا از میراث ناملموس حفاظت کند، گفت: از 1997 یک تحول در زمینه حفاظت از میراث فرهنگی و بخش هایی از آن آغاز شد. مسئله حفاظت و حمایت نیز بخشی از این تحول است که ابتدا از ابنیه تاریخی آغاز شد و حالا به سمت میراث ناملموس می رود.وی با تأکید بر اینکه نه تنها امروز میراث ملی نوروز را جشن می گیریم بلکه در جوامع محلی و قومی نیز ریشه دار بودن این جشن را همیشه به خاطر داریم، ادامه داد که، انتخاب عروسک های نوروزی و قومی یک حرکت چشمگیر و مهم بود چون نشانگر حفظ میراث قبل از نوروز نیز بوده است که همان مشارکت مردم را با نهادها دولتی می طلبد. به اعتقاد وی قراردادن این مسئله در چارچوب حقوق بشر قابل اهمیت است.
او افزود: زمانی که کنوانسیون 2003 را پیش بینی کردند به مسئله نوروز اهمیت ویژه ای داده شد. نه تنها حفظ، بلکه احیای آن نیز قابل اهمیت بود. زمانی هم که پیش نویس این کنوانسیون تهیه شد ایده های جدیدی درباره آن مطرح شد. وی انتقال نقش عروسک های بومی به مردم امروزی را بسیار حائز اهمیت دانست و افزود: زنان و کودکان نقش کلیدی در حفاظت از این میراث ناملموس دارند. زنان ارتباطی قوی با میراث فرهنگی و توسعه پایدار دارند و می توانند خود را با آنان تطبیق دهند و تلاش می کنند رویه های سنتی را حفظ کنند. او انتخاب عروسک های نوروزی و بومی را یک ایده خوب دانست و تأکید کرد: هویت فرهنگی در این زمینه اهمیت دارد که ما چه بوده ایم و چه هستیم. معمولا ما این نوع مسائل را به بچه ها نیز یاد می دهیم. عروسک های سنتی نقش بسزایی در هویت فرهنگی و ملی دارند. جایی مانند اسکاتلند عروسک های خود را با پوشاندن دامن هایی به گردشگران می فروشد. در ایران چه کاری در این زمینه انجام شده است؟
بلیک تأکید کرد: این میراث کلید اصلی است و باید فقط از طریق انتقال و گذر باقی بماند، در واقع یک نوع احترام فی مابین است که بخش مهمی از کنوانسیون 2003 نیز محسوب می شود.
سیداحمد محیط طباطبایی، عضو هیات اجرایی ایکوم ایران نیز در صحبت هایی نوروز را یک سنت زنده دانست و تأکید کرد: در این ایام هر کس در هر نقطه از دنیا تلاش می کند به جایی که ریشه اش از آنجا پا گرفته برود که این خود یک سنت نوروزی است.
قائم مقام ایکوم ایران عروسک ها را دستاوردهای بشری دانست که در جهت هنجارهای اجتماعی به خصوص در دوره شهرنشینی باید بیشتر به آن ها توجه شود و افزود: عروسک ها را مخاطبانی قرار داده ایم که حاملان فرهنگی ما هستند، چون به علت سیر میراث معنوی در طول زمان برخی از آیین ها در قالب عروسک شکل گرفته اند. او حاجی فیروز را نمونه ای از این عروسک ها دانست که در حوزه نوروز جای خود را پیدا کرده اند و بده بستان تاریخی دارند و ادامه داد: عروسک یک پدیده بسیار مهم و هنجار فرهنگی است که نقطه مقابلی هم دارد و از طریق آن می توان مفاهیم فرهنگی دیگری را نیز وارد فرهنگ بومی کرد.
منابع:
- ایسنا
- گیلان
- ایرانک
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 19 اسفند 1394 ساعت: 18:20
بخش هنری تبیان

علیرضا شریفی در نشست خبری ویژه برنامه نوروز برج میلاد تهران با اشاره به مهمترین برنامه های سال 94 مجموعه گفت: ما در سال جاری در کنار ابلاغ برنامه های مصوب شهرداری تهران در قالب غنی سازی اوقات فراغت، تعدادی برنامه را به عنوان فوق برنامه مانند ویژه برنامه نوروز، ماه رمضان، فصل تابستان، ایام محرم و صفر و ایام شهادت حضرت زهرا (س) برگزار کرده ومی کنیم.
وی با اشاره به تفاوت برنامه های سال 94 با سال 93 عنوان کرد: امسال تلاش کردیم تا پوست اندازی را در قالب و محتوای برنامه ها داشته باشیم. در واقع کیفی سازی و مرتبت کردن عنوان برنامه ها با کارکرد برج میلاد مدنظر ما بود .
مدیرعامل برج میلاد ادامه داد: در سال 94 و 95 برنامه ها را در سه سطح تهران ، ایران و دنیا برگزار کرده و می کنیم تا مخاطبان جذب شوند.
شریفی با تاکید بر نگاه ویژه مجموعه برج میلاد برای خدمت رسانی به شهروندان و گردشگران داخلی و خارجی گفت: ما در تابستان امسال طی صد روز برنامه هایی را اجرا کردیم که هیچ کدام در قالب یک عنوان انجام نشد در واقع تلاش کردیم تا برنامه ها در پنج بخش مختلف و به شکل تخصصی مخاطبان را جذب کند .
وی خدمت به ایتام و قشر محروم جامعه را از دیگر برنامه های سال 94 عنوان و تصریح کرد: امسال ما در هفته یک روز را در خدمت ایتام و موسسه های خیریه بودیم و امکان استفاده رایگان از خدمات را برای این گروه فراهم کردیم .
به گفته مدیرعامل برج میلاد تهران رشد بازدید هیات های رسمی از برج طی سال 94 ، 71 درصد افزایش داشته است .
علاوه بر برگزاری نمایشگاه های میدانی و موسیقی اقوام امسال نیز با همکاری صداو سیما جشن بزرگ روز جمهوری اسلامی در تاریخ 12 فروردین برگزار می شود .
شریفی در ادامه سخنانش کیفی سازی خدمات را از مهمترین برنامه های سال 94 دانست و گفت: تلاش کردیم تا سطح خدمات را به استانداردها نزدیک کنیم و در این مورد رضایت مندی نسبی هم داشتیم البته امیدواریم این امر در سال 95 تکمیل شود.
وی در ادامه به برگزاری نمایشگاه خط و نقاشی به نام حورا در مجموعه گالری برج پرداخت و گفت: این نمایشگاه به مناسبت ایام فاطمیه از 21 اسفند فعالیت خود را آغاز می کند.
مدیرعامل برج میلاد همچنین به اهم برنامه های نوروز 95 اشاره و اذعان کرد: برنامه ویژه نوروز سال95 با عنوان "نوروزگار" از دوم فروردین تا 12 فروردین برگزار می شود.
شریفی با اشاره به تشکیل ستاد گردشگری شهرداری تهران برابر با تدبیر شهردار محترم تهران ادامه داد: ما یکی از مجموعه های ذیل این ستاد هستیم و با لگوی تهران میزبان ایران در ایام نوروز در خدمت مردم هستیم.
وی با تاکید بر تقارن اغاز سال 95 با میلاد حضرت زهرا (س) گفت: به دلیل این تقارن برنامه های خاصی را به مناسبت روز مادر، بزرگداشت زن در برج میلاد برگزار می کنیم.
به گفته مدیرعامل برج میلاد تهران در ویژه برنامه نوروز 95 مجموعه نوروزگار با فعالیت حدود 20 غرفه در بخش های بازی ، فروشگاهی و صنایع دستی در خدمت شهروندان است .
شریفی خانواده محوری را یکی از مهمترین اولویت های برج میلاد در تمامی برنامه های به ویژه برنامه نوروز اعلام کرد و گفت: یک بخش ازبرج امسال به صنایع دستی اختصاص پیدا می کند و 40 هنرمند امکان نمایش آثار و فروش را خواهند داشت .نمایشگاه نوروز ملل نیز با همکاری موسسه اکو برنامه ای را تحت عنوان نوروز خانواده برگزار کرد تا کشورهایی که عضو اکو هستند عکس های خود از نوروز و صنایع دستی را به نمایش بگذارند .
شریفی ادامه داد: علاوه بر برگزاری نمایشگاه های میدانی و موسیقی اقوام امسال نیز با همکاری صداو سیما جشن بزرگ روز جمهوری اسلامی در تاریخ 12 فروردین برگزار می شود .
وی با اشاره به برنامه برج در راستای حمایت از کودکان کار تصریح کرد: ما کودکانی که در سطح شهر نوازندگی می کردند را شناسایی و ارزیابی کردیم و بر این اساس محفل های کوچه نوازها را تشکیل دادیم . قرار است تا در ایام نوروز پیش از اجرای کنسرت ها این گروه حدود 4 تا 5 شب قبل از اجرای کنسرت برای مردم قطعات خود را بنوازند.
مدیرعامل برج میلاد تهران در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به برگزاری کنسرت مازیار فلاحی و دنگشو در ایام نوروز گفت:طی چندسال اخیر در ایام نوروز فضایی برای برگزار ی کنسرت در تهران نبود ما با توجه به نیاز و درخواست کنسرت گذاران قرارشد تا 4 تا 5 شب کنسرت موسیقی در برج داشته باشیم .
شریفی اجرای کمپین دردسترس خانواده را از دیگر برنامه های نوروز معرفی کرد و بیان کرد: متاسفانه فضای مجازی فرصت در کنار خانواده بودن را گرفته است. ما تلاش می کنیم تا با ثبت نام عضویت شهروندان در این کمپین دوستان را متعهد کنیم تا در جمعه های اول هر ماه اینترنت گوشی خودرا قطع کرده ودر اختیار خانواده باشند .
وی با اشاره به زمان اجرای برنامه های نوروزگار در برج میلاد گفت: شهروندان از ساعت 9 صبح تا 10 شب می توانند از برنامه های ویژه نوروز برج استفاده کنند. ضمن اینکه بازدید از برج نیز تا اول فروردین بر جای خود برقرار است.
شریفی در ادامه این نشست در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر عدم برگزاری کنسرت پاپ در برج تصریح کرد: ما هیچ مشکلی باموسیقی نداریم اما از آنجایی که سالن بین المللی برج میلاد سالن استاندارد و منحصربه فردی درکشور است میزان انتظارات و درخواست ها برای استفاده از سالن بالاست. ما زمان خالی برای اجرای کنسرت نداریم. با این وجود در سال 94 هر زمان فرصت بود کنسرت اجرا کردیم .
مدیرعامل برج میلاد تهران در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به برگزاری کنسرت مازیار فلاحی و دنگشو در ایام نوروز گفت:طی چندسال اخیر در ایام نوروز فضایی برای برگزار ی کنسرت در تهران نبود ما با توجه به نیاز و درخواست کنسرت گذاران قرارشد تا 4 تا 5 شب کنسرت موسیقی در برج داشته باشیم .
شریفی با تاکید بر اینکه ممیزی کنسرت ها بر عهده مسوولان برج میلاد نیست، عنوان کرد: در مورد اجرای کنسرت پاپ در سال 95 هنوز تصمیم نگرفتیم .ضمن اینکه عدم اجرای موسیقی پاپ در جشنواره موسیقی فجر نیز ربطی به ما نداشت و تصمیم مسولان امر بود .
وی در پاسخ به سوال دیگر مبنی بر ایمنی برج میلاد گفت: تمام تلاش خودمان را می کنیم تا ضریب ایمنی و امنیت برج میلاد را بالاببریم تا کمترین اتفاقی رخ ندهد اما حجم جمعیت زیاد است. به همین دلیل ما در برنامه های نوروز تعداد نیروهای مراقبتی را افزایش دادیم وتمام فضاهای که امکان خطر دارند را کاملا محصور کردیم .
مدیرعامل برج میلاد شهرداری تهران همچنین به موضوع تعرفه سالن همایش ها برای سال 95 پرداخت و گفت : هنوز تصمیمی برای سال 95 نگرفتیم اما نباید فراموش کنیم تا تمامی مجموعه ها بین 10 تا 20 درصدد قیمت خدمات خود را افزایش می دهند .
شریفی ادامه داد: قیمت اجاره سالن همایش ها با توجه به نوع برنامه که در آن اجرا می شود و امکانات آن متفاوت است. به طور مثال ممکن است یک برنامه با تمامی امکانات 25 میلیون تومان هزینه بردارد که این رقم نسبت به سایر سالن ها چندان زیاد نیست .
وی اعمال تخفیف به تورهای نیم روزه و یک روزه تهران گردی اشاره کرد و گفت : در این مورد براساس دستور ستادگردشگری عمل می کنیم و تخفیفات طبق نظر آنها اعمال می شود در مورد تعرفه بازدیدد از برج در سال 95 نیز هنوز تصمیمی نگرفته ایم .
مدیرعامل برج میلاد تهران در ادامه درپاسخ به سوال خبرنگاران مبنی بر انحصار فعالیت کنتسرت ها و کنسرت گذاران در برج میلاد تصریح کرد: من به صراحت این ادعا را رد می کنم و با هر گونه اقدامی که مساله ایجاد کند مقابله می کنم.
شریفی همچنین به موضوع حسابرسی ها اشاره و عنوان کرد : من در این مورد تمامی دفاعیات خود را به اعضای شورا و حسابرس تقدیم کردم و مطمئن هستیم تمامی موضوعات در برج از شفافیت برخوردارند و ضوابط را رعایت می کنند. به طور مثال بلیت بازدید از برج میلاد در تمامی مراحل صورت جلسه می شودو براساس شماره سریال فروخته می شود و پول آن نیز مستقیم به حساب خزانه شهرداری تهران واریز می شود .
شریفی با بیان اینکه یکی از مشکلات و حسابرسی ها عدم تحویل اسناد و مدارک بود ، ادامه داد: ما تمامی اسناد را تحویل دادیم و در موضوع بخش های اجاره ای نیز ماهی یک یا دو آگهی مناقصه چاپ کنیم . تمامی این مراحل سیر قانونی خود را طی می کندو به هیچ عنوان ترک تشریفات نداریم .
وی با بیان اینکه در حال حاضر حسابرس شورا در مجموعه برج میلاد مستقر است و مدارک سال 93 را بررسی می کند، گفت: امیدواریم ابهامات موجود برطرف شود چرا که دیگر نقص مدارک وجود ندارد .
وی حمایت از انجمن روبوک و واگذاری غرفه به این انجمن را از برنامه های سال 95 معرفی کرد و گفت: حجم برنامه های ما در سال جاری به هیچ عنوان نسبت به سال 93 کم نشده است .
مدیرعامل برج میلاد تهران در پایان خاطرنشان کرد: امسال پارک دلفین ها و سالن پینت بال نیز در نوروز با ارایه تخفیفات ویژه خدمات رسانی می کند .
دراین جلسه از وب سایت جدید برج میلاد به ادرس www.tehranmiladtower.ir رونمایی شد .
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 15:11
فرآوری: سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

کیچ (kitsch)واژه ای آلمانی به معنی پرزرق و برق است .ریشه آن را می توان در بازارهای هنری مونیخ برای تعریف آثار عامه پسند، ارزان و خوش فروش بین سالهای ۱۸۶۰ و ۱۸۷۰ جستجو کرد. کیچ دارای ویژگیهایی است. نخست اینکه کیچ رابطه ای تنگاتنگ با کلیشه دارد. او با خدمت گرفتن از کلیشه ها احساسات رقیق مخاطب را نشانه گرفته و با انگشت گذاشتن بر آنها، احساسات را بر می انگیزد تا پذیرفته شود. کیچ توانایی رسیدن به عمق را ندارد و در همه عرصه ها، تقلید صرف و بدور از انتقاد و تابعی از سلیقه عموم است. در یک کلام هنری است ناقص. صفت کیچ اما سادگی او است. از هرگونه پیچیدگی دوری می کند و به راحتی برای مخاطب قابل فهم است، چرا که هیچ از مخاطب طلب نمی کند و جهانی خوش رنگ و لعاب دارد. و مهمترین خصیصه آن، ناهمخوانی شکل و محتواست.
هنر، مخاطب را در برابر عمل انجام شده قرار نمی دهد و فضا را برای داوری ِ ارزشی و انتقادی ِ او باز می گذارد، اما ارزش های کیچ ارزش هایی متداول است و در دسترس. اگر کار هنر برگذشتن از مرزهایی باشد که در سطوح اجتماعی ٓ سیاسی و یا زیبایی شناسانه ی جامعه ای موجوداند، در کیچ همه چیز از پیش تعریف شده است و به همین خاطر است که کیچ به هیچ وجه قدم از مرزهای تعیین شده توسط جامعه بیرون نمی گذارد. کارهنری، اصیل و تازه و یکتا است، کیچ اما تنها آن چیزی را بازتولید می کند که مصرف کننده اش می شناسد. به این ترتیب شاید بتوان کیچ را به عنوان هنر غیراصیل، پست، مبتذل، یا هنر بی ارزش و غیرواقعی توصیف کرد.
معماری یک کالای فرهنگی (اثر هنری) است، و به مانند دیگر محصولات فرهنگی اعم از کتاب، فیلم و ٦ که باید در حالی که بازتاب اقتصادی مناسب داشته باشد، باعث شود که انسان را به تامل وا دارد. به نحوی که وقتی در فضایی قرار می گیریم باید تحریک شویم و کمک کند که ژرفتر فکر کنیم.
نگین نجارازلی معمار و پژوهشگر معماری در این باره می گوید: اینجا قلعه کنت اورلاک نیست...! نه...، شما فقط و فقط درون هزارتوی تصورات یک طراح گیر افتاده اید. اگر بپذیریم که همه چیز در ایران و فرهنگ ایرانی می تواند مسخ و دگرگون شود، خواهید فهمید که روشنفکری بسیاری از معماران ما هم در این وادی همان پوپولیسم است، درمانی هم ندارد! این موضوع باعث می شود معماری از مفهوم والای خویش که نمایانگر فرهنگ است دور شود و شاهد تکرار فرمال باشیم. افرادی نیز آوانگاردیسم و نوگرایی را در سطحی ترین لایه های معنایی آن جست وجو می کنند. حال اینکه نوگرایی زمانی به سبک و سیاق روشی جدید می تواند جای خود را در جامعه باز کند که برخاسته از «اصالت معنا» باشد.
اگر بپذیریم که همه چیز در ایران و فرهنگ ایرانی می تواند مسخ و دگرگون شود، خواهید فهمید که روشنفکری بسیاری از معماران ما هم در این وادی همان پوپولیسم(سلیقه عمومی) است، درمانی هم ندارد! این موضوع باعث می شود معماری از مفهوم والای خویش که نمایانگر فرهنگ است دور شود و شاهد تکرار فرمال باشیم.
امیرعباس کاشف معمار و پژوهشگر معماری هم این طور بیان می کند : باید گفت در دنیای معماری و طراحی، مؤلفه های معنایی را نمی توان عناصری انتزاعی و زیربنایی انگاشت، سپس سازه معمارانه را براساس آن خرد کرد؛ بلکه تمامی نشانه های موجود در نظام یک اثر را مؤلفه معنایی می دانند که در واقع شبکه ای نشانه ای را می سازند و به اعتبار نتیجه، هر نشانه و نمادی در کانون روابط معنایی این شبکه هویتی قرار می گیرد [یا لاجرم باید قرار بگیرد]. شاید به همین دلیل نیز اگر از هر معمار دیگری به جز ایرانیان بخواهید در تبعیت از ایده یک دستگیره در، کالبدی معمارانه را ارائه کند، سخت تعجب کرده و با شک و تردید به این خواسته شما نگاه کند؛ در اینجا به یاد آن حکایت مشهور می افتیم که روزی شخصی، دگمه ای پیش خیاط می برد و می گوید: «درزی جان، برای این دگمه یک کت بدوز! »
نظام استدلالی در ذهن از کل به جزء، از جزء به کل و از جز به جز حاصل شده، ارتباط این استدلال با واقعیت بیرون به واسطه یک مفسر و از طریق سه نشانه: ایکونیک (تصویری)، سمبلیک (قراردادی) و در آخر عقلی/ طبعی به وجود می آید که این امر ریشه سموتیک منطقی و شناختی دارد. در این معنا تو گویی ایروانیان خود نیز در ذهن کاشف محبوس و در نهایت سخاوت [یا قساوت!] ما را نیز در این زندان گرفتار می کند. در یک کلام و در دیدی کلی، با احتساب رویکرد تقلیل گرای مشارالیه، همه چیز را می توان به همه چیز چفت و بست کرد و در آخر با عنوان پرطمطراقی به سان «هنر آوانگارد» در مقابل دید فهمنده قرار داد... . ما با دیدی سمانتیک (معنا شناسانه) به بررسی معنای عناصر سازنده اثر نمی پردازیم، اما تو گویی طراح اجبارات و شرایط مفهومی/ کارکردی را که طراحی برای ساخت معنا به اثر تضمین می کند، فراموش کرده است.(Recycling Museum) نه تنها می تواند خود صبغه ای از توجه به کارکرد و بافت را در اندیشه طراح به ما نشان دهد، بلکه با اندکی اغماض می تواند رگه هایی از «معناگرایی» را نیز در پی داشته باشد.نگارنده قصد ندارد طراحی را مساوی کارکردگرایی بداند و به سمت رویکردهای پراگماتیک حرکت کند، ولی زمانی که یک طراح، طراحی را برای خدمت به فردیت خویش به کار می بندد، آیا می توان نامی از اندیشه والا بر آن نهاد؟ تو گویی همگی جمع شده ایم تا در فستیوال بازیافت اندیشه های او شرکت کنیم و Recycle Bin این پدیده را در اتاق میهمان ذهنمان پذیرا باشیم... . باید گفت آنجا که پای فهمنده در تعامل و مبادله واقعی به میان آید، با معنی ارتباطی روبه رو می شویم، آیا این آثار توان ایجاد تعاملی اجتماعی را در بافت خود خواهند داشت؟
عامی گری و عمومیت زدگی را شاید بتوان کلیدواژه ای برای طراحی های کاشف در نظر گرفت. آنچه موضع او را در وهله نخست جذاب می کند، زرق وبرق دادن به اشیائی است که از آنها سود می برد. مکرراتی که چون دانه های تسبیح پیوسته تکرار می شوند. در حقیقت خود این اندیشه که آونگ سلیقه ممکن است بین زباله ها گیر بیفتد، خود اثر را هزل می کند. گرینبرگ درباره چنین آثاری که از اصالت به دور هستند می گوید: «اینها کیچ هستند و به جای آنکه برای علت کار کنند، در خدمت معلول اند. این آثار مانعی می شوند برای اندیشیدن. درهرحال زمانی که فردگرایی سبب می شود به هر تقدیری جلب نظر کنیم، راه های گوناگونی پیش ِروی ما گشوده خواهد شد؛ با نگاهی اجمالی به معماری که نتیجه همکاری ایروانیان و کاشف است، می توان گفت هرچند این دو با هم جفت کاری مناسبی را تشکیل داده اند ولی چه بسا فهمنده به محض ورود به فضای مصنوعی که به طور تمام و کمال در خدمت جزئیات است [و کل تحت تأثیر این جزئیات شکل می گیرد]، آنچه برداشت خواهد کرد قدم زدن در موزه بازیافت اندیشه های یک طراح است که طراح دیگر به فراخور برای آنها معماری کرده و به آن کالبد بخشیده است! در نهایت باید گفت در اینکه کاشف در کویر خشک این روزهای طراحی، پدیده ای منحصربه فرد محسوب می شود شکی نیست، ولی نگارنده امیدوار است این نبوغ ذهنی تبدیل به پدیده ای شوم نشود.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 5:45
بخش هنری تبیان

از آنجا که حضور او به واسطه انتشار مقالاتش، بیش از نقاشی بوده که همواره در تدارک و برگزاری نمایشگاه آثارش است، آیین رونمایی از مجموعه هشت جلدی مقالاتش نیز مانند نمایشگاهی که پارسال بعد از 40 سال در ایران برگزار کرد، با استقبال روبه رو شده است. آغداشلو خودش این مجموعه را در مقدمه این کتاب ها چنین معرفی می کند: «مجموعه مقاله ها، حوزه گسترده ای را در برمی گیرد، از نقد و یاد و نقاشی و نگارگری و خوشنویسی و سینما و تاریخ و باستان شناسی و هنر و هنرمندان گذشته و معاصر ایران و جهان و ادای دین و احترام به بزرگانی که از دیرباز تا به امروز از فردوسی تا نیما روح و فرهنگ ایرانی را مراقبت کرده َاند.» مقالات آغداشلو در حوزه ها و رشته های مختلف فرهنگی و هنری نگاشته شده است. خودش درباره ارتباطش با این حوزه های متنوع می نویسد: «اگر کسی بگوید این همه مورد و موضوع گوناگون به تو چه مربوط؟ می گویم حتما مربوط است؛ چون 60سال است که کار کرده و حضور داشته ام و همیشه ستاینده ارزش ها بوده ام.»
آغداشلو در این مراسم که عصر جمعه چهاردهم اسفند در موزه هنرهای معاصر برگزار شد، گفت: « ظاهرا من هشت جلد کتاب نوشته ام. این برای یک نقاش زیاد است. من نقاشی هستم که می نویسد. بنابراین فکر می کنم کارم را انجام داده ام. یک سال قبل نمایشگاهی بعد از 40 سال برگزار کرده ام، کسی از من پرسید نمایشگاه بعدی َتان چه وقت است؟ گفتم قاعدتا 40 سال دیگر است. اکنون هم این هشت جلد کتاب منتشر شده است و کتاب َهای دیگری وجود ندارد. برای بررسی نوشته َهایم معمولا منتقد بسیار سخت َگیری را در ذهنم مدنظر دارم که دوست قدیمی و همیشگی َام شمیم بهار است. هرچه می نویسم را ابتدا به او می دهم تا بخواند و موقع نوشتن مدام به خودم می گویم این را قرار است شمیم بخواند و این برایم خوب است.»
داریوش شایگان که نتوانسته بود خودش را به آیین رونمایی از مجموعه هشت جلدی مقالات آغداشلو برساند، پیامش را علی دهباشی، مجری مراسم خواند. در بخشی از پیام او آمده است: «آغداشلو شخصیتی استثنایی است که هنرمندی اش از یک سو و دانش نظری اش از سوی دیگر او را یگانه روزگار کرده است. وی نقدنویسی زبردست در عرصه هنر است و قلم ادبی توانایی نیز دارد.»
محمود دولت َآبادی نیز از جمله چهره های شاخصی بود که به آیین رونمایی مقالات آغداشلو آمده بود. او در بخشی از سخنانش گفت: « آغداشلو دارای چندین وجه مختلف در حوزه های گوناگون است. من هم لازم دانسته ام در ستایش این انسان پویا و خستگی ناپذیر چند کلامی به زبان آورم تا اذعان کرده باشم که قدرشناس اشخاصی هستم و خواهم بود که در کارزار این سرزمین ارزش َهایی ارائه کرده اند که بخشی از روانشناسی ملی ما را تشکیل می َدهد.»
داریوش شایگان که نتوانسته بود خودش را به آیین رونمایی از مجموعه هشت جلدی مقالات آغداشلو برساند، پیامش را علی دهباشی، مجری مراسم خواند. در بخشی از پیام او آمده است: «آغداشلو شخصیتی استثنایی است که هنرمندی اش از یک سو و دانش نظری اش از سوی دیگر او را یگانه روزگار کرده است. وی نقدنویسی زبردست در عرصه هنر است و قلم ادبی توانایی نیز دارد.»
خالق رمان «جای خالی سلوچ» درباره مجموعه هشت جلدی مقالات آغداشلو گفت: «این مجموعه کتاب آغداشلو که من دو روز و دو شب است با آن درگیرم به ما می گوید او یک دایره المعارف در طول زندگی خود پدید آورده است.
این معارف همه به خاطر آن عشقی است که او به این کشور و فرآورده های خلاقه این مردم داشته و دارد. او این مسیر را خیلی خوب پیموده است.» نویسنده کلیدر در پایان گفت: «کسانی که هنر را با خرد می َآمیزند، قانون حرکت را می شناسند؛ نه می سوزند و نه تباه می شوند. حکمتی که من در آیدین آغداشلو دیده ام از همان ابتدا به اعتبار کار و زحمت و روند منطقی بودن پدید آمده است. او شعله وجود هنرمندی خود را با حکمت خردمندی در هم آمیخته و ما اکنون 75 سالگی او و البته خودم را جشن می گیریم.»
مجید ملانوروزی، مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی هم خشنودی اش از رونمایی کتاب آغداشلو در موزه هنرهای معاصر را کتمان نکرد و گفت: «هنرمندی را سراغ ندارم که هم اجرای هنری داشته باشد و هم به این اندازه درباره تاریخ هنر و نقد هنری مطالعه داشته باشد. آغداشلو، پژوهشگر و هنرمندی چندساحتی و سرمایه ملی ما است. او واقعا یک استثنا است؛ هم گذشته را می شناسد، هم معاصر را درک می کند و هم نگاهش تک ساحتی نیست. برای شناخت آثار او نیز باید چند ساحت را بشناسیم تا بتوانیم آثار او را نقد کنیم؛ چراکه آثارش جای بررسی بسیار دارد. او در جایی به ترمیم و احیا می َپردازد و در جایی دیگر دل در گرو انهدام دارد. او به این ترتیب انسانی حقیقتا معاصر است. در کنار آثار او، هشت کتاب درباره موضوعات مختلف هنری با کارشناسی درست نوشته شده است. ما امیدواریم بتوانیم این سرمایه نمادین فرهنگ مان را حفظ کنیم.»مجموعه کتاب هشت جلدی آیدین آغداشلو دربرگیرنده «از خوشی ها و حسرت ها»، «سال های آتش و برف»، «از پیدا و پنهان»، «گفتارها و گفت وگوهای دیگر»، «زمینی و آسمانی»، «از دور و نزدیک» و «این دو حرف و نیمه دیگر» است که از سوی نشر «آبان» منتشر شده است.
نماینده نشر آبان در این مراسم ناهید طباطبایی، داستان نویس و فیلمنامه نویس بوده است. نویسنده کتاب «چهل سالگی» نیز درباره آغداشلو گفت: «آیدین آغداشلو، برآمده از دهه چهل قرن معاصر است. در همان محیطی به آموزش و پرورش خود پرداخته است که احمد شاملو، جلال آل احمد، غلامحسین ساعدی و بهرام بیضایی از ثمره های آن هستند. آیدین آغداشلو هنرمندی چندوجهی، باهوش و با ذوقی سرشار است. او نه تنها در زمینه نقاشی صاحب اثر و تاثیرگذار است؛ بلکه با ممارستی شگفت َانگیز به هنرهای اسلامی، خوشنویسی و نیز نقاشی غرب دست یافته و از کارشناسان بنام آثار هنری است.»
او همچنین به وجه آموزش هنر نقاشی توجه داشته و بیش از پنج هزار هنرآموز تعلیم داده است. در کنار همه اینها آغداشلو بیش از 500 مقاله درباره نقاشی، هنرهای اسلامی، خط و سینما نوشته است که همگی از ارزیابی دقیق، منصفانه و مشفقانه او بهره برده َاند.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 5:45
بخش هنری تبیان

یکی از این واقعیات درباره حضور ۹ ماهه اش در استودیوی امیرحسین شریفی تهیه کننده فیلمهای "پری" مهرجویی و "ضیافت" کیمیایی است آن هم بعد از انتشار یکی از آلبومهای زیرزمینی محبوبش به نام "خودکشی ممنوع". چاووشی در این باره گفت: به درخواست عابد بسطامی گرافیستم به استودیو آفاق که مدیرش امیرحسین شریفی تهیه کننده سینما و تلویزیون بود رفتیم. شاهرخ پسر آقای شریفی استودیوی کوچکی در یکی از اتاقها درست کرده بود.وی ادامه داد: عابد مرا به آنها معرفی کرد و آنها هم مرا می شناختند بخصوص که آلبوم "خودکشی..." همه گیر شده بود. شاهرخ شریفی هم خیلی تحویلم گرفت و گفت بیا اینجا بمان و کار کن و از وسیله ها استفاده کن.
این همان استودیویی بوده که چاووشی در آن با تنظیم کننده سالیانش شهاب اکبری آشنا شده است. خودش در این باره بیان داشت: یک روز آنجا بودیم که شهاب اکبری آمد و با هم آشنا شدیم و به من گفت کارهایت را دوست دارم و میخواهم بی هیچ چشمداشت مالی برایت کار تنظیم انجام دهم.وی ادامه داد: آنجا بود که آلبوم "متاسفم" را شروع کردیم و استودیو آفاق در میدان کتابی به پاتوق ما بدل شد. یکی از کارهایی که آنجا به دنیا آمد "سنتوری" بود. در واقع "متاسفم" در حال شکل گیری بود که "سنتوری" را کار کردم. اینها گل کارهای آن زمان من بودند و مهرجویی هم همان موقع آمد سراغ من.
با این حال در نهایت نه "متاسفم" و نه "سنتوری" مجوز نمی گیرند و چاووشی مجبور میشود استودیو آفاق را ترک کند. چاووشی در این باره بیان داشت: مدیر استودیو آفاق دیگر مطمئن شده بود ما مجوز نمی گیریم و با زبان بی زبانی به ما نشان داد که باید از آنجا برویم و خودم هم با توجه به فضایی که از این بابت آنجا حاکم شده بود حس کردم دیگر جای من آنجا نیست.وی ادامه داد: شاید لطف آغازین آنها هم به این دلیل بود که فکر می کردند در نهایت منفعتی از کارم نصیب آنها می گردد که این اتفاق هم نیفتاد. آخرین کارهایی که آنجا ضبط کردیم "سنتوری" بود که پخش شد و "متاسفم" و سه چهار ترانه دیگر.
محسن چاووشی بعد از نومید شدن از مجوز ارشاد ابتدا به سفارش آوای باربد آلبومی را تولید می کند که این آلبوم برای دریافت مجوز به جای ارشاد به حوزه هنری ارائه میشود و جالب اینکه اولین پولی هم که بابت خوانندگی می گیرد از همین کار بوده است.
یادم می آید وقتی داخل اتاق شدم گفتند فکر نمی کردیم این شکلی باشی. فکر می کردیم ریش و موی بلند داشته باشی و کلا سروظاهرت جور دیگری باشد و خیلی متفاوت باشد. بعد از هفت سال ممنوع الکاری رفتار خوبی با من داشتند
وی بیان داشت: با آوای باربد قراردادی بستیم و مبلغی به عنوان پیش پرداخت گرفتم تا بروم آلبوم را آماده کنم. دقیقا ۱۵ میلیون تومان پول پیش پرداخت گرفتم که تا آن روز اولین پولی بود که بابت قرارداد آلبومهایم گرفتم.
چاووشی افزود: با آن پول بدهیهایم را دادم و در همان حین شنیدم که محسن نامجو که به همراه من آلبومش را برای دریافت مجوز به حوزه هنری ارائه داده بود مجوز گرفت و همین خوشحالم کرد. اما روزی که قرار بود رییس مرکز موسیقی حوزه رضا مهدوی مجوز آلبوم مرا صادر کند از کار اخراج شد یا جابجا شد... وی ادامه داد: بعد از آن در آوای باربد دوستی گفت که میتوانم شما را آشنا کنم با دوستان در حراست ارشاد.
چاووشی درباره جلسه سرنوشت سازش در حراست ارشاد که در نهایت به صدور مجوز خوانندگیش منجر شده اظهار داشت: در آن جلسه از من پرسیدند مشکلت چیست؟ من هم گفتم به من مجوز نمی دهند. گفتند در پرونده شما مثلا نوشته شده که در شهرری زندگی می کنی و... من را با شخص دیگری اشتباه گرفته بودند و فکر می کردند کارهایی که از شبکه های خارج از کشور پخش می شد زیرنظر من بوده و من در این زمینه دست داشته ام.چاووشی ادامه داد: من هر گونه ارتباط با این شبکه ها را رد کردم و ثابت کردم که این حرف از اساس درست نیست.این خواننده خاطرنشان ساخت: یادم می آید وقتی داخل اتاق شدم گفتند فکر نمی کردیم این شکلی باشی. فکر می کردیم ریش و موی بلند داشته باشی و کلا سروظاهرت جور دیگری باشد و خیلی متفاوت باشد. بعد از هفت سال ممنوع الکاری رفتار خوبی با من داشتند.
محسن چاووشی با اشاره به رفتار ناجوانمردانه برخی از همکارانش در گمراه کردن ارشاد برای عدم صدور مجوز به وی بیان داشت: خیلی از همکارانم نامه نوشتند که چاووشی نباید کار کند. به ارشاد اخبار کذب می دادند و از قول خودشان حرفهای الکی می زدند که در کار مجوز گرفتن من خلل ایجاد کنند. جالب است که دریافت مجوز و متعاقب آن انتشار آلبوم "یه شاخه نیلوفر" نیز باعث خوشحالی زیاد وی نشده است. چاووشی در این باره اظهار داشت: وقتی مجوز را دادند غمگین شدم و واقعا نمی دانم چرا این طوری شدم اما احساس کردم باید یک مدل دیگر کار کنم.قبل از آن خیلی بی پروا بودم و بعد از آن تا حدودی ترسیدم.
یکی از خوانندگانی که به واسطه همخوانی با چاووشی در کانون توجه قرار گرفت محسن یگانه بود. چاووشی درباره آشنایی اش با وی بعد از انتشار آلبوم اولش "نفرین" بیان داشت: به استودیوی احمدوند که می رفتم گاهی اوقات محسن یگانه هم می آمد آنجا کار ضبط می کرد اما ورود و خروجمان به استودیو طوری بود که به هم نمی خوردیم و همدیگر را نمی دیدیم.
وی ادامه داد: من آن موقع معروف شده بودم و "نفرین" بیرون آمده بود. یگانه به احمدوند گفته بود اگر ممکن است به چاووشی بگو که با هم ترانه ای بخوانیم و من هم یک تراک وسط کارش{"نشکن دلمو"} خواندم در صورتی که او را ندیده بودم. بعد که منتشر و معروف شد تازه محسن یگانه را دیدم.چاووشی در این باره گفت: اواخر آلبوم "متاسفم" بود که یک روز نشسته بودم و برای خودم همین طور چیزهایی می نوشتم. تمام که شد گذاشتم روبرویم و بصورت اتود خواندم. شهاب اکبری وقتی شنید گفت بیا همین را کار کنیم. من موافق نبودم چون شعرش اسلوب دار و قرص نبود.
وی ادامه داد: اما در نهایت ترانه را با همان ملودی خواندم و شهاب تنظیمش کرد. محسن یگانه هم کار را شنید و خوشش آمد و خواست که این ترانه را با من بخواند و با هم خواندیم...
چاووشی درباره توزیع آلبومهای زیرزمینی اش هم بیان داشت: طبقه بالای میلاد نور(پاساژی در شهرک غرب) یک نفر بود که کارش همین بود یعنی سی.دی تکثیر میکرد و میداد دست مردم و خلاصه از این طریق کارها پخش می شد. یادم می آید همین فروشنده چند تایی از آلبومها را با طرح جلد کاور زد و به ما هدیه داد.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394 ساعت: 5:45

«مجتبی کبیری» در خصوص جدیدترین قطعه خود چنین گفت: یک قطعه را به نام «عیدانه» برای پخش از صدا و سیما آماده کردهایم و قرار بر این است که ابتدا از شبکه نسیم پخش شود که آهنگسازی و تنظیم این کار بر عهده «امیر سلیمانی» است.
وی درباره مسابقهای که برگزار کرده است، توضیح داد: ما مسابقهای در نظر گرفتهایم که قطعه «ساز مخالف» را در سایتهای رسمی قرار دادهایم تا علاقهمندان در آن شرکت کرده و اگر صدای خوبی داشته باشند به عنوان همخوان با من این قطعه را بخوانند.
گفتنی است که مجتبی کبیری پیش از این آلبومهایی چون معرکه، ساز مخالف، نیمنگاه و اتاق ساکت را در بازار موسیقی منتشر کرده است. این خواننده تا به حال فعالیتهایی در عرصه موسیقی داشته که از آن جمله میتوان به حضور در برخی از اجراهای زنده برنامه تلویزیونی و... اشاره کرد.
انتهای پیام/
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 18:43
«مرتضی ممیز نقش اساسی و فوقالعادهای در مسیری که من آغاز کردم داشت و با فعالیتهایش راه تاریکی را که آن موقع مشخص نبود به کجا میانجامد، برای بسیاری از شاگردانش روشن کرد. این روشن شدن مسیر به خیلی از ما کمک کرد.»
به گزارش خبرنگار سرویس هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این جملهها را مصطفی اسداللهی - نقاش، گرافیست و مدرس دانشگاه - بیان کرد. او یکی از هشت هنرمندی بود که امسال در هشتمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر بهعنوان یکی از مفاخر هنری و به پاس یک عمر فعالیت در زمینه گرافیک تجلیل شد و از وزیر ارشاد نشان «طوبای زرین» گرفت.
مصطفی اسداللهی متولد سال ۱۳۲۹ در تهران و فارغالتحصیل دانشکده هنرهای زیبا و دانشگاه سوربن پاریس است. عضو هیأت علمی دانشکده هنرهای زیبا، عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران و رئیس هیأت مدیره انجمن طراحان گرافیک ایران در دورههای گذشته، از جمله سمتهای این هنرمند بهشمار میرود. اسداللهی همچنین از مؤسسان انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران بوده است.
این روزها مشغول چه فعالیتهایی هستید؟
در بخش آموزش، کلاسهایی در دانشگاه دارم و بقیه وقتم را در دفتر و استودیوی شخصیام به نقاشی و کارهای گرافیکی مشغولم. اگر خداوند یاری کند در سال 95 نمایشگاهی از آثار نقاشیام برپا خواهم کرد.
چند سال است نمایشگاهی از آثار شما برپا نشده، دربارهی دلیل این تأخیر توضیح بدهید.
چهار - پنج سال است که نمایشگاهی از آثار من برپا نشده است. مشغلهام در بخش گرافیک زیاد است و اجازه نمیدهد که با فاصلهی کم، نمایشگاه بگذارم. با این حال، هیچوقت علاقه اصلیام را که نقاشی است رها نکرده و همواره به آن پرداختهام. اکنون هم در این زمینه مشغول به کار هستم.
آثار نمایشگاه آیندهتان در چه سبک و با تکنیکی است؟
تکنیک این آثار مثل نمایشگاه گذشتهام، بر اکریلیک روی بوم متمرکز است. موضوع آثار نیز نگاهی از دید یک طراح گرافیک به حوزه نقاشی است. در واقع، این آثار پلی بین طراحی گرافیک با فضای آزادتر نقاشی هستند. در اینجا دیگر سفارشدهندهای نیست بهجز فکر خودم که همین کمک میکند آن بخش از خلاقیت که ممکن است در گرافیک سفارشی به حد اعلای خود نرسد، در این حوزه فرصت بروز و ظهور داشته باشد.
خودتان کدام هنر را بیشتر دوست دارید؟ نقاشی یا گرافیک؟
نقاشی را بهدلیل اینکه میتواند انسان را از نظر جنبههای مختلف خلاقیت راضی کند، بیشتر میپسندم و اولویتم است، اما گرافیک را بهعنوان یک رسانه، بیشتر دوست دارم. این هنر میتواند در دنیای امروز که فضای مجازی هم به آن اضافه شده، با میلیونها نفر در تماس باشد و فرهنگساز شود. از این نظر، مسئولیت سنگینتری بر دوش گرافیک است. گرافیک میتواند شرایطی را دستوپا کند که به فرهنگ بصری جامعه بیفزاید و به آن اهمیت بیشتری بدهد.
در زمینه چاپ کتاب، آیا اثری آمادهی انتشار دارید؟
کتابی در زمینه «گرافیک محیطی» آماده چاپ دارم که امیدوارم در نمایشگاه کتاب سال آینده عرضه شود. همچنین کتاب «مبانی طراحی پوستر» در مرحله آمادهسازی است که سال 95 منتشر خواهد شد. علاوه بر این کتابها، مجموعه آثار نقاشی، گرافیکی و گرایشهای دیگری در طراحی گرافیک را در کتابی گردآوری خواهم کرد که امیدوارم تا نیمه سال 95 آمادهی انتشار شود.
امسال در هشتمین جشنواره تجسمی فجر از شما به پاس یک عمر فعالیت هنری تجللی شد، اگر به عقب برگردید باز هم همین مسیر را ادامه میدهید؟
اگر به عقب برگردم باز هم همین مسیر را طی میکنم، چون برای آن، خیلی زحمت کشیدم. خیلی استقامت و مقاومت زیادی میخواست که در این مسیر و راه بمانم. همواره به داشتن یک کیفیت خاص معتقد بوده و هیچوقت حاضر نشدهام کمتر از آن کیفیت، اثری ارائه کنم. گاهی حتی معتقد بودم که اگر کاری نکنم بهتر از این است که کاری ارائه کنم که جایگاه درستی نداشته باشد. به همین دلیل، از مسیری که آمدهام بسیار راضی هستم و فکر میکنم وقتم را به بطالت نگذراندهام.
شما بهواسطه تدریس در دانشگاه، با جوانان و هنرمندان نسل امروز در ارتباط هستید. کار آنها در زمینهی گرافیک چطور ارزیابی میکنید؟
جوانها آینده کشور هستند. خودم شاهد هستم که در دانشگاه فعالیت خوبی دارند. جوانان تکمیلکننده راه کسانی هستند که در گذشته کار کردهاند. آینده متعلق به آنهاست. آنچه اکنون میبینیم جو زمانه و چرخهای است که باید به این شکل بچرخد و مسلما نسلهای آینده، بسیار بهتر از دورههای گذشته کار خواهند کرد.
گرافیک در ابتدای مسیرش در ایران، بهواسطه حضور مرتضی ممیز و همدورههایش شروع درخشانی داشت. فکر میکنید جوانان این نسل بتوانند آن مسیر را ادامه دهند؟
معمولا وقتی به دوره بنیانگذاران نگاه میکنیم از لحاظ کیفیت، آثار درخشانی را میبینیم، اما فکر میکنم روند گرافیک رو به رشد است، ولی باید سازوکار، شرایط و بسترهایی فراهم شود که بیشتر روی کیفیت کارها دقت شود. ما در زمانه سختتری از نظر رقابت قرار داریم، چون در دوران گذشته، تعداد نفرات فعال در این عرصه انگشتشمار بودند، اما اکنون بهلحاظ وسعت فضاهای چاپی، مجازی و محیطی مسلما دقت بیشتری لازم است تا بتوانیم روند رو به رشدی داشته باشیم. با این حال، فکر میکنم گرافیک ایران در آینده، دوران درخشانی خواهد داشت.
چه کسی بر شخص شما و مسیر حرفهایتان تأثیرگذار بوده است؟
در صدر همه آنها، استاد مرتضی ممیز است؛ او نقش اساسی و فوقالعادهای در مسیری که من آغاز کردم داشت و با فعالیتهایش راه تاریکی را که آن موقع مشخص نبود به کجا میانجامد، برای بسیاری از شاگردانش روشن کرد. این روشن شدن مسیر به خیلی از ما کمک کرد. همیشه باید به یادش بود و مبانی ممیز را درک کرد. حالا که از دوران او خیلی دور میشویم، توجه به اصول و مبانی او میتواند الگو و درس مناسبی باشد که هنرمندان جوان بتوانند مسیر را بهدرستی مشخص و طی کنند.
انتهای پیام
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 18:43

به گفته کارشناسان از همان اولین روزهایی که علم باستان شناسی و کاوش آثار تاریخی به ایران آمد متاسفانه سرقت آثار تاریخی نیز در کشور ما باب شد.در این مدت هزاران قطعه کوچک و بزرگ از آثار تاریخی کشور مربوط به دوره ها و تمدن های مختلف سرزمین ایران به سرقت رفته است، به گونه ای که در همه موزه های بزرگ و معتبر در گوشه و کنار دنیا از ژاپن و چین گرفته تا انگلستان ، روسیه ، فرانسه و آمریکا بخشی را به نمایش آثار تاریخی ایران اختصاص داده اند.
خوب است در اینجا یادی از چند اثر باستانی به سرقت رفته ایران و از جمله لوح زرین هخامنشی ارزشمندترین اثری که طی سی سال اخیر از موزه های ایران به سرقت رفته است بکنیم:
لوح زرّین هخامنشی: این الواح چهارگانه بلافاصله پس از حفاری به کاخ مرمر تهران (دفتر کار رضا شاه) و از آنجا به موزه ایران باستان انتقال یافت. در جریان این نقل و انتقال یک جفت از الواح ناپدید شد. این ماجرا ۲۰ سال مسکوت ماند زیرا سندی مبنی بر انتقال آن ها به موزه ملی وجود نداشت و کسی متوجه مفقود شدن آن ها نبود. لوح سیمین پیداشد اما پرونده مفقود شدن لوح زرین به جایی نرسید. هرچند دستگاه قضایی و مسئولان سازمان میراث فرهنگی در هیچ یک از گزارش های مطبوعاتی خود، نام متهم و روند دادرسی را فاش نکرده اند اما شنیده می شود، متهم به ذوب کردن لوح زرین و فروش طلای آن اعتراف کرده است .
رجبعلی خسروآبادی گفته است: اشتباهی که گاهی اوقات رخ می دهد این است که وقتی یک اثر ثبت می شود، فکر می کنند آن متعلق به سازمان میراث فرهنگی است، در حالی که متعلق به همه ملت است؛ ملتی که در تعریف آن وزارت ارشاد، آموزش و پرورش، شهرداری تهران و به خصوص مردم جای دارند و ممکن است آن بنای تاریخی متعلق به هر کدام از آن ها باشد
مهرهای سه هزار ساله در دستشویی: آخرین سرقت از موزه ملی، در یک نقطه با مفقود شدن آثار فرشچیان اشتراک دارد. دست داشتن یکی از خدمه موزه در سرقت.۲۵... دی ماه ۱۳۸۴، اولین خبر درباره مفقود شدن هشت مهر سه هزار ساله از موزه ملی انتشار یافت.و از همه جالبتر الماس کوه نور است که انگلیس ها از ایران سرقت کردند . اکنون گوهر اصلی تاج سلطنتی علیاحضرت ملکه انگلستان! است ، این گوهر در دوران علیاحضرت ویکتوریا! از هند نیامده بلکه از ایران به سرقت رفته است.
رجبعلی خسروآبادی، مدیر کل اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران گفته ، مسئولیت دزدی از بناهای تاریخی فقط بر عهده سازمان میراث فرهنگی نیست.او که مدتی پیش و قبل از انتشار خبرهای جدید از سرقت چند کتیبه سنگی در اصفهان، در این زمینه اظهار نظر کرده بود، در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسنا درباره دزدی های رخ داده در تهران و کمبود نیروهای یگان حفاظت استان تهران می گوید: نیروی یگان حفاظت را در بناهای تاریخی مانند سعدآباد، نیاوران، آبگینه، فرش و دیگر بناهای تاریخی در اختیار سازمان میراث فرهنگی داریم و مراقبیم که اتفاقی در داخل یا اطراف آن ها رخ ندهد، اما طبیعتا ما نمی توانیم امنیت شهری مانند تهران به خصوص در حصار ناصری را به تنهایی حفظ کنیم.وی با تاکید بر این که ما مالک میراث فرهنگی کشور نیستیم، ادامه می دهد: اشتباهی که گاهی اوقات رخ می دهد این است که وقتی یک اثر ثبت می شود، فکر می کنند آن متعلق به سازمان میراث فرهنگی است، در حالی که متعلق به همه ملت است؛ ملتی که در تعریف آن وزارت ارشاد، آموزش و پرورش، شهرداری تهران و به خصوص مردم جای دارند و ممکن است آن بنای تاریخی متعلق به هر کدام از آن ها باشد. او بناهای تاریخی را از نظر کارکردی و کالبدی متعلق به میراث فرهنگی می داند نه از نظر مالکیت و ادامه می دهد: ما فارغ از مالکیت یک بنای تاریخی آن را ثبت می کنیم. گاهی اوقات شاید مالک هم از ثبت آن راضی نباشد، اما ما ثبت می کنیم چون فکر می کنیم به عنوان یک عنصر تاریخی، فرهنگی یا حتی رویدادی است.
وی اضافه می کند: ثبت یک عنصر همیشه و فقط به دلیل بحث تاریخی بودن آن نیست، بلکه به دلیل وجود عناصر طبیعی و فرهنگی نیز هست. گاهی اوقات در یک بنا که تزئینات و معماری خاصی ندارد، ممکن است اتفاق ویژه ای رخ داده باشد که آن سرنوشت یک کشور را عوض کرده است، به همین دلیل باید حتما ثبت شود.خسروآبادی با بیان این که زمانی که مالکیت یک بنای تاریخی متعلق به ما نیست، نمی توانیم امنیت آن را به صورت صددرصدی تامین کنیم، تاکید می کند: گشت زدن با حفاظت قدری متفاوت است. ما توقع داریم که نیروی انتظامی محله های ویژه میراث را به صورت ویژه نگه داری کند، تا آن ها ضریب امنیتی بالاتری داشته باشند. او حصار ناصری در تهران را منطقه ای می داند که هر بخش آن دارای یک عنصر ارزشمند مانند کاشی، در، سردر، مجسمه و خود بنا است و می گوید: این یک محله است و ایجاد یک امنیت محله ای فارغ از نقطه نیاز دارد. وی همچنین با تاکید بر این که در هر محله به عنوان یک سطح از منطقه باید امنیت ایجاد شود، ادامه می دهد: ما باید از نیروی انتظامی درخواست کنیم تا ضریب امنیت را در حوزه ها و در حاشیه مکان های تاریخی بالا ببرند.
وی در ادامه با بیان این که متاسفانه برخی از مالکان خود باعث خرابی بنای تاریخی می شوند، اظهار می کند: قصد این نوع از افراد که متاسفانه گاهی اوقات شامل نهادهای خصوصی یا عمومی نیز می شود، این است که بنای تحت تملک شان را از ثبت خارج کنند و فکر می کنند اگر آن بنا از حوزه ثبت خارج شود و به نوعی آن ضوابط میراث نسبت به آن اعمال نشود، می توانند ارزش افزوده بیشتری برای بنای تاریخی خود داشته باشند. وی خطا در این زمینه را متعلق به زمانی می داند که مردم و نهادها قدر تاریخ، ارزش معماری و هویت خود را نمی دانند و ادامه می دهد: به همین دلیل یک نوع اشکال در این فضاها ایجاد می شود.
یادآوری خبرنگار ایسنا به خسروآبادی درباره تفاهم نامه ای که مدتی پیش میراث فرهنگی استان تهران و فرمانده نیروی انتظامی امضا کردند و این که آیا در آن بحثی برای بالا بردن ضریب امنیت نقاط یا دست کم بافت های تاریخی مطرح شده است، یا خیر، او را به این جواب رساند که «بخشی از تفاهم نامه ای که تنظیم شد مربوط به همین همکاری متقابل بود.»
او سپس به بازدید خود و رئیس پلیس امنیت تهران از خیابان های ناصرخسرو وخانه امام جمعه در بافت تاریخی منطقه 12 تهران در حدود یک ماه پیش اشاره می کند و می گوید: در این بازدید چند بحث را مطرح کردیم که امیدواریم به سرانجام برسد. بحث گردشگری و امنیت گردشگران به خصوص در حوزه بازار از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به همین دلیل به دنبال مکانی هستیم تا بتوانیم یک «کلانتری مخصوص گردشگران خارجی» راه بیندازیم.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 3:13
فراوری: سمیه فروغی، بخش هنری تبیان

شاهنامه فردوسی با ارزش ترین حماسه ملی ایرانیان است و در طول تاریخ و حتی دوران معاصر تاثیرات بسیاری بر هنر هنرمندان ایرانی گذاشته ، به طور مثال نقاشی قهوه خانه ای که در تاریخ ایران تاثیرات بسیاری از شاهنامه فردوسی گرفته است.
همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب خلفای بغداد بر مقدرات خود رنج می بردند، نقاشی قهوه خانه ای نیز در برهه ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی، گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت. نقاشی قهوه خانه ای از جمله هنرهایی است که تجلی شاهنامه در مضمون های حماسی آن به وضوح دیده می شود. به خصوص در صحنه هایی نظیر نبرد رستم و سهراب، نبرد رستم و اشکبوس و دیگر قهرمان های شاهنامه ای. از نقاشان مشهور سبک قهوه خانه ای، حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر قابل ذکر است که حسین قوللر آقاسی، سردمدار نقاشی هایی با مضمون حماسی و محمد مدبر را سردمدار نقاشی هایی با مضمون مذهبی دانسته اند.
نگارگری در ایران دارای کاربردهای متفاوتی است، یکی از کاربردهایش استفاده از آن برای تصویرسازی صفحات کتاب بود. از کتبی که در ایران مکرر مصور و با نگارگری تزیین می شده، شاهنامه فردوسی است که همواره سرچشمه الهام هنرمندان ایرانی به خصوص نقاشان قرار گرفته است. یکی از سبک های نقاشی که شاهنامه فردوسی در شکل گیری آن تاثیر بسزایی داشته همان طور که پیشتر ذکر شد، نقاشی قهوه خانه است که از اواخر دوره زندیه و اوایل دوره قاجاریه وارد عرصه نقاشی ایران شده است.
واضح است ،شاهنامه فردوسی همواره منبعی برای خلق اثر هنری برای هنرمندان به شمار رفته و ما نه تنها در تاریخ گذشته بلکه در روزگار معاصر نیز شاهد آن هستیم ؛ مانند نمایشگاهی که امروز در گالری آران برپاست..
نگارگری در ایران دارای کاربردهای متفاوتی است، یکی از کاربردهایش استفاده از آن برای تصویرسازی صفحات کتاب بود. از کتبی که در ایران مکرر مصور و با نگارگری تزیین می شده، شاهنامه فردوسی است که همواره سرچشمه الهام هنرمندان ایرانی به خصوص نقاشان قرار گرفته است.
اکرم احمدی توانا درباره دلایل برپایی نمایشگاه ˝شاهنامه، روایتگر ماندگار˝ گفت :این نمایشگاه حاصل یک سال و نیم تحقیقات من درباره شاهنامه و تاثیر آن در هنر معاصر و مدرن ایران است. تلاش کردم همه آرتیست هایی که شاهنامه را در کارشان مدنظر قرار داده بودند یافته و درتحقیقاتم آثار آنها را مورد بررسی قرار دهم. آنچه در دسترس بود و کارهای متاخر تر را جمع آوری کردم و در این نمایشگاه به نمایش گذاشتم.
وی ادامه داد: در مجموع بالغ بر 40 اثر از 21 آرتیست در این نمایشگاه با محوریت آثار شاهنامه به نمایش درآمده است که از قدیمی ترین آنها اثر مرحوم عربعلی شروه است و جوان ترین هنرمند نیز مهسا خیرخواه است که آثارشان در کنار هم در گالری آران به روی دیوار رفته است. همزمان با نمایش آثار، سعید روانبخش پرفورمنس "مهره سرخ" را در پروژه آران در سه روز جمعه، شنبه و یکشنبه (14 تا 16اسفند) اجرا خواهد کرد.
وی در ادامه درباره دلیل انتخاب این موضوع برای پژوهش خود بیان کرد: پروسه تحقیق من بیش از یک سال و نیم به طول انجامید. ابتدا با بررسی شاهنامه های مصور و کهن ایران کارم را آغاز کردم و بعد تلاش کردم تا ببینم روند تغییرات در هنر مدرن به چه شکل است. اتفاقی که در نسخه های قدیمی شاهنامه وجود داشت این بود که هر نسخه، معاصر زمان خودش بود و برگرفته از اتفاقاتی که در آن دوران حکم فرما بوده است مثلا نسخه شاهنامه سلجوقی با نسخه شاهنامه صفوی کاملا متفاوت از هم هستند. برایم جالب بود که بدانم هنرمندان معاصر ما شاهنامه را چگونه ارزیابی می کنند. برخی مدت زمان بیشتری درگیر این موضوع بودند وبرخی در مجموعه های خاصی از این موضوع بهره گرفته اند.
وی با اشاره به این که روند تغییرات هنر معاصر نیز به دو دوره تقسیم می شود گفت: این روند کاملا متفاوت است، در نتیجه گیری مقاله مطرح شده که قبل از انقلاب و بعد از آن رویکردها چگونه بوده است، هنرمندان پس از انقلاب بیشتر به سمت روایت شاهنامه و تصویرسازی رفتند و عده ای هم بودند که بیشتر از آنکه نگاه ملی گرایانه داشته باشند، آن را بهانه ای برای نقد زندگی معاصر قرار دادند و از دریچه کاملا متفاوتی به شاهنامه نگاه کردند.
این پژوهشگر در ادامه درباره تاثیر نگارگری در شاهنامه گفت: از هیچ یک از آثار نگارگری برای نمایشگاه استفاده نکردم، چرا که دیدگاهم درباره جریانات جدید هنری بود و بیشتر به سمت هنر معاصر و مدرن نگاه داشتم.
وی خاطرنشان کرد: نکته ای که بسیار حائز اهمیت است حمایت مدیر گالری آران از این مجموعه بود که اگر من را در این امر یاری نمی کردند این نمایشگاه جمع آوری نمی شد و داشتن آثار هنرمندان بزرگ ایران در یک نمایشگاه قطعا اتفاق بزرگی است که با حمایت گالری آران به وقوع پیوست.
در این مجموعه آثاری از عربعلی شروه، نیکزاد نجومی، مهدی حسینی، گیزلاوارگا سینایی، فریدون آو، مرضیه قره داغی، فرح اصولی، ترانه صادقیان، شیرین نشاط، جمشید حقیقت شناس، سعید روانبخش، رضا هدایت، بهنام کامرانی، یاسمین سینایی، علیرضا جدی، سیامک فیلی زاده، امیرحسین بیانی، علا ابتکار، آرتمیس شهبازیف علی رضا فانی، مهسا خیرخواه، آیلین بهمنی پور به نمایش درآمده است.
گفتنی است، نمایشگاه "شاهنامه، روایت ماندگار" از 14 اسفندماه در گالری آران واقع در خردمند شمالی، کوچه دی، پلاک 12 پذیرای علاقمندان به هنر است.
منابع:
-هنرآنلاین
-ایران بوم
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 17 اسفند 1394 ساعت: 3:13
فرآوری: سمیه رمضان ماهی/بخش هنری تبیان

هنرهای تجسمی، همانطور که از نام آن پیداست، پیوندی ناگسستنی با تصویر دارد. در این میان مجلات هنری نقش وهمی در انتقال اخرین اتفاقات این حوزه به دوستداران و متخصصان هنر ایفا می کنند. از سویی با گسترش فرهنگ استفاده از دنیای مجازی و داغ بودن بازار شایعه و تصاویر غیر واقعی که با اطلاعاتی نادرست دست به دست می شوند کار را برای مخاطبان این حوزه مشکل کرده است. به راستی تصاویر دارای منبع درست و موجه را از کجا می توان تشخیص داد؟ منابع تصویری قابل اعتماد کدامند؟
از سویی دیگر، فیلم و ویدئو امروزه روز نقش بسیار مهمی در عرصه آموزش و اطلاع رسانی به عهده دارد. عالم هنرهای تجسمی در این زمینه نیز با کاستی و فقر روبرو است. فیلم های دوبله شده از ویدئوهای ارزشمند مستند خارجی در باب هنر،برای کاربران ایرانی، و همچنین الزام به تهیه فیلم های مستند داخلی که به معرفی و آموزش و انتقال شاخصه های هنرهای تجسمی بپردازد، همه و همه وجود یک کانال جدید هنری با خصوصیات فوق را لازم و ضروری می دانند.
و خبر خوش اینکه به زودی و در همین اسفند ماه جاری اولین مجله هنرهای تجسمی که به صورت ویدئویی تهیه شده در دسترس علاقمندان فارسی زبان و هنردوست قرار خواهد گرفت و زمینه ای نو را برای اطلاع رسانی به روی کاربران خواهد گشود. امین بیگی، مدیر مسئول نخستین مجله ویدئویی هنرهای تجسمی است و در باره ویژگی ها ی خاص مجله اش توضیحاتی داده است:
وی می گوید: در حوزه هنرهای تجسمی، کم کاری و غفلت در زمینه ساخت فیلم های مستند وجود داشته و منابع تصویری که بتوان به آن ها استناد کرد، آن طور که باید در دسترس علاقه مندان قرار نگرفته است.
امین بیگی درباره ی ایده ی راه اندازی نخستین مجله ویدئویی هنرهای تجسمی، توضیح داد: به دلیل نبودن منابع تصویری و مولتی مدیا در عرصه هنرهای تجسمی، ورود رسانه های جدید به زندگی مردم و این که به راحتی می توان در گوشی های تلفن همراه فیلم تماشا کرد، این ایده به ذهنم رسید که یک مجله ویدئویی با محوریت هنرهای تجسمی راه اندازی و آن را در فضای مجازی منتشر کنیم.
او اظهار کرد: در این مجله، فیلم هایی منتشر می شوند که محوریت آن ها معرفی هنرمندان تجسمی، گالری ها و برنامه های هنری است. مسلما تأثیری که این مدیا بر مخاطبان می گذارد، از رسانه های مشابه بیشتر است. تأثیر ویدئو بر اقتصاد هنر، معرفی آن و اثرگذاری روی مخاطب، بیشتر از پوستر است، چون مخاطب با حس های دیگرش هم درگیر اثر می شود و و جذابیت بیشتری برایش دارد.
بیگی همچنین بیان کرد: به همین دلیل تلاش کردیم با امکاناتی که در اختیار داریم، یک مجله ویدئویی اینترنتی با موضوع گالری های ایران، برنامه ها و نمایشگاه های هنری و معرفی هنرمندان تجسمی در اختیار مخاطبان قرار دهیم. البته در نظر داریم این مسیر را در هنرهای دیگر هم ادامه دهیم و زمینه را طوری فراهم کنیم تا مولتی مدیا به تئاتر، موسیقی و معماری هم وارد شود.
او به لزوم معرفی و نمایش چهره های مطرح هنری به مخاطبان تجسمی اشاره کرد و گفت: بیشتر مردم، هنرمندان مطرح و بنام را با آثارشان می شناسند و شاید با چهره ی آن ها آشنا نباشند. این مجله سعی دارد فاصله بین مخاطبان جدی هنرهای تجسمی و هنرمندان این عرصه را کم کند. در حوزه هنرهای تجسمی، کم کاری و غفلت در زمینه ساخت فیلم های مستند وجود داشته است.
بیگی در بخش دیگری از سخنانش درباره ی نخستین شماره ی «مجله ویدئویی هنرهای تجسمی» که اسفندماه منتشر شد، گفت: اولین مجله ویدئویی هنرهای تجسمی به میزبانی گالری «اُ» تهیه شد. معمولا پلاتوهای مربوط به مجله، در همان گالری که در مجله معرفی خواهد شد، تهیه می شوند. در معرفی گالری نیز نوع هنری که به آن می پردازد و سیاستش مطرح می شود. همچنین در هر شماره هنرمندان از نمایشگاه های هنری می گویند و آن ها را به مخاطبان معرفی می کنند. این مجله نوعی پیشخوان است تا قبل از افتتاح نمایشگاه، هنرمندان آن ها را به مخاطبان معرفی کنند. شماره آینده نیز یک ویژه نامه برای نوروز است و برنامه های خاصی برای آن در نظر گرفته ایم.
او همچنین افزود: نخستین مجله ویدئویی با هزینه شخصی به سرانجام رسید و به دنبال جذب اسپانسر برای شماره های آینده هستیم. هدف ما، انجام یک کار فرهنگی است که امیدوارم در جامعه جا بیفتد و ارگان ها و نهادها در این زمینه همکاری کنند.
به گزارش ایسنا، اولین مجله ویدئویی گالری گردی و اولین رسانه ویدئویی تجسمی به مدیرمسئولی امین بیگی با اجرایی از ساغر مسعودی و گفت و گو با پویا آریانپور منتشر شده است. آیدین خانکشی پور هنرمند این شماره است و بابک اطمینانی، پویا آریانپور، فرهاد آذرین، اشکان صانعی، آنیما احتیاط، علی کوره چیان، سولماز نباتی، مهسا ذاکری، عیسی جباری، شوکا حسینی، علی سرابی، حسین سلیمانی، مارال بنی آدم، و محمد تیام با صدای خود در تهیه ی آن همکاری کرده اند.
علاقه مندان برای دیدن این مجله ویدئویی می توانند به نشانی اینترنتی www.aparat.com/v/wXiHd مراجعه کنند.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت: 11:56
بخش هنری تبیان

نمایشگاه «شاهنامه، روایت ماندگار» را با آثاری از عربعلی شروه- نیکزاد نجومی، مهدی حسینی، گیزلا وارگا سینایی، فریدون آو، مرضیه قره داغی، فرح اصولی و... از 14 تا 27 اسفند ماه در خیابان کریم خان زند برگزار می کند.
حجم های محمدمهدی انوشفر را از 14 تا 22 اسفند ماه در خیابان مطهری در معرض دید علاقه مندان به هنرهای تجسمی قرار می دهد.
از 14 تا 19 اسفند ماه میزبان نمایشگاه چاپ دستی محمدعلی بنی اسدی با عنوان «یکی از همین شب ها» است. طراحان آزاد در خیابان ولیعصر (عج) قرار دارد.
زیورآلات دست ساز نازنین مولایی را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان کماسایی به نمایش می گذارد.
نمایشگاهی را در قالب «جشن پایان سال» و با نمایش آثاری از کوروش اصلانی، حمیدرضا اندرز، هومن بیات، حمید پوربهرامی، مرحوم محمد علی ترقی جاه و... را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان فرمانیه برگزار می َکند.
حجم های گلی انتظاری با عنوان «صدای خاک» را از 14 تا 21 اسفند ماه در خیابان نیاوران به نمایش می گذارد.
ویدئوهای گیلدا نوپرست را با عنوان «نیروی بی مانند» از 14 تا 21 اسفند ماه در خیابان نیاوران در معرض دید علاقه مندان قرار می دهد.
نمایشگاه آثار نقاشی و سرامیک مجید حمیدیان را با عنوان «دیدار» از 14 تا 17 اسفند ماه در خیابان علامه شمالی برگزار می َکند.
نمایشگاه مجسمه مریم شهیدی را با عنوان «خیال ذرت» از 14 تا 21 اسفند ماه در میدان ونک برگزار می کند.
نمایشگاه آثار آریا تنابنده پور را از 14 تا 26 اسفند ماه در خیابان ظفر برگزار می َکند.
نمایشگاه دومین دوره جشنواره عکس فؤاد را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان لواسانی غربی برگزار می َکند.
نمایشگاه «گالری بیست و شش یک ساله شد» را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان فرمانیه شرقی برگزار می َکند.
نمایشگاه نوروزی گروه لاجوردین را از 14 تا 20 اسفند ماه و با نمایش آثاری از منیژه نوری، غزل قاسمی، سیده مریم حسینی و... در خیابان کریمخان زند برگزار می َکند.
نمایش آثار خطاطی و کالیگرافی محمدعلی قربانی، نیما الیکایی و... را از 14 تا 17 آغاز می کند. گالری محیا در بلوار اندرزگو قرار دارد.
خطاطی و نقاشیخط های ربابه حسین پور را با عنوان «پیش تر از نوبهار» از 14 تا 21 اسفند ماه در خیابان میرداماد (غرب به شرق) نمایش می دهد.
آثار ویدئوهای علیرضا ساعی را با عنوان «دُوْر» از ۱۴ تا ١۸ اسفند در میدان هفت تیر به نمایش می گذارد.
مجموعه آثار طراحی با عنوان «مگافون های جنگلی» را روز 14 اسفند ماه در خیابان انقلاب در معرض دید علاقه َمندان قرار می َدهد.
زیورآلات دست ساز رخساره هاشمی حائری را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان مطهری در معرض دید علاقه مندان به هنرهای تجسمی قرار می دهد.
از 14 تا 21 اسفند ماه میزبان نمایشگاه «پیشواز بهار» با آثاری از سعید امدادیان، فریبا امین دهقان و... است. ایوان سپید در مهرشهر کرج قرار دارد.
نمایشگاه آثار سینا جوادی را با عنوان «نقاشی در تاریکی» از 14 اسفند در بلوار فردوس شرقی برگزار می َکند.
آثار هنری کاربردی لیلی طهرانی را با عنوان «خانه کوکب سلطان» از 14 تا 21 اسفند ماه در خیابان دیباجی جنوبی به نمایش می گذارد.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت: 11:56
بخش هنری تبیان

فریدون آو که آثار این نمایشگاه را با همراهی داریوش زندی و شقایق عربی انتخاب کرده درباره گزینش آثار می گوید: «انتخاب تنها ۳۳ هنرمند از میان بی شمار قهرمانانِ گمنامِ این وادی دشوار است. پس پوزش می طلبم از هنرمندان بی باکی که کارشان به این نمایشگاه راه پیدا نکرد. از ۲۵ساله تا ۷۵ساله، این ۳۳ هنرمند به نسل های مختلفی تعلق دارند. برای سماجت در کار، شهامت در اجرا و شوریدگی در خلوت نمی توان محدودیت سنی قائل شد». آو همچنین درباره هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه گروهی می افزاید: «کارهای این هنرمندان چه در رسانه ها و چه در بازار کمتر دیده شده است، چراکه برای خود کار می کنند و نه برای پرده گشایی؛ پس خوشحالم از اینکه رسانه ای شده ام برایشان. در زمان و مکانی که این هنرمندان روزنه ای برای رسیدن به آمالشان نمی بینند، کارکردن بر پایه بینشی شخصی -با آگاهی به اینکه تنها سانسور واقعی ترس است- دلیرانه و بی باکانه است و محتاج نورافکنی».
نمایشگاه بی باک هم زمان در دوبی و سه گالری آران، بنیاد لاجوردی و گالری اُ در تهران، میزبان ۳۳ هنرمند خواهند بود.
به گفته شقایق عربی، از برپا کنندگان این نمایشگاه، کارهای نقاشی، عکس، حجم و چیدمان این هنرمندان که برخی آبستره و برخی فیگوراتیوند، به نمایش گذاشته خواهد شد؛ هرچند روش ها و مدیوم ها متفاوت اند. هنرمندان خود از پیشینه های گوناگون اجتماعی، سیاسی و مهارتی برخاسته اند. فهرست کامل هنرمندان این نمایشگاه از این قرار است: سارا عباسیان، ساسان ابری، ناصر بخشی، رضا بانگیز، افشان دانشور، حبیب لاجوردی، سوسن فرجام، نریمان فرخی، فرهاد گاوزن، کسری گلرنگ، محمدحسین غلامزاده، وحید حکیم، هادی هزاوه ای، مهرداد جعفری، ابراهیم خادم بیات، نوگل مظلومی، ارسیا مقدم، امیر محمدزاده، امید مشک سر، کاوه نجم آبادی، فرخ نورونی، مهرداد پورنظرعلی، علی رضوی، اشکان صانعی، بکتاش سارنگ، صادق صادقی پور، شروین شاهرخ، سپهر مصری، محمدرضا یزدی، حسینعلی زابهی، زهرا نوایی، پریسا طیبی و محمد پیریایی.
توتال آرتز، از پرسابقه ترین گالری های دوبی به شمار می رود که داریوش زندی آن را سال ۱۹۹۵ بنیادگذاری کرد و اولین فضایی است که کارهای هنرمندان معاصر ایرانی را در دوبی معرفی کرد. در سال های اخیر فعالیت این فضا بیشتر به سوی پروژه های فرهنگی و آموزشی و فضای همکاری هنرمند، مجموعه دار و کیوریتور و بازدید کننده سوق داده شده است. «مکالمه بصری» آخرین نمایشگاه این گالری بود که در آن، آثار هنرمندانی چون سای تومبلی، کوروش شیشه گران، احمد امین نظر، شقایق عربی، حبیب فرج آبادی، رعنا فرنود، رکنی حائری زاده، شهلا حسینی، فرشید ملکی، اردشیر محصص، مهرداد پورنظرعلی، فیصل سمرا و علی تلپور به تماشا گذاشته شد.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت: 11:56
فرآوری: سمیه رمضان ماهی/بخش هنری تبیان

هنرهای تجسمی، همانطور که از نام آن پیداست، پیوندی ناگسستنی با تصویر دارد. در این میان مجلات هنری نقش وهمی در انتقال اخرین اتفاقات این حوزه به دوستداران و متخصصان هنر ایفا می کنند. از سویی با گسترش فرهنگ استفاده از دنیای مجازی و داغ بودن بازار شایعه و تصاویر غیر واقعی که با اطلاعاتی نادرست دست به دست می شوند کار را برای مخاطبان این حوزه مشکل کرده است. به راستی تصاویر دارای منبع درست و موجه را از کجا می توان تشخیص داد؟ منابع تصویری قابل اعتماد کدامند؟
از سویی دیگر، فیلم و ویدئو امروزه روز نقش بسیار مهمی در عرصه آموزش و اطلاع رسانی به عهده دارد. عالم هنرهای تجسمی در این زمینه نیز با کاستی و فقر روبرو است. فیلم های دوبله شده از ویدئوهای ارزشمند مستند خارجی در باب هنر،برای کاربران ایرانی، و همچنین الزام به تهیه فیلم های مستند داخلی که به معرفی و آموزش و انتقال شاخصه های هنرهای تجسمی بپردازد، همه و همه وجود یک کانال جدید هنری با خصوصیات فوق را لازم و ضروری می دانند.
و خبر خوش اینکه به زودی و در همین اسفند ماه جاری اولین مجله هنرهای تجسمی که به صورت ویدئویی تهیه شده در دسترس علاقمندان فارسی زبان و هنردوست قرار خواهد گرفت و زمینه ای نو را برای اطلاع رسانی به روی کاربران خواهد گشود. امین بیگی، مدیر مسئول نخستین مجله ویدئویی هنرهای تجسمی است و در باره ویژگی ها ی خاص مجله اش توضیحاتی داده است:
وی می گوید: در حوزه هنرهای تجسمی، کم کاری و غفلت در زمینه ساخت فیلم های مستند وجود داشته و منابع تصویری که بتوان به آن ها استناد کرد، آن طور که باید در دسترس علاقه مندان قرار نگرفته است.
امین بیگی درباره ی ایده ی راه اندازی نخستین مجله ویدئویی هنرهای تجسمی، توضیح داد: به دلیل نبودن منابع تصویری و مولتی مدیا در عرصه هنرهای تجسمی، ورود رسانه های جدید به زندگی مردم و این که به راحتی می توان در گوشی های تلفن همراه فیلم تماشا کرد، این ایده به ذهنم رسید که یک مجله ویدئویی با محوریت هنرهای تجسمی راه اندازی و آن را در فضای مجازی منتشر کنیم.
او اظهار کرد: در این مجله، فیلم هایی منتشر می شوند که محوریت آن ها معرفی هنرمندان تجسمی، گالری ها و برنامه های هنری است. مسلما تأثیری که این مدیا بر مخاطبان می گذارد، از رسانه های مشابه بیشتر است. تأثیر ویدئو بر اقتصاد هنر، معرفی آن و اثرگذاری روی مخاطب، بیشتر از پوستر است، چون مخاطب با حس های دیگرش هم درگیر اثر می شود و و جذابیت بیشتری برایش دارد.
بیگی همچنین بیان کرد: به همین دلیل تلاش کردیم با امکاناتی که در اختیار داریم، یک مجله ویدئویی اینترنتی با موضوع گالری های ایران، برنامه ها و نمایشگاه های هنری و معرفی هنرمندان تجسمی در اختیار مخاطبان قرار دهیم. البته در نظر داریم این مسیر را در هنرهای دیگر هم ادامه دهیم و زمینه را طوری فراهم کنیم تا مولتی مدیا به تئاتر، موسیقی و معماری هم وارد شود.
او به لزوم معرفی و نمایش چهره های مطرح هنری به مخاطبان تجسمی اشاره کرد و گفت: بیشتر مردم، هنرمندان مطرح و بنام را با آثارشان می شناسند و شاید با چهره ی آن ها آشنا نباشند. این مجله سعی دارد فاصله بین مخاطبان جدی هنرهای تجسمی و هنرمندان این عرصه را کم کند. در حوزه هنرهای تجسمی، کم کاری و غفلت در زمینه ساخت فیلم های مستند وجود داشته است.
بیگی در بخش دیگری از سخنانش درباره ی نخستین شماره ی «مجله ویدئویی هنرهای تجسمی» که اسفندماه منتشر شد، گفت: اولین مجله ویدئویی هنرهای تجسمی به میزبانی گالری «اُ» تهیه شد. معمولا پلاتوهای مربوط به مجله، در همان گالری که در مجله معرفی خواهد شد، تهیه می شوند. در معرفی گالری نیز نوع هنری که به آن می پردازد و سیاستش مطرح می شود. همچنین در هر شماره هنرمندان از نمایشگاه های هنری می گویند و آن ها را به مخاطبان معرفی می کنند. این مجله نوعی پیشخوان است تا قبل از افتتاح نمایشگاه، هنرمندان آن ها را به مخاطبان معرفی کنند. شماره آینده نیز یک ویژه نامه برای نوروز است و برنامه های خاصی برای آن در نظر گرفته ایم.
او همچنین افزود: نخستین مجله ویدئویی با هزینه شخصی به سرانجام رسید و به دنبال جذب اسپانسر برای شماره های آینده هستیم. هدف ما، انجام یک کار فرهنگی است که امیدوارم در جامعه جا بیفتد و ارگان ها و نهادها در این زمینه همکاری کنند.
به گزارش ایسنا، اولین مجله ویدئویی گالری گردی و اولین رسانه ویدئویی تجسمی به مدیرمسئولی امین بیگی با اجرایی از ساغر مسعودی و گفت و گو با پویا آریانپور منتشر شده است. آیدین خانکشی پور هنرمند این شماره است و بابک اطمینانی، پویا آریانپور، فرهاد آذرین، اشکان صانعی، آنیما احتیاط، علی کوره چیان، سولماز نباتی، مهسا ذاکری، عیسی جباری، شوکا حسینی، علی سرابی، حسین سلیمانی، مارال بنی آدم، و محمد تیام با صدای خود در تهیه ی آن همکاری کرده اند.
علاقه مندان برای دیدن این مجله ویدئویی می توانند به نشانی اینترنتی www.aparat.com/v/wXiHd مراجعه کنند.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت: 6:50
بخش هنری تبیان

نمایشگاه «شاهنامه، روایت ماندگار» را با آثاری از عربعلی شروه- نیکزاد نجومی، مهدی حسینی، گیزلا وارگا سینایی، فریدون آو، مرضیه قره داغی، فرح اصولی و... از 14 تا 27 اسفند ماه در خیابان کریم خان زند برگزار می کند.
حجم های محمدمهدی انوشفر را از 14 تا 22 اسفند ماه در خیابان مطهری در معرض دید علاقه مندان به هنرهای تجسمی قرار می دهد.
از 14 تا 19 اسفند ماه میزبان نمایشگاه چاپ دستی محمدعلی بنی اسدی با عنوان «یکی از همین شب ها» است. طراحان آزاد در خیابان ولیعصر (عج) قرار دارد.
زیورآلات دست ساز نازنین مولایی را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان کماسایی به نمایش می گذارد.
نمایشگاهی را در قالب «جشن پایان سال» و با نمایش آثاری از کوروش اصلانی، حمیدرضا اندرز، هومن بیات، حمید پوربهرامی، مرحوم محمد علی ترقی جاه و... را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان فرمانیه برگزار می َکند.
حجم های گلی انتظاری با عنوان «صدای خاک» را از 14 تا 21 اسفند ماه در خیابان نیاوران به نمایش می گذارد.
ویدئوهای گیلدا نوپرست را با عنوان «نیروی بی مانند» از 14 تا 21 اسفند ماه در خیابان نیاوران در معرض دید علاقه مندان قرار می دهد.
نمایشگاه آثار نقاشی و سرامیک مجید حمیدیان را با عنوان «دیدار» از 14 تا 17 اسفند ماه در خیابان علامه شمالی برگزار می َکند.
نمایشگاه مجسمه مریم شهیدی را با عنوان «خیال ذرت» از 14 تا 21 اسفند ماه در میدان ونک برگزار می کند.
نمایشگاه آثار آریا تنابنده پور را از 14 تا 26 اسفند ماه در خیابان ظفر برگزار می َکند.
نمایشگاه دومین دوره جشنواره عکس فؤاد را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان لواسانی غربی برگزار می َکند.
نمایشگاه «گالری بیست و شش یک ساله شد» را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان فرمانیه شرقی برگزار می َکند.
نمایشگاه نوروزی گروه لاجوردین را از 14 تا 20 اسفند ماه و با نمایش آثاری از منیژه نوری، غزل قاسمی، سیده مریم حسینی و... در خیابان کریمخان زند برگزار می َکند.
نمایش آثار خطاطی و کالیگرافی محمدعلی قربانی، نیما الیکایی و... را از 14 تا 17 آغاز می کند. گالری محیا در بلوار اندرزگو قرار دارد.
خطاطی و نقاشیخط های ربابه حسین پور را با عنوان «پیش تر از نوبهار» از 14 تا 21 اسفند ماه در خیابان میرداماد (غرب به شرق) نمایش می دهد.
آثار ویدئوهای علیرضا ساعی را با عنوان «دُوْر» از ۱۴ تا ١۸ اسفند در میدان هفت تیر به نمایش می گذارد.
مجموعه آثار طراحی با عنوان «مگافون های جنگلی» را روز 14 اسفند ماه در خیابان انقلاب در معرض دید علاقه َمندان قرار می َدهد.
زیورآلات دست ساز رخساره هاشمی حائری را از 14 تا 19 اسفند ماه در خیابان مطهری در معرض دید علاقه مندان به هنرهای تجسمی قرار می دهد.
از 14 تا 21 اسفند ماه میزبان نمایشگاه «پیشواز بهار» با آثاری از سعید امدادیان، فریبا امین دهقان و... است. ایوان سپید در مهرشهر کرج قرار دارد.
نمایشگاه آثار سینا جوادی را با عنوان «نقاشی در تاریکی» از 14 اسفند در بلوار فردوس شرقی برگزار می َکند.
آثار هنری کاربردی لیلی طهرانی را با عنوان «خانه کوکب سلطان» از 14 تا 21 اسفند ماه در خیابان دیباجی جنوبی به نمایش می گذارد.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت: 6:50
بخش هنری تبیان

فریدون آو که آثار این نمایشگاه را با همراهی داریوش زندی و شقایق عربی انتخاب کرده درباره گزینش آثار می گوید: «انتخاب تنها ۳۳ هنرمند از میان بی شمار قهرمانانِ گمنامِ این وادی دشوار است. پس پوزش می طلبم از هنرمندان بی باکی که کارشان به این نمایشگاه راه پیدا نکرد. از ۲۵ساله تا ۷۵ساله، این ۳۳ هنرمند به نسل های مختلفی تعلق دارند. برای سماجت در کار، شهامت در اجرا و شوریدگی در خلوت نمی توان محدودیت سنی قائل شد». آو همچنین درباره هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه گروهی می افزاید: «کارهای این هنرمندان چه در رسانه ها و چه در بازار کمتر دیده شده است، چراکه برای خود کار می کنند و نه برای پرده گشایی؛ پس خوشحالم از اینکه رسانه ای شده ام برایشان. در زمان و مکانی که این هنرمندان روزنه ای برای رسیدن به آمالشان نمی بینند، کارکردن بر پایه بینشی شخصی -با آگاهی به اینکه تنها سانسور واقعی ترس است- دلیرانه و بی باکانه است و محتاج نورافکنی».
نمایشگاه بی باک هم زمان در دوبی و سه گالری آران، بنیاد لاجوردی و گالری اُ در تهران، میزبان ۳۳ هنرمند خواهند بود.
به گفته شقایق عربی، از برپا کنندگان این نمایشگاه، کارهای نقاشی، عکس، حجم و چیدمان این هنرمندان که برخی آبستره و برخی فیگوراتیوند، به نمایش گذاشته خواهد شد؛ هرچند روش ها و مدیوم ها متفاوت اند. هنرمندان خود از پیشینه های گوناگون اجتماعی، سیاسی و مهارتی برخاسته اند. فهرست کامل هنرمندان این نمایشگاه از این قرار است: سارا عباسیان، ساسان ابری، ناصر بخشی، رضا بانگیز، افشان دانشور، حبیب لاجوردی، سوسن فرجام، نریمان فرخی، فرهاد گاوزن، کسری گلرنگ، محمدحسین غلامزاده، وحید حکیم، هادی هزاوه ای، مهرداد جعفری، ابراهیم خادم بیات، نوگل مظلومی، ارسیا مقدم، امیر محمدزاده، امید مشک سر، کاوه نجم آبادی، فرخ نورونی، مهرداد پورنظرعلی، علی رضوی، اشکان صانعی، بکتاش سارنگ، صادق صادقی پور، شروین شاهرخ، سپهر مصری، محمدرضا یزدی، حسینعلی زابهی، زهرا نوایی، پریسا طیبی و محمد پیریایی.
توتال آرتز، از پرسابقه ترین گالری های دوبی به شمار می رود که داریوش زندی آن را سال ۱۹۹۵ بنیادگذاری کرد و اولین فضایی است که کارهای هنرمندان معاصر ایرانی را در دوبی معرفی کرد. در سال های اخیر فعالیت این فضا بیشتر به سوی پروژه های فرهنگی و آموزشی و فضای همکاری هنرمند، مجموعه دار و کیوریتور و بازدید کننده سوق داده شده است. «مکالمه بصری» آخرین نمایشگاه این گالری بود که در آن، آثار هنرمندانی چون سای تومبلی، کوروش شیشه گران، احمد امین نظر، شقایق عربی، حبیب فرج آبادی، رعنا فرنود، رکنی حائری زاده، شهلا حسینی، فرشید ملکی، اردشیر محصص، مهرداد پورنظرعلی، فیصل سمرا و علی تلپور به تماشا گذاشته شد.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت: 6:50
بخش هنری تبیان

به گفته مسوولان، درحال حاضر سرانه فضای سبز تهران به ۱۶ مترمربع برای هر نفر در بخش درون شهری رسیده است این در حالی است كه در بخش برون شهری یا كمربند سبز شهر تهران به ۳۸ هزار و ۷۰۰ هكتار رسیده ایم كه در حال حاضر سرانه فضای سبز برون شهری به ۲۴ متر برای هر شهروند رسیده كه تا پایان برنامه پنج ساله دوم شهرداری تهران، طرح ۵۰ هزار هكتاری تكمیل خواهد شد. با توجه به اهمیت این موضوع در طول این سال ها، روز پانزدهم اسفند (ششم مارس) یا روز درختكاری و برگزاری برنامه های مرتبط با این روز بهانه ای شده تا چهره كلانشهر آلوده تهران برای چندروزی هم كه شده كمی متفاوت شود. در كنار انتشار فراخوان های مختلفی برای كاشت درخت در این روز، هستند چهره های فرهنگی و هنری ای كه به صورت های مختلف نسبت به این موضوع واكنش نشان داده و دیگر شهروندان تهرانی را هم برای این كار دعوت می كنند.
كانون تصویرگران امید نگارخانه آبی كارگاه تصویرسازی «درخت را روی كاغذ می نشانم»را به بهانه این روز برگزار می كند؛ كارگاهی كه قرار است امروز از ساعت ٩ تا ١٤ برگزار شود. در این برنامه ٣٠ تن از تصویرگران با حضور در ایستگاه مترو شهدا به خلق آثاری با موضوع حفظ محیط زیست و از بین رفتن جنگل ها می پردازند. هنرمندان عرصه سینما هم مانند سال گذشته با كاشت درخت در این رویداد شركت می كنند. هنرمندان سینمای ایران، در مراسم ویژه به صورت نمادین و برای ترویج سنت درختكاری، چند اصله نهال را غرس می كنند.
این مراسم با حضور اهالی سینما، ساعت ١٥ در ساختمان شماره ٢ خانه سینما (خیابان وصال) شروع می شود. خانه هنرمندان ایران هم در این روز میزبان هنرمندان مختلف خواهد بود.
بهزاد شیشه گران یكی دیگر از هنرمندانی است كه بخشی از فعالیت هایش را در طول این سال ها به طراحی پوسترهایی مرتبط با اخبار و موضوعات اجتماعی اختصاص داده، در تازه ترین پوسترش با موضوع «روز درختكاری» به استقبال این روز رفته است. بهزاد شیشه گران در یادداشتی كه به بهانه این پوستر منتشر كرده می نویسد: «١٥ اسفند، جشن دوستی ایرانی ها با طبیعت زیبا و باطراوت است. پانزدهم اسفندماه، روز شاد و
به یادماندنی است. هر كسی از كوچك و بزرگ، می كوشد تا با كاشتن نهالی در دل خاك، نقشی در پاكیزگی هوا و سرسبزی مناظر عمومی داشته باشد و با این كار، به پیشواز بهاری دل انگیز و باصفا برود. حفاظت از درختان و جنگل ها و جلوگیری از نابودی آنها نیازمند عزم همگانی است. متاسفانه عده ای افزون بر نابودی درختان پرشمار، اقدام به قطع گونه های كمیاب درختی نیز می كنند. درختان از پربارترین نعمت های طبیعت هستند. درختان از منابع طبیعی و جزو ثروت های ملی هر كشوری به شمار می آیند. درنتیجه حفظ و نگهداری آنها وظیفه ای ملی و همگانی است.»
تشكیل كمپین «هر تهرانی یك درخت» یكی از برنامه هایی بود كه هفته گذشته عیسی علیزاده، مدیرعامل سازمان زیباسازی تهران از آن خبر داد. در این كمپین از هنرمندان عرصه گرافیك و تصویرسازی، دعوت شد تا طرح های خودشان را درباره این موضوع ارایه كنند كه حاصل آن طرح ها و تبلیغاتی بود كه در روزهای میانی اسفندماه در سطح شهر دیده شد و با اعلام برنامه های مختلف درختكاری از طرف دیگر نهادها در هفته پیش رو ادامه پیدا كرد. شیشه گران در بخش دیگری از یادداشتش درباره شركت در چنین برنامه هایی می نویسد: «بنده به دعوت فرهنگسرای ارسباران در روز ١٨ اسفند، در پارك گفت وگو درختی خواهم كاشت با این شعار كه «هر ایرانی یك نهال هدیه به فردای ایران». خوشبختانه در رسانه های مختلف به موضوع این روز پرداخته اند و من نیز پوستری به مناسبت ١٥ اسفند، روز درختكاری و پاسداشت طبیعت ایران طراحی كرده ام كه تقدیم به همه دوستداران طبیعت می كنم.»
این نخستین بار نیست كه شیشه گران در واكنش به مسائل و اخبار زیست محیطی در ایران پوستری را طراحی می كند. چندی پیش آلودگی هوای تهران و همزمانی اش با روز ملی هوای پاك باعث شد تا این هنرمند با انتشار پوستری با عنوان «تهران در اغما» نسبت به این مساله واكنش نشان دهد. او كه سابقه طراحی پوسترهای سیاسی را در كارنامه كاری اش دارد از معدود هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی بود كه در واكنش به اتفاقات دیگری از جمله زلزله های رودبار، بم، آذربایجان شرقی و بوشهر و هم دردی با خانواده های قربانیان این زلزله ها پوسترهایی را طراحی كرد.
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 19:50
سمیه رمضان ماهی - بخش هنری تبیان
موسیقی بخشی از هنرهای شنیداری است و به همین دلیل دسترسی به موسیقی اقوام گذشته، تا قبل از اختراع صفحات گرامافون که بتواند الحان موسیقی را در خود ضبط کند، امری محال و ناممکن است. اما هنرهای تجسمی و کتب ادبی می تواند تا حدودی ما را در شناخت بشر ادوار کهن از انواع سازها یاری دهد. امروزه با بررسی نقش برجسته ها، مجسمه ها، نقاشی ها و نقوش ظروف از یک سو و همچنین دستورات آئینی و دینی برجای مانده در کتب مقدس تمدن های دوران کهن از سوی دیگر ، تلاش می شود به غنای موسیقی در آن عصر دست یافت.
در آثار بدست آمده از پیش از ورود آریایی ها به ایران، می توان تصاویری در آثار هنری به جای مانده یافت که نشانگر رواج و استفاده از ادوات موسیقی در میان مردمان آن دوره بوده است. از جمله این آثار، مهری است که از چغامیش به دست آمده و مربوط به حدود 3500ق.م است. در این مهر، تصویر 4مرد دیده می شود که در حال نواختن موسیقی هستند: یک چنگ نواز، یک نوازنده طبل، یک نوازنده سازی بادی و یک خواننده.


از آنجا که استفاده از چنین سازهایی نشانگر شناخت این ادوات موسیقی و شیوه های اجرای آنهاست، می توان نتیجه گرفت که در آن دوران ، ملودی و وزن موسیقیایی، در نواختن ساز و خواندن متون تغزلی، امری شناخته شده بوده است. از سویی ساز چنگ، نیازمند کوک کردن است تا نَغَماتی گوناگون را بتواند توسط آن تولید کرد؛ پس می توان گفت دانش موسیقی در هزاره چهارم پیش از میلاد در ایران از شناخت و پشرفت قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است؛ حال اگر بپذیریم که چنین شناختی آسان و یک شبه بدست نیامده، بلکه مستلزم مرور زمان است، می توانیم پیشینه موسیقی و آشنایی بشر با سازها را تا هزاره 5قبل از میلاد به عقب بازگردانیم.
در بررسی تاریخی ایران پیش از ماد، و در پی ریشه یابی ابداع سازها، ناگزیر می باید به تأمل در تمدن های همجوار ایران، خصوصا بین النهرین یعنی تمدن های سومر، آکد، بابل و آشور و عیلام بپردازیم . نکته جالب آن که در این تمدن ها، نه تنها از ساز و دُهُل استفاده می شد، بلکه تندیس های کوچکی از حدود 1500ق.م نیز یافت شده که نوازندگان را در حال نواختن چنگ و تنبور مجسم ساخته اند و از آنجا که نواختن تنبور، از تکنیک و ظرافت بالایی برخوردار است، می توان تا حدودی به غنای موسیقی در آن دوران پی برد.
پیشینه اقوام ماد، به نژاد آریایی باز می گردد. در واقع پس از ورود آریائیان به ایران، سه تمدن توسط ایشان پایه گذاری شد: مادها، پارس ها و پارت ها. دوران شکل گیری و گسترش تمدن ماد در ایران به حدود قرن هفتم قبل از میلاد باز می گردد. متاسفانه از دوران ماد، آثار قابل توجهی که بتوان از آن چگونگی تحولات موسیقی و سازهای موسیقیایی را حدس زد، بدست نیامده است. اما مهمترین اتفاق در تاریخ موسیقی ایران، که می توان آن را سرچشمه اصلی موسیقی ایرانی در ادوار بعد دانست، در دوران ماد بدست آمده و آن عبارت است از رواج استفاده از آواز خوش موسیقی در خوانش متون مقدس.
هرچند تاریخ ظهور زرتشت پیامبر ایرانی، در هاله ای از ابهام وجود دارد و برخی منابع ظهور او را به عهدی بسیار کهن تر از زمان مادها ارجاع می دهند، اما آن چه مسلم است در عصر ماد، دین زرتشتی، به عنوان آئینی عمومی مورد قبول و پرستش قرار می گرفت.

با توجه به متون باقی مانده از کتاب اوستا در عصر حاضر، برخی دستورات در این دین آمده است که خواندن متون مقدس با لحن خوش را ترویج می کند. مثلا در "گاتا"ها به این موضوع اشاره شده است و در واقع می توان گفت گاتاها تنها بخشی از اوستاست که باید با آواز خوانده شود و حتی در متون مقدس زرتشی آمده است که به آواز نخواندن گاتاها، گناهی بزرگ شمره می شود. بعدها نیز تفسیر و ترجمه اوستا را به صورت آهنگین و با لحنی خوش می خواندند و تا به امروز نیز این سنت در میان زرتشتیان به عنوان یک اصل باقی مانده است.
بدین ترتیب موسیقی مبتنی بر گاتاهای زرتشتی یا همان موسیقی "گاهانی"، در دوره ماد رواج یافت و تا به امروز نیز به حیات خود ادامه داده است.
آنچه در این میان قابل اهمیت است آن که سرچسشمه اصلی موسیقی ایرانی، همین موسیقی گاهانی است و در حقیقت یعنی موسیقی ایرانی، ریشه در نوعی موسیقی مذهبی و نیایشی دارد.
امروزه روز نیز آنچه که با عنوان موسیقی اصیل ایرانی یا موسیقی سنتی شناخته می شود گویای نوعی عرفان، و موسیقی الوهی است. گویی ایرانیان، خاستگاه موسیقی را نه در زمین بلکه در افلاک و آسمان برین می جستند و آن را با کلام الهی نزدیک و همجنس می دانستند؛ و چه زیبا مولانا می گوید:
پس حکیمان گفته اند این لحن ها
از دوار چرخ بگرفتیم ما
بانگ گردش های چرخ است این که خلق
می سرایندش به تنبور و حلق
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 8:31
فرآوری: سمیه فروغی-بخش هنری تبیان
تالار آئینه، بنایی که یکی از شاهکارهای معمار سازنده آن بود و موضوع یکی از آثار برجسته کمال الملک، همینطور یکی از فیلم های مهم علی حاتمی به نام کمال الملک شد که تالار آینه یکی از لوکیشن های اصلی این فیلم بود. تالار آینه یکی از اتاق های زیبای کاخ گلستان تهران است که در سمت غربی مجموعه گلستان و بالای سردرب ورودی عمارت اصلی و در غرب تالار سلام واقع شده است. این تالار به همراه تالار سلام در سال ۱۲۵۳ شمسی توسط صنیع الملک ( با ابوالحسن غفاری نقاش نامدار که او هم ملقب به صنیع الملک است اشتباه نشود) ساخته شد و اتمام تزیینات آن تا سال ۱۲۶۱ شمسی طول کشید. بیشترین شهرت این تالار به دلیل نقاشی کمال الملک از آن است. کمال المک به مدت ۵ سال بر روی این اثر کار کرد و در آن نقاشی، ناصر الدین شاه در تالار دیده می شود. تالار دیگری که در نزدیکی این تالار قرار دارد تالار سلام است که در گذشته برای مراسم رسمی مورد استفاده بوده است.

محمد غفاری (کمال الملک) از هنرمندان بنام عصر قاجار است که ظهور او در عرصه نگارگری با ابداعات و نوآوری های او در سبک و روش، فصل تازه ای را در بخش هنرهای تجسمی ایران گشود. وی با کشیدن تابلو تالار آیینه از سوی ناصر الدین شاه به کمال الملک ملقب شد
تابلوهای کمال الملک (محمد غفاری) آنقدر جذاب بودند که بیننده ای را به تحسین وا می داشت .پدر محمد هم در کشیدن منظره و نقاشی و چاپ سنگی استاد بود و بهمین علت استعداد محمد را به سرعت تشخیص داد و او را برای جدی گرفتن نقاشی ،تشویق و راهنمایی کرد . پدرش نقاشی های او را با دقت بررسی می کرد و هرجا که لازم بود ، نکته ای را به او می آموخت و راهنماییش می کرد.
آموزشهای پدر متناسب با رشد محمد تنظیم می شد . پدر وقتی مطمئن شد که نقاشی جزئی از وجود پسرش شده و تا پایان عمر نمی توانددل از آن بکند ، نکاتی را به او گوشزد می کرد که تا پایان عمر آویزه گوش محمد شد :«محمد جان اگر می خواهی نقاش خوبی شوی ، باید مداوم کار کنی و تا می توانی طرح بزنی و نقاشی بکشی» .
عمویش صنیع الملک از نقاشان بنام عصر خود بود. کمال الملک در نوجوانی به تهران رفت و در سالهای اقامتش در تهران به سفارش ناصر الدین شاه چندین تابلو کشید. او چند سالی را در اروپا گذراند و نزد تعدادی از نقاشان اروپایی تحصیل کرد و در موزه های مختلف اروپا به مطالعه آثار نقاشان بزرگ اروپا پرداخت. کمال الملک در بازگشت به ایران مدرسه "صنایع مستظرفه" را تاسیس کرد و مدیریت آن را عهده دار شد. او در سال ۱۳۰۷ به حسین آباد نیشابور رفت و دوازده سال آخر عمر خود را در این روستا در انزوا گذراند و در سال ۱۳۱۹ خورشیدی، در سن ۹۵ سالگی درگذشت. مقبره وی در کنار آرامگاه شیخ فرید الدین عطار نیشابوری قرار دارد.
محمد غفاری (کمال الملک) از هنرمندان بنام عصر قاجار است که ظهور او در عرصه نگارگری با ابداعات و نوآوری های او در سبک و روش، فصل تازه ای را در بخش هنرهای تجسمی ایران گشود. وی با کشیدن تابلو تالار آیینه از سوی ناصر الدین شاه به کمال الملک ملقب شد. آرامگاه وی درمیان باغی در حومه شهر نیشابور واقع است و در سمت غرب آرامگاه خیام و به فاصله دو کیلومتری از آن واقع است. طراح این بنای یادبود هوشنگ سیحون است. نکته جالب در مورد تالار آینه این است که نقاشی کمال الملک از این تالار وسیع تر از آن چیزی است که در واقعیت می بینید. در واقع کمال المک در این اثر بر شکوه تالار آینه افزوده است.


عکسی از تالار آینه به همراه مجسمه مومی کمال الملک در حال خلق نقاشی
از این تالار نمایی از تالار آینه در پشت صحنه فیلم "کمال الملک" ساخته زنده یاد علی حاتمی پیش از ساخت تالار آینه در آن مکان عمارت چهل ستون چوبی بوده است که در سال ۱۲۳۲ شمسی به دست محمد تقی خان معمارباشی و اهتمام حاج علی خان حاجب الدوله در عمارت سلطنتی به جای عمارت الماسیه ساخته شد. ضلع جنوبی این تالار به باغ گلستان است و دارای سه ارسی بزرگ قوسی شکل به سمت باغ و دو درب و یک پنجره قوسی بزرگ در سمت عمارت است. در این تالار از آینه کاری بسیار زیبایی انجام شده است. معماری و طراحی این بنا را ابوالحسن معمارباشی معروف به صنیع الملک انجام داده است و مباشرت بنایی آن نیز با میرزا یحیی خان معتمدالملک وزیر بنایی بوده است.
منابع:
- هنرآنلاین
- بیتوته
- - , .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 15 اسفند 1394 ساعت: 8:31